برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

فرعون

/fer'own/

معنی فرعون در لغت نامه دهخدا

فرعون. [ ف ِ ع َ ] (اِخ ) نام عامی است ملوک مصر قدیم را چون شاه و ملک برای ما. (از یادداشتهای مؤلف ). در یونانی فرئون ، محتمل است که کلمه از طریق سریانی وارد زبان عربی شده باشد و در قرآن هم آمده است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). لقب هر پادشاه مصر. (منتهی الارب ). هرکس که پادشاه مصر بود. (اقرب الموارد) :
یکی چون دیده ٔ یعقوب و دیگر چون رخ یوسف
سدیگر چون دل فرعون ، چهارم چون کف موسی.
منوچهری.
علی هارون امت بود دشمن زآن همی دارد
مر او را، کش چنین آموخت ره فرعون و هامانش.
ناصرخسرو.
فرعون روزگار ز من کینه جوی گشت
چون من به علم در کف موسی عصا شدم.
ناصرخسرو.
آری بنای جادوی فرعون از جهان
ثعبان اسود و ید بیضا برافکند.
خاقانی.
جام فرعونی خبر ده تا کجاست ؟
کآتش موسی عیان بنمود صبح.
خاقانی.
تا شودشیر خدا از عون او
وارهد از نفس و از فرعون او.
مولوی.
ورنه کی کردی به یک چوبی هنر
موسیی فرعون را زیر و زبر.
مولوی.
تو را میراث فرعون و هامان رسید یعنی ملک مصر. (گلستان ). این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون است مرصع. (گلستان ).
|| (معرب ، ص ، اِ) سرکش. ستمکار. تباهکار. (منتهی الارب ). متکبر و سرکش. (برهان ). مأخوذ از فرعنت به معنی تکبر ورزیدن. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
همه فرعون و گرگ پیشه شدند
من عصا و شبان نمی یابم.
خاقانی.
غنی را به غیبت بکاوند پوست
که فرعون اگر هست در عالم اوست.
سعدی.
- فرعون شدن ؛ مغرور و متکبر شدن و سرکشی کردن :
نفس از بس مدحها فرعون شد
کن ذلیل النفس هوناً لاتسد.
مولوی.
|| (اِ) نهنگ. (منتهی الارب ). تمساح به لغت قبط. (اقرب الموارد). ج ، فراعنه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به فراعنه شود.

فرعون. [ ف ِ ع َ ] (اِخ ) لقب ولیدبن مصعب است و او اول فراعنه ٔ مصر است. (برهان ). این شخص نامش منس بوده و اولین پادشاه مصر بعد از وحدت مصر شمالی و جنوبی است. نامی که مؤل ...

معنی فرعون به فارسی

فرعون
معمو پادشاه مصر معاصر موسی ۴ را بدین عنوان خوانندو او [ منفلی ] دوم پسر رامسس سیزدهم بود. در روزگار این پادشاه از سطوت و اقتدار مصرکاسته شد و بهمین جهت وی بتکمیل آرامگاه خود موفق نگردید ( ترجمه قاموس کتاب مقدس ص ۶۵٠ ) .
ستمگر، سرکش، متمرد، متکبر، ولقب هریک ازپادشاهان قدیم مصر
۱ - عنوان هر یک از پادشاهان مصر جمع : فراعنه ۲ - هر شخص ستمکار و تباهکار : کمترین فرعون چیست فیلسوف ماه او در برجی و همی در خسوف . ( مثنوی )
نام پدر خضر
لقب ولید بن عبد الملک پادشاه مصر .
عنوان پادشاهان بطالسه مصر است
نام پادشاه مصر که معاصر موسی بن عمران پیامبر بنی اسرائیل بوده است .
آن که زور گوید و سرکشی کند یا خود را خداوند جهان خواند .
کسان فرعون
او را سی ورقه شعر است
شبیه مروارید است در درازی انگشت و از بحر حجاز آنرا میاوردند . چیزیست مشابه به مرو در درازی انگشتی از دریای حجاز آید برای التیام جراحات علی الفور مجربست . سنگی است مانند انگشت آدمی و آنرا از بحر حجاز آوردند بعربی امساک الخراج گویند .
حوالی قاهره از توابع مصر
نام جامی که فرعون در آن شراب می خورد

معنی فرعون در فرهنگ معین

فرعون
(فِ عُ) [ معر. ] (اِ.) ۱ - عنوان هر یک از پادشاهان قدیم مصر. ۲ - مجازاً ستمکار، ظالم .

معنی فرعون در فرهنگ فارسی عمید

فرعون
زورگو، ستمگر، متکبر. &delta، دراصل لقب عمومی پادشاهان قدیم مصر بوده است.

فرعون در دانشنامه اسلامی

فرعون
فرعون لقب پادشاهان مصر در زمان حضرت یوسف ع بوده است.
«فرعون» اسم غیر عربی است که به اعتبار گستاخی و گردنکشی او این چنین نامیده شده است ، بعید نیست از ماده «فارع» مشتق شده باشد به معنی قتل، انتقام و غارت و یا از ماده «فرع» به معنی هرج و مرج یا فقدان نظم باشد. فرعون اسم عام است و به تمام سلاطین مصر گفته می شده (همان طور که به سلاطین روم قیصر و به سلاطین ایران کسری گفته می شده) فراعنه مصر ۲۶ سلسله بودند و مدت حکومت آن ها نزدیک به سه هزار سال بوده است (تا انتهای قرن پنجم میلادی) که مشهورترین آنها عبارتند از:۱- ریان بن ولید فرعون معاصر حضرت یوسف (ع) ۲- قابوس بن مصعب معاصر ولادت حضرت موسی (ع)۳- ولید بن مصعب یا ولید بن قابوس، فرعون زمان خروج موسی (ع).
فرعون در قرآن
لفظ فرعون ۷۴ بار در قرآن آمده و در داستانهای بنی اسرائیل و موسی (ع) به چشم می خورد و محل زندگی آن ها سرزمین مصر بوده است، البته در قرآن به اسم فرعون معاصر حضرت موسی (ع) تصریح نشده است.فرعون به صفات مسرف، طاغی، عالی، ذوالاوتاد توصیف گردیده و از سیاستهای شیطانی او با کید فرعون یاد شده است. فرعون در ابتدا ادعای ربوبیت داشت و می گفت: «فَقَالَ أَنَا رَبُّکمُ الْأَعْلَی» «و گفت من پروردگار برتر شما هستم»سپس پا را فراتر گذاشته و ادعای الوهیت می کند: «وَ قَالَ فِرْعَوْنُ یا أَیهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکم مِّنْ إِلَهٍ غَیرِی» «و فرعون گفت: ای جمعیت اشراف من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم»او دشمن سرسخت بنی اسرائیل بود و پسران آنها را می کشت و دختران را برای خدمتکاری زنده می گذاشت ،به عقیده او و قومش، بنی اسرائیل بردگان و خدمتگزاران آنها بودند.
رسالت حضرت موسی (ع)
خداوند موسی (ع) را همراه برادرش هارون به سوی فرعون فرستاد تا بنی اسرائیل را از چنگال او آزاد کند اما فرعون در مقابله با موسی (ع)، استکبار می ورزد: «فَاسْتَکبَرُوا وَ کانُوا قَوْمًا عَالِینَ» «اما آن ها (فرعون و اطرافیان) تکبر کردند و آنها مردمی برتری جوی بودند»و نسبت جنون به موسی (ع) می دهد: «قَالَ إِنَّ رَسُولَکمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیکمْ لَمَجْنُونٌ» «(فرعون) گفت پیامبری که به سوی شما فرستاده شده، مسلماً دیوانه است»و موسی را ساحر می خواند: «إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیم» «این ساحری آگاه است ...


فرعون در دانشنامه ویکی پدیا

فرعون
واژه فِرعَون لقبی است که در دوره متأخر برای نام بردن از فرمانروایان سلسله های مصر باستان به کار می رود. هر چند، از نظر تاریخی، فرعون فقط در طی پادشاهی نوین مصر، به ویژه در میانه دودمان هجدهم مصر، پس از سلطنت حتچپسوت به عنوان یک لقب برای پادشاهان مورد استفاده قرار گرفت. فرعون مدیر ارشد، رئیس ارتش، و فرمانروای کل مصر تلقی می شده است. او همچنین پسر رع به شمار می آمده. واژه فرعون از ریشه قبطی «پِرآ» به معنای «خانهٔ بزرگ» است؛ اشاره ای به این واقعیت که فرعون ها خود را پناهگاه مردم می دانستند و برای خود کاخ های بزرگ پادشاهی داشتند. با آنکه در اصل این واژه اشاره به کاخ پادشاهی فرمانروا می کرد، تا هنگام توتمس سوم (۱۴۲۵–۱۴۷۹ پ. م) در پادشاهی نوین، دیگر به عنوان نامی برای شخص فرمانروا به کار گرفته می شد.
Per-âa به خط هیروگلیف
نخستین شخصی که در تاریخ مصر باستان به نام فرعون مشهور است، شخصی است به نام پادشاه عقرب که نام اصلی وی مشخص نیست؛ ولی در نقشی که از او روی یک گرز سنگی وجود دارد، عقربی روبروی صورت او دیده می شود و به این دلیل او را به این نام می خوانند. از فراعنهٔ مصر می توان خوفو، خفرع، منکورع، رامسس دوم، آخناتون، توت آنخ آمون، شهبانو حتچپسوت، و توتمس سوم را نام برد. در میان تمامی این فراعنه، خوفو، خفرع و منکورع به خاطر ساختن اهرام ثلاثه، توتمس سوم و رامسس دوم به خاطر قدرت بیش از حد در اداره کشور و کشورگشایی، آخناتون به خاطر مخالفت و ضدیت با تمام عقاید فراعنه گذشته و ساختن شهر آخن آتون (افق آتون) به همین منظور و توت آنخ آمون به خاطر مرگ عجیبش در سن هیجده سالگی و گنجینه دست نخوردهٔ مقبره خود بیش از بقیه فراعنه شهرت دارند.
در قرآن از فرمانروای زمان موسی در مصر، با عنوان فرعون یاد شده است؛ ولی از فرمانروای زمان یوسف در مصر، با عنوان پادشاه (مَلِک) یاد شده است. بسیاری از مورخان اسلامی باور دارند که رامسس دوم فرعون هم عصر موسی بوده است. از جمله محمد بیومی مهران، استاد برجسته دانشگاه اسکندریه، در مقاله اش پس از بررسی نظرات و دلایل پژوهشگران مختلف، «رامسس دوم» را یکی از فرعون های معاصر موسی می داند.
عکس فرعون
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرعون در دانشنامه آزاد پارسی

فِرعون (pharaoh)
فِرعون
(شکل عبری عنوان سلطنتی مصری پر ـ او؛ به معنای خانۀ بزرگ یا کاخ سلطنتی یا خورشید) لقبِ پادشاهان مصر باستان. این عنوان در اصل به خانوادۀ سلطنتی اطلاق می شد و پس از حدود ۹۵۰پ م، از دورۀ پادشاهی نو به بعد، عنوان و لقبی برای پادشاهان مصر باستان بود که به نام آن ها افزوده شد. پادشاهان مصر موجوداتی ملکوتی و تجسم هوروس، خدای مصر، انگاشته می شدند. اهرام و مقبره هایی که در درۀ شاهان، واقع در تب (طیوه)، وجود دارند برا ی آن ساخته شده اند که نفوذ هر پادشاه پس از مرگش محفوظ بماند. اما این عقاید رفته رفته تغییر یافت و سرانجام در دورۀ پادشاهی نو میان نهاد پادشاهی آسمانی و شخصی که فرعون خوانده می شد، تمایز قائل شدند. فراعنه نیز مانند دیگر پادشاهان نشان هایی داشتند؛ مثلاً تاج دو وجهی که شامل تاج سپید مصر علیا و تاج سرخِ مصر سفلا می شد، و ریش چوبی که ویژۀ فرعون بود. فراعنه معمولاً از بین مردها انتخاب می شدند، البته زنان برجسته ای چون هتس هپ سوت و کلئوپاترا استثنا بودند. با این حال، توارث از طریق نسب زنان نیز پذیرفته می شد، به گونه ای که ازدواج با دختر فرعون حق رسیدن به تاج و تخت را به شوهر او می داد. واژۀ فرعون گاه همراه با نام پادشاهان و گاه چون اسم خاص به کار رفته است. احتمالاً فراعنۀ عهد ابراهیم و یوسف از شاهان سلسلۀ هیکسوس ها بوده اند. رامسس دوم، فرعون زمان موسی، از معروف ترین فراعنه بوده است. بنابه روایتی خروج قوم یهود از مصر در پادشاهی پسر و جانشین او، مرپنتاح دوم، یا در عهد ستی دوم صورت گرفت. در عهد عتیق، فرعون نکو نخستین فرعونی است که با نام خاص ذکرشده و جانشینش فرعون خفرع آخرین فرعون یاد شده در عهد عتیق است. نام فرعون در قرآن هم آمده است.

فرعون در جدول کلمات

فرعون مصر باستان
رامسس
فرعون مصر که نخستین هرم را بنا کرد
جوسر
از فرعون های مصری
جوسر, تولان خامن, اخناتون

معنی فرعون به انگلیسی

pharaoh (اسم)
فرعون ، نوعی ابجو قوی

فرعون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین
این واژه معرب واژه مصرى(قبطى) پِرآ Peraa هست. شایسته ایرانیان نیست که واژگان یونانى - رومى - هندى یا مصرى را معرب و از غربال تازیان بیان کنند اگر واژه ى یونانى باید در پارسى به کار رود شایسته است به شیوه و منش ایرانیان و زبان پارسى باشد و نه تازى! ایرانیان
در بیان پ ژ گ چ ناتوان نیستند و این واج ها برعکس تازیان جزو گوشت و خون زبان شکرریزشان هست، و بیشتر این نام ها و واژگان پیش از ورود تازیان نیز در ایران شناخته شده بوده و به کار مى رفته است ، از طرفى این واژه در زبان انگلیسى فَرو Pharaoh و در فرانسه Pharaon
و در یونانى فَرَاُ Farao گفته مى شود . بنابراین درست است که بگوییم و بنویسیم : فِرون Feron هیپوکراتیس Hipokratis و نه بقراطx پیساگوراس Pisagoras(نه فیثاغورثx) ----------- اِکلیدِس Eklides (نه اقلیدسx) سُکرات Sokrat (نه سقراطx) اَرَستو Arastu (نه ارسطوx) آرتیمیس
Artimis (نه ارطاماسیاx) اَنگلیون اِنگیل Engil-Angelion (انجیلx) اُرگانونOrganon (نه ارغنونx) اتلس Atlas (نه اطلسx) اَپیون Apion (نه افیونx) اَکاکیا Akakia (نه اقاقیاx) اِکْلیم Eklim (نه اقلیمx) اُکیانوس Ocianus (نه اقیانوسx) پَتلموشPatalmush (پهلوى) یا پتلمیوس
Patlamius (نه بطلمیوسx) کُنستانتینوپول Konstantinopol (نه قسطنطنیهx) کِیسَر Keysar (پهلوى: این واژه پارسى ست) نه قیصرx آندیوک Andivak (پهلوى) یا اَنتاکیاAntakia (نام شهرى باستانى در روم شرقى) (نه انطاکیهx)
میثم
فرعوم همان نظام حکومتی فعلی بر مردم ایران است که حاکم فرعون است و پیروان فرعونیان
شهریار آریابد
در پارسی " پرآمون " به چم پسر آمون : که آمون نام یکی از ایزدان مودرایی ( مصر باستان ) بوده و فرمانروایان آن سرزمین خود را با پسوند یا پیشوندهایی به آن ایزدان نام گذاری می کردند ، مانند ، آمون هتب ، آخن آتون .
در مودرای باستان شاهان آن خود را خون خدایان و پسران برگزیده می دانستند.
دکتر نفاریو
فرعون لعنت ال..... در مصر باستان حکومت مکرد حضرت موسی علیه السلام وقتی به دنیا آمد مامانش تونو انداخ رود نیل رف کاخ فرعون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرعون موسى   • عکس فرعون واقعی   • عکس فرعون زمان حضرت موسی   • عکس مومیایی فرعون مصر   • فرعون زمان یوسف   • فرعون به انگلیسی   • نام فرعون مشهور   • محل غرق شدن فرعون   • معنی فرعون   • مفهوم فرعون   • تعریف فرعون   • معرفی فرعون   • فرعون چیست   • فرعون یعنی چی   • فرعون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرعون

کلمه : فرعون
اشتباه تایپی : tvu,k
آوا : fer'own
نقش : اسم
عکس فرعون : در گوگل

آیا معنی فرعون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )