برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

غلظت

/qelzat/

مترادف غلظت: تراکم، تکاثف، چگالی، سختی، قوام

متضاد غلظت: رقت

برابر پارسی: درشتی، سفتی، پرمایه، پرمایگی

معنی غلظت در لغت نامه دهخدا

غلظت. [ غ ِ ظَ ] (ع اِمص )غلظة. درشتی. (مجمل اللغة). رجوع به غلظة شود. || ستبری. (مجمل اللغه ). سطبری. مقابل تُنکی. مقابل رقت. سطبرا. کلفتی. زبری. رجوع به غلظة شود.

غلظة. [ غ َ ظَ ] (ع مص ) درشت شدن. سطبر گردیدن. (از المنجد). مقابل نازکی و رقت. (ازاقرب الموارد). غِلظَة. غُلظَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) درشتی و بدخویی و بدزبانی. فظاظت. (اقرب الموارد). || گندگی. سطبری. درشتی. خلاف رقت. (منتهی الارب ) (آنندراج ). غِلظَة. غُلظَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || غلظة رجل ؛ سخت و قوی بودن مرد. || غلظة سنبله ؛ دانه برآوردن خوشه. (از اقرب الموارد).

غلظة. [ غ َ ل َ ظَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غالظ. (اقرب الموارد). رجوع به غالظ شود.

غلظة. [ غ ِظَ ] (ع مص ) درشت شدن. سطبر گردیدن. (از المنجد). مقابل نازکی و رقت. (اقرب الموارد). غَلظَة. غُلظَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || درشتی کردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). سختگیری. خشونت. (دزی ج 2ص 222) : ولیجدوا فیکم غلظة. (قرآن 123/9). || غلظة رجل ؛ سخت و قوی بودن مرد. || غلظة سنبله ؛ دانه برآوردن خوشه. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) گندگی. سطبری. درشتی. خلاف رقت. (منتهی الارب ) (آنندراج ). غَلظَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || کینه و دشمنی ، یقال : بینهما غلظة؛ ای عداوة. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

غلظة. [ غ ُ ظَ ] (ع مص ) به معانی غَلظَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غَلظَة شود.

معنی غلظت به فارسی

غلظت
غلیظشدن، درشت شدن، ستبرشدن، درشتی، ستبری
۱ - ( مصدر ) درشت شدن ستبر گردیدن ۲ - ( اسم ) ستبری درشتی .
[concentration] [شیمی، مهندسی بسپار] جِرم یا حجم یا تعداد مول های جسم حل شده در مقدار معینی حلاّل یا محلول
[blood alcohol concentration] [اعتیاد، روان شناسی] مقدار الکل موجود در حجم معینی از خون اختـ . خون کُل BAC متـ . سطح الکل خون blood alcohol level, BAL
[protein concentration] [تغذیه] میزان پروتئین در واحد غذا که با ارزش غذایی و کیفیت منبع پروتئینی ارتباط مستقیم دارد
[critical pigment volume concentration, CPVC] [شیمی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] آن میزان از غلظت حجمی رنگ دانه در پوش رنگ خشک که در آن، برای پر کردن حفره های بین ذرات رنگ دانه، پیوندۀ کافی وجود دارد و سبب تغییر ناگهانی در خواص فیلم (film) پوش رنگ می شود
[pigment volume concentration, PVC] [شیمی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] غلظت رنگ دانه در پوش رنگ یا آس مایه یا فیلم (film) خشک که معمولاً به شکل درصد حجمی جزء نافرّار بیان می شود
غلیظ بودن .
[sediment concentration] [زمین شناسی] نسبت وزن رسوب خشک به رسوب موجود در مخلوط آب و رسوب
[ground-level concentration] [مهندسی محیط زیست و انرژی] غلظت یک آلایندۀ هوا در فاصله ای بین سطح زمین تا ارتفاع دومتری که انسان با آن تماس دارد
[backgroun ...

معنی غلظت در فرهنگ معین

غلظت
(غِ ظَ) [ ع . غلظة ] ۱ - (مص ل .) غلیظ شدن ، ستبر گردیدن . ۲ - (اِمص .) ستبری .

معنی غلظت در فرهنگ فارسی عمید

غلظت
۱. غلیظ شدن .
۲. (شیمی) مقدار جزئی از اجزای سازندۀ یک جسم جامد حل شده در محلول و یا سهم گاز در یک مخلوط گازی.
۳. [قدیمی] درشت شدن ، ستبر شدن ، درشتی، ستبری.
۴. [قدیمی] درشت خویی .
۵. [قدیمی] کینه و دشمنی.

غلظت در دانشنامه ویکی پدیا

غلظت
غلظت کمیتی است که بیان می کند چه مقدار از یک حل شونده در حلال حل شده است.
تعادل شیمیایی
بطور کلی غلظت چه با تغییر فشار و چه دما می تواند تغییر کند. افزایش فشار همواره غلظت ماده را زیاد می کند. افزایش دما عموما غلظت را کاهش می دهد اما قابل توجه است که برخی استثناها دراین خصوص وجود دارد. برای مثال غلظت آب در بین دمای ۰تا۴درجه سانتی گراد افزایش می یابد درست مانند رفتاری که از سیلسیوم در دماهای پایین مشاهده شده است. تأثیر فشار و دما بر روی غلظت مایعات و جامدات کم است. قابلیت فشردگی مایع یا جامد (۱۰−6) bar−۱ است. این بدان معناست که در حدود ۱۰هزار مرتبه فشار اتمسفر برای کاهش حجم یک ماده به اندازه یک درصد لازم است. (هم چنین فشار حدود هزار برای شن و خاک رس نیاز است. در مقابل غلظت گازها به طور قوی تحت تأثیر فشار است. غلظت یک گاز ایده آل طبق فرمول : ρ = M P R T , {\displaystyle \rho ={\frac {MP}{RT}},\,}   که M جرم مولار و P فشار و R ثابت جهانی گازها و T دمای مطلق است. این بدان معناست که غلظت یک گاز ایده آل می تواند با دو برابر کردن فشار یا نصف کردن دمای مطلق دو برابر شود.
عکس غلظت
غلظت جرمی(به انگلیسی: Mass concentration) واحدی برای اندازه گیری غلظت محلول ها در علم شیمی و علوم وابسته است که به صورت جرم ماده حل شده در حجم محلول تعریف می شود.این کمیت برای مواد خالص برابر با همان دانسیته است.
غلظت سنج نباید با هیدرومتر که چگالی مایعات را اندازه گیری می کند، اشتباه گرفته شود.
غلظت سنج انتقالِ نیرو برای اندازه گیری مواد شفاف
غلظت سنج بازتاب نور، برای اندازه گیری یک سطح منعکس شده
غلظت سنج دستگ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

غلظت در دانشنامه آزاد پارسی

غِلْظت (concentration)
در شیمی، مقدار مادۀ حل شده در مقدار معیّنی از محلول. این مقدار با جرم مشخص می شود و فقط برای مایعات این مقدار را با حجم مشخص می کنند. واحدهای متداول غلظت عبارت اند از مول در دسی متر مکعب، گرم در دسی متر مکعب (لیتر)، گرم در صد سانتی متر مکعب، و گرم در صد گرم. اگرمقداری حلال از محلول جدا شود، محلول غلیظ می شود. در محلول های غلیظ، درصد جزء حل شده بالاست. آب نمک غلیظ حاوی حدود ۳۰ درصد کلرید سدیم در آب است. سود سوزآور غلیظ حدود ۴۰ درصد هیدروکسید سدیم دارد و اسید سولفوریک غلیظ شامل ۹۸ درصد اسید است.

معنی غلظت به انگلیسی

density (اسم)
انبوهی ، تراکم ، سیری ، ستبری ، غلظت ، چگالی ، ضخامت ، سفتی
thickness (اسم)
ستبری ، غلظت ، ضخامت
compactness (اسم)
غلظت

غلظت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمهدی
این واژه عربی است و پارسی آن این واژه هاست: پَرپانچ که از سنسکریت: پْرَپَنچَ ساخته شده، گَهَنت که از سنسکریت: گْهَنََتا ساخته شده است
اسماعیلی
Density
مهدی محمّدزاده
فراوانی شیمیایی
شهریار آریابد
در پارسی " دفزکی "
( نفیسی)
سلام ، در معنایی دِگر و کنایی ( پُر رنگی ) ، بداهه آهنگین جهت نمونه تقدیم سروران ، [خانه عمرت به عزت میشود پر رنگ تر ] واژه آمیخته ( خانه عمر ) در معنای کنایی ( پهنای زندگی ) یا ( معنا و کیفیت زندگی ) بکار رفته است ، و اما بداهه آخرین نوشتار کمترین ، [ یک عمر نخوابیدم تا ریسه بتابیدم 💮 یا رب نکند یک عمر در خواب خطا دیدم ] پوزش از کاستی ( پاینده )
( نفیسی)
سلامی باز ، فرصتی خُرد یافته و در گویه ای دِگر اندکی پیرامون واژه ( آریتیِ) (غلظت ) به سبب درک بهترِ《 (جایگزینی ، شبیه سازی) یا همان (گرته برداریِ) کِناییِ》واژه [پُر رنگیِ] پیشنهاد شده نمونه ای دگر تقدیم می کنم ، مثلاً در گفتگوهای(هر روزه) خصوصا در فضای آموزش برای درک بهترِ انتقال به جویندگان دانش و هنر از (هم گویی) این دو واژه بهره گرفته میشود، بیشتر و نمونه ای ریزه تر ، مثلاً در خصوص آموزش ( مَخارج حروف) به قاری گفته میشود [ این حرف را اینقدر (غلیظ و پر رنگ) اَدا نکن ، کمی رقیق تر و ساده تر ] سخن پایان داده جهت ( خوش فرجامی) یا (حُسن ختام) سروده پیش رو را تقدیم سروران فرهیخته می کنم [ اگر هستی در این هستی به دان پیمان بدو بَستی 💮 اگر رَستی از آن پیمان به دان پیمانه بِشکستی✒ پوزش از کاستی [ رستگار در پهنه زندگی]

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرمول غلظت   • غلظت مولی   • انواع غلظت   • تعریف غلظت مولی   • غلظت چیست   • غلظت نرمالیته   • فرمول غلظت معمولی   • معنی غلظت   • مفهوم غلظت   • معرفی غلظت   • غلظت یعنی چی   • غلظت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غلظت

کلمه : غلظت
اشتباه تایپی : ygzj
آوا : qelzat
نقش : اسم
عکس غلظت : در گوگل

آیا معنی غلظت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )