برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1405 100 1

عمو

/'amu/

مترادف عمو: عم

برابر پارسی: برادر پدر، اپدر، کاکا، کاکو

معنی عمو در لغت نامه دهخدا

عمو. [ ع َم ْوْ ] (ع اِمص ) گمراهی. (منتهی الارب ). ضلال. || خواری و فروتنی. ذلت و خضوع. (از اقرب الموارد). || میل کردن به چیزی. (منتهی الارب ).

عمو. [ ع َ ] (از ع ، اِ) عم عربی است که در تداول فارسی عمو گویند. برادر پدر. عم. افدر. اودر. کاکا.رجوع به عم شود. || گاه به مردم عامی یا به دوستان نزدیک خود نیز عمو خطاب کنند :
رو توکل کن تو با کسب ای عمو
جهد میکن کسب میکن موبمو.
مولوی.
- عموجان ؛ خطاب به عموی خود کنند. (از فرهنگ فارسی معین ).
- || به مردم عادی یا به دوستان نزدیک خود خطاب کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
- عمونوروز ؛ نامی است که اخیراً بر پیرمردی خیالی اطلاق میشود که در ایام نوروز برای کودکان هدیه می آورد. و ظاهراً تقلیدی ازبابانوئل مسیحیان است.
- عمویادگار خوابی یا بیدار؟ ؛ با این جمله بمزاح از خواب یا بیدار بودن مخاطب سؤال کنند. (از امثال و حکم دهخدا).

معنی عمو به فارسی

عمو
۱ - برادر پدر عم افدر . ۲ - گاه برای توهین به شخصی گویند : برو عمو . یا عمو جان . ۱ - به عم ( عموی ) خود خطاب کنند . ۲ - به مردم عامی یا به دوستان نزدیک خود خطاب کنند .
گمراهی ضلال
ده از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه
پسر عم عم قزی دختر عم
در تداول مطبوعات تعبیری است رمزی و آمیخته به لاغ و فکاهی ممالک متحده امریکا
عمو اوغلی
دختر عم دختر عمو
ده جزئ دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان
( اسم ) پسر عمو پسر برادر پدر.
دختر عم

معنی عمو در فرهنگ معین

عمو
(عَ) (اِ.) = عم : برادر پدر.
(عَ زَ) (اِمر.) بازی جمعی کودکانه که در آن بازیکنان دست یکدیگر را می گیرند و با گفتن جمله هایی به دور یکی از بچه ها که در وسط نشسته می چرخند و همین طور همه به نوبت در وسط حلقه ای که تشکیل داده می نشینند.

معنی عمو در فرهنگ فارسی عمید

عمو
= عم

عمو در دانشنامه اسلامی

عمو
عمو، برادر پدر را گویند.
از احکام مرتبط با آن در بابهای طهارت ، تجارت ، وصیّت ، نکاح و ارث سخن گفته اند.
← در طهارت
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۴۸۹، برگرفته از مقاله «عمو».    
...
عموزاده، به فرزند عمو گفته می شود.
از آن در باب های طهارت ، تجارت ، وصیّت ، نکاح و ارث نام برده اند.
← در نکاح
 ۱. ↑ الحدائق الناضرة، ج۲۳، ص۳۱۰.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۴۹۱، برگرفته از مقاله«عمو زاده».    
...

عمو در دانشنامه ویکی پدیا

عمو
عمو یک نسبت خانوادگی است که به برادر پدر گفته می شود. این کلمه در گفتار عامیانه به دوستان نزدیک هم گفته می شود و گاهی در تداول به شوهر خاله یا شوهر عمه هم می گویند.
دایی
علامه دهخدا در لغت نامه دهخدا ذیل کلمه «عمو» چنین می نویسد:
عمو اسوالد من (انگلیسی: My Uncle Oswald) نام رمانی برای بزرگسالان به قلم نویسندهٔ انگلیسی رولد دال است. در این کتاب راوی ای بدون نام داستان زندگی عمویش اوسوالد، که مردی رند و شهوت باز و «بزرگ ترین زناکار همه دوران» است را بازگو می کند. این رمان نخستین بار در سال ۱۹۷۹ میلادی به چاپ رسید.
آلفونسوی سیزدهم اسپانیا، پادشاه اسپانیا
پیر آگوست رنوآر، نقاش فرانسوی
کلود مونه، نقاش فرانسوی
ایگور استراوینسکی، آهنگ ساز روس
پابلو پیکاسو، نقاش اسپانیایی. اوسوالد و دستیارانش در مورد او ناموفق هستند.
آنری ماتیس، هنرمند فرانسوی
مارسل پروست، نویسنده فرانسوی
واتسلاو نیژینسکی، رقصنده و آهنگ ساز روس
جیمز جویس، نویسنده ایرلندی
جاکومو پوچینی، آهنگ ساز ایتالیایی
سرگئی راخمانینف، آهنگ ساز روس
زیگموند فروید، پزشک اتریشی و بنیان گذار روانشناسی
آلبرت اینشتین، فیزیک دان سوئیسی
توماس مان، نویسنده آلمانی
جوزف کنراد، نویسنده لهستانی
اچ. جی. ولز، نویسنده بریتانیایی
رودیارد کیپلینگ، نویسنده بریتانیایی
آرتور کانن دویل، نویسنده بریتانیایی و خالق شرلوک هولمز
جرج برنارد شاو، نمایش نامه نویس ایرلندی
پادشاه بلژیک
پادشاه ایتالیا
پتر اول صربستان، پادشاه یوگسلاوی
پادشاه یونان
بوریس سوم (بلغارستان), پادشاه بلغارستان
فردیناند اول رومانی، پادشاه رومانی
پادشاه دانمارک
پادشاه سوئد
اسوالد هندریکس کورنلیوس (انگلیسی: Oswald Hendryks Cornelius) مردی جذاب است که با کشف راز خواص تقویت جنسی شگفت انگیز «سوسک سودانی» به ثروتی بی شمار دست پیدا می کند و به «بزرگ ترین زناکار همه دوران» تبدیل می شود. اسوالد با همکاری شریکش، زنی زیبا و اغواگر به نام یسمین هوکاملی (انگلیسی: Yasmin Howcomely) به سراسر اروپا سفر می کند تا اسپرم مردان قدرتمند، ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با عمو

عمو در جدول کلمات

عمو
عم
همان عمو است
عم

معنی عمو به انگلیسی

uncle (اسم)
خریدار مال دزدی ، عمو ، دایی
paternal uncle (اسم)
عم ، عمو

معنی کلمه عمو به عربی

عمو
عم
الماني
ابن العم
عمة

عمو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در زبان پارسی باستان " اودر " یعنی برادر پدر .
عمونوروز : نامی نادرست است ، در ایران باستان به پیر سپید مویی که در جشن های نوروزی ، پیشکش هایی را به مردم می داد " پاپانوروز " می گفتند که پس از تاخت تازیان و دشواری های ایرانیان برای انجام آیین های میهنی ، پدیده ای ناهمگون و سیاه چرده بنام حاجی فیروز جایگزین شد و پاپانوروز به اروپا راه یافت و پاپانوئل گردید.
مازیار ایرانی
پیشنهاد بنده برای واژه تازی عم واژه پهلوی نیاکی یا نیای کوچک میباشد و البته در برخی زبانهای ایرانی و دری واژه ماما و کاکا را نیز برای عمو بکار میبرند
Nafiseh
amca (آمجا)
آزاد ادوای
عمو در زبان کوردی اورامی( مامو )کرمانجی( آپو )سورانی( مامه ) این واژهای کوردی به نظر من درسته تر این واژه را عربها دزدیدن وبه عمه هم در اورامی (مه تی ) هیچ فرقی نمی کند خواهر بابا یا مادر ودر سورانی( میمی یا پوره)
واژگان لری بختیاری
عمو=تاته(تاتِ)
عموزاده=تاتِزا (تاتِزاد)
واژه تاتِزا در گفتار لری بسیار پرکاربرد می باشد.
زمانی که میخواهند بگویند کسانی از یک ریشه پدری هستند می گویند آنها با هم تاتزا واتزا هستند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
عم، برادر پدر، اپدر، کاکا، کاکو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عمو پورنگ و همسرش   • عمو پورنگ اپارات   • عمو پورنگ ازدواج کرد   • عمو پورنگ و امیر محمد   • فیلم عمو پورنگ   • شعرهای عمو پورنگ   • عمو پورنگ محله گل و بلبل   • عمو پورنگ در خندوانه   • معنی عمو   • مفهوم عمو   • تعریف عمو   • معرفی عمو   • عمو چیست   • عمو یعنی چی   • عمو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عمو
کلمه : عمو
اشتباه تایپی : ul,
آوا : 'amu
نقش : اسم
عکس عمو : در گوگل

آیا معنی عمو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )