برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1407 100 1

فراد

معنی فراد در لغت نامه دهخدا

فراد. [ ف ِ ] (ع اِ) یکی فَرْد و فَرِد و فرید و فردان. (اقرب الموارد).

فراد. [ ف َرْ را ] (ع ص ) فروشنده و سازنده ٔ فرائد. (اقرب الموارد). مرواریدفروش و مرواریدساز. (منتهی الارب ).

فراد. [ فْرا / ف َ دَ ] (اِخ ) نام یکی از شهرهای مادهاست که در فاصله ٔ بیست وهفت روزه راه از ارمنستان واقع بوده است. رجوع به ایران باستان ج 3 ص 2357 شود.

معنی فراد به فارسی

فراد
نام یکی از شهرهای مادهاست که در فاصله بیست و هفت روزه راه از ارمنستان واقع بوده است .

فراد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزان توانگر
مروارید فروش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تلفن پشتیبانی بانک رفاه   • بانک رفاه مرکزی   • پشتیبانی 24 ساعته بانک رفاه   • روابط عمومی بانک رفاه   • باشگاه مشتریان بانک رفاه کارگران   • اس ام اس بانک رفاه   • دانلود تلفن بانک رفاه   • شعب بانک رفاه در تهران   • معنی فراد   • مفهوم فراد   • تعریف فراد   • معرفی فراد   • فراد چیست   • فراد یعنی چی   • فراد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فراد
کلمه : فراد
اشتباه تایپی : tvhn
عکس فراد : در گوگل

آیا معنی فراد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )