برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1467 100 1

فرزجهٔ

معنی فرزجهٔ به فارسی

فرزجهٔ
( اسم ) آنچه زنان بخود بر گیرند شیاف شافه پرزه .

معنی فرزجهٔ در فرهنگ معین

فرزجهٔ
(فَ زَ جَ یا جِ) [ معر. ] (اِ.) آن چه زنان به خود برگیرند، شیاف ، شافه ، پرزه ، پرزگ نیز گویند.

معنی فرزجهٔ در فرهنگ فارسی عمید

فرزجهٔ
شیاف.

فرزجهٔ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
فرزجه[ اصطلاح طب سنتی ]شافه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که قبل و رحم را مخصوص باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فرزجهٔ   • مفهوم فرزجهٔ   • تعریف فرزجهٔ   • معرفی فرزجهٔ   • فرزجهٔ چیست   • فرزجهٔ یعنی چی   • فرزجهٔ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرزجهٔ
کلمه : فرزجهٔ
اشتباه تایپی : tvc[iٔ
عکس فرزجهٔ : در گوگل

آیا معنی فرزجهٔ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران