برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1394 100 1

فراموش

/farAmuS/

معنی فراموش در لغت نامه دهخدا

فراموش. [ ف َ ] (معرب ، اِ) به یونانی باقلی است. (فهرست مخزن الادویه ).

فراموش. [ ف َ ](اِ) از خاطر بردن. ببردن از یاد. (یادداشت به خط مؤلف ). فرامشت. فرامش. فراموشیدن. (ویس و رامین ). پهلوی فْرَمُش ، پازند فَرْمُش ، هندی باستان پْرَمَرْش ،بلوچی شَموشَگ ، سنسکریت پْرَمْرْشْت َ. نیبرگ پس از ذکر وجوه اشتقاق هرن و هوبشمان گوید: فرامش پهلوی باید از فْرَموش یا فْرَمورش ناشی شده باشد و مورْشْت َاز موشْت مأخوذ است. (نیبرگ ص 72). ازیادرفته. از خاطر محوشده. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
مبادت فراموش گفتار من
و گر دور مانی ز دیدار من.
فردوسی.
مقیدان تو از ذکر غیرخاموشند
به خاطری که تویی دیگران فراموشند.
سعدی.
ترکیب ها:
- فراموش پیشه . فراموشخانه. فراموش کاری. فراموش کردن. فراموش گشتن. رجوع به این مدخل ها شود.

معنی فراموش به فارسی

فراموش
ازیادرفته، کسی که ازیادرفته، آنچه که ازخاطرشخص محوشده، فرامش وفرامشت وفرمش نیزگفته اند
۱ - ( اسم ) از یاد رفتن از خاطر محو شدن ۲ - ( صفت ) از یاد رفته از خاطر محو شده : مبادت فراموش گفتار من .
( صفت ) آنکه فراموشی پیشه دارد فراموشکار ٠
دهی است از دهستان چادگان بخش داران شهرستان فریدن .
۱ - ( مصدر ) وادار به فراموشی کردن ۲ - ( مصدر ) از یاد بردن از خاطر محو کردن : بتلخی در اندیشه را جوش ده . در افتادگی تن فراموش ده .
( مصدر ) از یاد رفتن ٠
۱ - از یاد رفته منسی ۲ - متروک ٠
( صفت ) آنکه عهد و پیمان خود را فراموش کند بی وفا ٠
( مصدر ) از یاد رفتن فراموش شدن ٠
( مصدر ) فراموش گردیدن ٠
آنچه که فراموش نشود و در یاد بماند : واقعه ای فراموش نشدنی اتفاق افتاد ٠
( مصدر ) از یاد بردن از یاد دادن مقابل بیاد آوردن ٠
ناسی . فراموشکار
(صفت) آنکه وعده وقول و قرار خود را فراموش کند.

معنی فراموش در فرهنگ معین

فراموش
(فَ) [ په . ] (ص .) از یاد رفته ، از خاطر محو شده .
( ~ . نِ) (اِمر.) این کلمه را به جای فراماسونری در فارسی به کار می برند.
( ~ .) (ص فا.) کم حافظه ، کسی که چیزی را زود فراموش کند.

معنی فراموش در فرهنگ فارسی عمید

فراموش
۱. آنچه از خاطر شخص محو شده، ازیادرفته.
۲. [قدیمی] دچار فراموشی.
* فراموش شدن: (مصدر لازم) از یاد رفتن.
* فراموش کردن: (مصدر متعدی) از یاد بردن.
۱. (سیاسی) = فراماسونری
۲. [مجاز] زندان های مخوف دورۀ استبداد که بیشتر زندانیان تا پایان عمر در آنجا به سر می بردند.
کسی که چیزی را زود فراموش می کند، کم حافظه.

فراموش در جدول کلمات

فراموش کردن و نسی
سلو
بخاطر آوردن فراموش شده ای
یاداوردن
چنین نامی هرگز فراموش نمی شود
نیک
مورد نیاز فراموش کار
یادآوری

معنی فراموش به انگلیسی

forgotten (صفت)
فراموش

معنی کلمه فراموش به عربی

فراموش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جدیری
فراموش(فرا موش)،خاموش(خا موش) لطفا ریشه کلمه رابنویسید.موش در این کلمه ها بخاطر چیست؟؟؟؟؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فراموش   • یادم تورا فراموش یعنی چه   • فراموش شده به انگلیسی   • فراموشی رمز عبور جیمیل   • فیلم فراموش شده   • شعر یادم تورا فراموش   • من فراموش شدم   • معنی یادم تورا فراموش   • مفهوم فراموش   • تعریف فراموش   • معرفی فراموش   • فراموش چیست   • فراموش یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی فراموش
کلمه : فراموش
اشتباه تایپی : tvhl,a
آوا : farAmuS
نقش : اسم
عکس فراموش : در گوگل

آیا معنی فراموش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )