عواید

/~avAyed/

مترادف عواید: درآمدها، عایدی ها، فواید، مداخل، منافع

برابر پارسی: درآمدها

معنی انگلیسی:
incomes, revenues, earnings, issue

لغت نامه دهخدا

عواید. [ ع َ ی ِ ] ( ع ص ،اِ ) عوائد، که ج ِ عائدة باشد. رجوع به عوائد شود.

فرهنگ فارسی

جمع عائده
( اسم اسم ) جمع عاید ( عائده ) ۱ - در آمدها مداخل . ۲ - فواید منافع .

فرهنگ معین

(عَ یِ ) [ ع . عوائد ] (اِ. ) جِ عائده ، ۱ - در - آمدها، مداخل . ۲ - فواید، منافع .

فرهنگ عمید

= عایده

پیشنهاد کاربران

نمونه ای از کاربرد کلمه در جمله:

مسئله اصلی بین جبهه النصره و دولت اسلامی آن بود که فرماندگانش، که قبلاً در عراق با هم روابط نزدیکی داشتند، بر سر تقسیم عواید حوزه های نفتی در شرق سوریه که النصره تصرف کرده بود توافق نداشتند.
بهره ها، سودها، آورده ها
عَوایِد، فارسی شده ی واژه ی عربی[عَوائد]، هم معنی عائدات که در فارسی این واژه هم عایِدات استعمال می شود، درآمدها.
ارزش افزوده