برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1566 100 1
شبکه مترجمین ایران

غایب گشتن

معنی غایب گشتن در لغت نامه دهخدا

غایب گشتن. [ ی ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) پنهان شدن : دمنه چون از چشم شیر غایب گشت شیر تأملی کرد. (کلیله و دمنه ).
وین طرفه تر که تا دل من در کمند تست
حاضر نبوده یک دم و غایب نگشته ای.
سعدی (بدایع).

معنی غایب گشتن به فارسی

غایب گشتن
( مصدر ) ۱ - ناپدید شدن پنهان شدن ۲ - در محل خود حاضر نشدن مقابل حاضر شدن .

غایب گشتن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی غایب گشتن   • مفهوم غایب گشتن   • تعریف غایب گشتن   • معرفی غایب گشتن   • غایب گشتن چیست   • غایب گشتن یعنی چی   • غایب گشتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غایب گشتن

کلمه : غایب گشتن
اشتباه تایپی : yhdf 'ajk
عکس غایب گشتن : در گوگل

آیا معنی غایب گشتن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )