برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1438 100 1

غرق

/qarq/

مترادف غرق: خفه، غرقه، غریق، غوطه، فرورفته، مستغرق، گرفتار، شیفته، مجذوب

برابر پارسی: مردن درآب

معنی غرق در لغت نامه دهخدا

غرق. [ غ َ ] (ع مص ) مأخوذ از غَرَق ، به معنی در آب فرورفتن. آب از سر گذشتن. فارسیان غرق به سکون ثانی به معنی در آب فرورفتن استعمال می کنند و در بعضی جاها قید از سر تا قدم نیز کرده اند.(از آنندراج ). مشهور و مستعمل به سکون راء است. (غیاث اللغات ). غرقه شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). مستغرق شدن. انغماس. مردن در آب :
سپاه تو ز پس و او در آب گنگ از پیش
به حرق و غرق چنین شد شمار از آتش و آب.
مسعودسعد.
آفت ملک شش چیز است : حرمان... و خلاف روزگار و وباء و قحط و غرق و حرق و آنچه بدین ماند. (کلیله و دمنه ). || گرفتن کمی از شیر: غرق فلان من اللبن ؛ اخذ منه کثبة. (اقرب الموارد) . || به معنی اغراق مستعمل گردد، منه قوله تعالی : «والنازعات غرقاً». (قرآن 1/79). (منتهی الارب )؛ مقصود فرشتگانند که جانها را نزع می کنند، چنانکه تیرانداز کمان را کاملاً میکشد. (تاج العروس ). || سخت کشیدن کمان. (ناظم الاطباء) :
زه و تیر بگرفت شادان به دست
چو شد غرق پیکانش بگشاد شست.
فردوسی.
|| غرق کردن کشتی. (دزی ). || نابود شدن کشتی : غرق المرکب. || فروریختن. نگون شدن. || مجازاً به معنی جذب و شیفته شدن و غور کردن در چیزی : غارق فی تأمل الامور الالهیة. || تن دردادن. || پوشیده شدن و فرورفتن : غرق فی النوم. || در گل فرورفتن. به گل فروشدن. || مجازاً به معنی پرآب و مملو از آب شدن : بکی بکاءً شدیداً حتی غرق صدره. || ریزش زمینها. || غرق الاراضی ؛ طغیان آب در زمینها. (دزی ج 2 ص 208). رجوع به غرق شود. || (اِ) از درختان دشتستان ، و همان استبرق است .(درختان جنگلی ثابتی ص 273). || (ص ) در آب فرورفته. در آب مرده. مرد آب از سر گذشته. غرقه. غریق. غارق. مغروق :
به ناوردهر جای خرگوش و سگ
ستوران بخوی غرق مانده ز تگ.
فردوسی.
همه غرق در آهن و سیم و زر
سپرهای زرین و زرین کمر.
فردوسی.
غلامی سیصد در زر و سیم غرق ، همه با قباهای سقلاطون. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 282).
روز عمر است به شام آمده و من چو شفق
غرق خونم که شب غم به سحر می نرسد. ...

معنی غرق به فارسی

غرق
درفارسی بسکون رافروختن در آب، زیر آب رفتن، خفه شدن در آب
( اسم ) جایی که آن را خلوت کنند .
در تداول شیرازیان آواز شکستن چوب و استخوان و امثال آنها قاب مبدل غین است
دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد که در ۲۴ هزار گزی جنوب باختری فریمان و ۴ هزار گزی باختر مالرو عمومی فریمان به پا قلعه قرار دارد
قصبه ایست جزو دهستان مزدقانچای بخش نوبران شهرستان ساوه واقع در۱۲ کیلومتری مشرق نوبران کوهستانی و سردسیر ۲ ۴۶۷ تن سکنه آب از قنات ( ۱۸ رشته ) : محصول غلات بنشن پنبه سیب زمینی انگور و گردو شغل زراعت گله داری قالیچه و جاجیم بافی .
قصبه ایست جزئ دهستان مزد قانچای بخش نوبران شهرستان ساوه که در ۱۲ هزار گزی خاور نوبران واقع شده و محلی است کوهستانی و هوای آن سردسیر
کنایه از مغرور و فریفته شدن بدنیا و روزگار باشد
کنایه از فرو رفتن در آب فرو رفته در آب کنایه از فرو رفتن بدنیا
( مصدر ) فرو رفتن در آب به حدب که آب از سر وی بگذرد غرقه شدن .
آنکه غرق گردیده باشد آنکه در آب بمیرد
مصدر ) غرق شدن فرو رفتن در آب .
( مصدر ) خلوت کردن جایی .
( مصدر ) تمام و کامل کشیدن کمان .
[ گویش مازنی ] /shir ghargh/ خیس کامل

معنی غرق در فرهنگ معین

غرق
(غُ رُ) [ تر. ] (اِ.) نک قرق .
(غَ رْ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - در آب فرو رفتن ،خفه شدن . ۲ - کنایه از: محو چیزی شدن ، بی نهایت جذب چیزی شدن .

معنی غرق در فرهنگ فارسی عمید

غرق
۱. فرو رفتن در آب، غوطه ور شدن.
۲. خفه شدن در آب.
۳. (صفت) انباشته، آغشته، محصور: زن غرق در طلا و جواهر بود.
۴. (صفت) ویژگی کسی که کاملاً به چیزی یا کسی توجه دارد: غرق مطالعه بودم.
۵. (صفت) [عامیانه، مجاز] ویژگی کسی که کاملاً تحت تٲثیر قرار گرفته است: غرق شادی.
* غرق شدن: (مصدر لازم)
۱. فرورفتن کسی یا حیوانی در آب به صورتی که آب از سر بگذرد و خفگی دست دهد.
۲. فرورفتن چیزی در آب: کشتی غرق شد.
* غرق عرق: [عامیانه، مجاز] خجالت زده.
* غرق کردن: (مصدر متعدی)
۱. فروبردن کسی یا حیوانی در آب به صورتی که آب از سر بگذرد و دچار خفگی شود.
۲. فروبردن چیزی در آب.

غرق در دانشنامه اسلامی

غرق
غرق، به غوطه ور شدن در آب اطلاق می شود.
از احکام آن در باب های صلات ، زکات ، خمس ، صوم ، صلح ، ارث و دیات سخن گفته اند.
← در باب صوم و صلات
 ۱. ↑ الروضة البهیة، ج۷، ص۶۷.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۵۴۱.    
...
غرق
معنی غَرَقُ: غرق شدن
معنی أُغْرِقُواْ: غرق شدند
معنی يُغْرِقَکُم: که شما را غرق کند
معنی أُتْرِفُواْ: غرق در نعمت شدند
معنی أَغْرَقْنَا: غرق کرديم
معنی مُّغْرَقُونَ: غرق شدگان
معنی مُغْرَقِينَ: غرق شدگان
معنی أُتْرِفْتُمْ: غرق در نعمت شديد
معنی طُّوفَانَ: طوفان (هر حادثهاي است که انسان را احاطه کند ، و ليکن بيشتر متعارف شده که در آب بسيار زياد استعمال شود . و در مجمع البحرين ميگويد : اين کلمه به معناي سيلي است که زمين را در خود غرق کند ، و اصل آن ، ماده طوف است که به معناي طواف و دور زدن ميباشد . )
تکرار در قرآن: ۲۳(بار)
(بر وزن فرس) فرو رفتن در آب و نعمت (مفردات) . تا چون غرق او را دریافت گفت: ایمان آوردم که معبودی نیست جز آن کس که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‏اند. . تمام الفاظ این ماده در قرآن مجید به معنی غرق در آب به کار رفته جز در دو آیه زیر: . «غرقاً» بر وزن فلس به معنی شدّت است گویند: «غَرَّقَ وَ اَغْرَقَ فِی الْقَوْسِ» یعنی کمان را به غایت شدت کشید. «غَرْقاً» صفت مصدر محذوف است یعنی:«وَالنَّازِ عاتِ نَزْعاً غَرْقاً» قسم به کشندگان کشیدن شدید معنی آیه در «دبر» دیده می‏شود.
غرق، اسم مصدر از «غَرَق» و در اصل به معناى این است که چیزى کاملًا در احاطه و استیلاى چیز دیگرى قرار گیرد. روشن ترین مصداق آن غرق در آب است، و بدون قرینه حمل بر آن مى شود.
نیایش خالصانه انسان به درگاه خدا، در صورت احساس خطر غرق:۱. قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَ ...


ارتباط محتوایی با غرق

معنی غرق به انگلیسی

drowning (اسم)
غرق
shipwreck (اسم)
غرق ، غرق کشتی ، کشتی شکسته شدن ، کشتی شکستگی
sunk (صفت)
فرو رفته ، غرق
drowned (صفت)
غرق
obsessed (صفت)
غرق

معنی کلمه غرق به عربی

غرق
حطام السفينة
ادمج , اغرق
اغرق , فيضان
موسس
ابتلع
حطام السفينة

غرق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

م. نمازیان
آبخَفِگی
نگار
فرو رفته ، فرو رفته در چیزی
اشکان
خفه
فلانی در دریا غرق شد
فلانی در دریا خفه شد
ب. الف. بزرگمهر
غوته وری

غوته وری، برابر باریک واژه ی �غرق� است. جز آمیخته واژه ی �فرورفته�، آن هم با اندک چشم پوشی، کم و بیش، هیچکدام از برابرهای پارسی یاد شده در بالا و از آن میان، خودِ واژه ی �غوته� به تنهایی که آن را به هیچ رو نباید با تای دسته دار (ط) بکار برد، برابر باریک �غرق� نیستند.
ریحانه
مردن در اب و پیدا نشدن در اب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غرق شدن در استخر   • غرق شدن دختر در دریا   • غرق شدن در دریا تعبیر خواب   • غرق شدن در دریای خزر   • معنی غرق شدن   • غرق شدن دختر در شمال   • کلیپ غرق شدن   • غرق شدن در باتلاق   • مفهوم غرق   • تعریف غرق   • معرفی غرق   • غرق چیست   • غرق یعنی چی   • غرق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غرق
کلمه : غرق
اشتباه تایپی : yvr
آوا : qarq
نقش : صفت
عکس غرق : در گوگل

آیا معنی غرق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )