غوطه ور

/qutevar/

برابر پارسی: پاغوشیده

معنی انگلیسی:
plunging, plunged, afloat

لغت نامه دهخدا

غوطه ور. [ طَ / طِ وَ ] ( ص مرکب ) آنکه در آب فرورود. غواص. ( ناظم الاطباء ). فرورونده در آب. به آب فروشونده. غوطه خورنده. غوطه زننده. سر به آب فروبرنده. غوطه خوار. غوطه خور. رجوع به غوطه و غوته شود.

فرهنگ فارسی

۱ - در آب فرو رونده غوطه خوار ۲ - غواص .

فرهنگ عمید

فرورفته در آب، آن که یا آن چه در آب فرو رفته است.
* غوطه ور شدن: (مصدر لازم ) در آب فرو رفتن، سر به آب فروبردن.

جدول کلمات

شناور

مترادف ها

adrift (صفت)
شناور، سرگردان، اواره، بدون هدف، دستخوش طوفان، غوطه ور

فارسی به عربی

( غوطه ور(روی اب ) ) عائم

پیشنهاد کاربران

معلق
قصد
میان آسمان و زمین یا شناور
شناور، میان آب و هوا، روی سطح آب
شناور، غواص
فرورونده وغوطه ور شده -
مستغرق
شنا ور

بپرس