برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

علک

معنی علک در لغت نامه دهخدا

علک. [ ع َ ] (ع مص ) خاییدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عِلک خاییدن. (منتهی الارب ). || دندان ساییدن بر هم چندان که بانگ برآورد. گویند: علک نابیه. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دندان بر هم ساییدن.

علک. [ ع َ ل َ ] (ع اِ) درختی است حجازی.(از اقرب الموارد). درختی است حجازی که شیر سطبر دارد، و گویند که آن را در زهر آمیزند. (منتهی الارب ).

علک. [ ع َ ل ِ ] (ع ص ) خوردنیی که در خاییدن سخت باشد. || لزج. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

علک. [ ع ِ ] (ع اِ) هر صمغی را گویند که آن را توان خایید، و بهترین وی علک رومی است که مصطکی باشد. (برهان ). هر صمغی که خاییده شود و سیلان نکند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). چیزی است که قابل مضغ باشد و از هم نپاشد، مانند سقز و مصطکی. (مخزن الادویه ). صمغ صنوبر و ارزة و پسته و سرو و ینبوت و بطم. (منتهی الارب ). ج ، أعلاک ، و عُلوک :
صفرای مرا سود ندارد نلکا
درد سر من کجا نشاند علکا.
ابوالمؤید بلخی.
آبم که مرا هر خسی بیابد
علکم که مرا هر کسی بخاید.
مسعودسعد.
در میان خلایق چو علک ، خاییده ٔ دهان ملامت شویم. (جهانگشای جوینی ).

معنی علک به فارسی

علک
( اسم ) سقز . یا علک رومی . مصطکی . یا علک یابس . قلفونیا کلفن .
خوردنیی که در خاییدن سخت باشد لزج
بفارسی سقز و باصفهانی قندرون نامند و آن صمغ درخت بطم است در آخر دوم گرم و خشک و محلل و ملطف و مد ربول و مقوی هاضمه و باتفاق حکمای یونان و روم در جمیع افعال بهتر از مصطکی است
۱ - آن که علف خاید . ۲ - ژاژ خا هرزه درا . ۲ - ماده خری که به هنگام دیدن خر نر دندان به هم ساید .
( مصدر ) ۱ - صمغ خاییدن . ۲ - بیهوده گفتن ژاژ خاییدن . ۳ - دندان به هم ساییدن خر ماده به هنگام دیدن خر نر .
همان مصطکی است
همدان قلفونیا است

معنی علک در فرهنگ معین

علک
خاییدن ( ~ . دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - سقز جویدن . ۲ - کنایه از: بیهوده گفتن .
(عِ) [ ع . ] (اِ.) سقز، هر صمغی که در دهان بجوند.
( ~ .) [ ع - فا. ] (ص فا.) ۱ - کسی که علک می جَوَد. ۲ - کنایه از: بیهوده گو.

معنی علک در فرهنگ فارسی عمید

علک
صمغ، مصطکی، هر صمغی که در دهان می جوند.
* علک خاییدن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. صمغ خاییدن، سقز جویدن.
۲. [مجاز] بیهوده گفتن، ژاژ خاییدن.
۱. علک خاینده، کسی که صمغ می جود.
۲. [مجاز] بیهوده گو، ژاژخای.

علک در جدول کلمات

علک الروح
روانشناسی

علک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد کوشکی
درصفحه 278 متن کتاب هدایت المتعلمین بنام کندر توضیح داده شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خواص علک و عسل   • خواص دود سقز   • علک چیست   • معنی علک   • مفهوم علک   • تعریف علک   • معرفی علک   • علک یعنی چی   • علک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علک

کلمه : علک
اشتباه تایپی : ug;
عکس علک : در گوگل

آیا معنی علک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )