برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

علو

/'olovv/

مترادف علو: بالا، بزرگواری، رفعت، روی، فوق، کرامت

متضاد علو: پایین، تحت، زیر، سفل، فرود

برابر پارسی: بزرگواری، فر، والایی، ارج، بالندگی

معنی علو در لغت نامه دهخدا

علو. [ ع َل ْوْ ] (ع اِ) بلندترین چیز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بهترین چیز. (منتهی الارب ). رجوع به عُلْو و عِلْو شود. || جای بلند: أتیته من علو؛ آمدم او را از جای بلند. (منتهی الارب ). || ستم و درشتی ، یقال : أخذه علواً؛ بستم ودرشتی گرفت آنرا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

علو. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در 5 هزارگزی خاور آمل. ناحیه ایست دشت و دارای آب و هوای مرطوب و مالاریایی. سکنه ٔ آن 95 تن است. آب آن از رودخانه ٔ هراز تأمین می شود. محصول آن برنج و صیفی و حبوبات است. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

علو. [ ع ُل ْوْ / ع ِل ْوْ ] (ع اِ) بلندترین چیز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بهترین چیز. (منتهی الارب ). رجوع به عَلْو و عِلْو شود. || بالا: علو الدار؛ بالای خانه ، خلاف سفل. (منتهی الارب ).

علو. [ ع ُ ل ُوو ] (ع مص ) سوار شدن بر چهارپا و امثال آن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): علا الدابة. || غلبه کردن و مقهور ساختن. (از اقرب الموارد). || زدن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یقال : علا فلاناً بالسیف. || بالا رفتن و صعود کردن. (از اقرب الموارد): علا المکان ، و علابه. || بلند گردیدن برای جای و جز آن. (از منتهی الارب ). بلند گردیدن و مرتفع شدن. (از اقرب الموارد): علا النهار؛ بلند گردید روز. || بلندقدر گردیدن : علا فی المکارم ؛ ای شرف. || بلند گردانیدن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بزرگ منشی نمودن : علا فی الارض. (از منتهی الارب ). تکبر و تجَبﱡر کردن : علا فلان فی الارض ؛ تکبر و تجبر. (از اقرب الموارد). || مطلع شدن : علا بالامر؛ أی اطلع و استقل. || (اِمص ) بلندی و بزرگی قدر. (منتهی الارب ). || عظمت و تجبر، و از آن جمله است «... نجعلها للذین لایریدون علواً فی الارض و لا فساداً...» . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). تکبر :
علو فی الحیات و فی الممات
لحق أنت احدی المعجزات.
(از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 191).
بنده به شرح بازنمود تا رای عالی زاده اﷲ علواً بر آن واقف گردد. (تاریخ بیهقی ص 324).
همیشه تا نبود خاک را فروغ اثیر
همیشه تا نبود م ...

معنی علو به فارسی

علو
( مصدر ) ۱ - غلبه کردن مقهور ساختن ۲ - بلند گردانیدن . ۳ - ( مصدر ) بالا رفتن صعود کردن . ۴ - بلند گردیدن مرتفع شدن . ۵ - بلند قدر گردیدن . ۶ - ( اسم ) بلندی ۷ - بزرگی قدر . یا علو شان . بلندی شان و قدر و بزرگی . یا علو همت . یا بلندی همت . یا علو یافتن ( پیدا کردن ) بالا رفتن استعلائ .
دهی است از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در ۵ هزار گزی خاور آمل ناحیه ایست دشت و دارای آب و هوای مرطوب و مالاریایی
( صفت ) جوینده بهترین و بلندترین چیزی بلندی جوی .

معنی علو در فرهنگ معین

علو
(عِ یا عَ یا عُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بلندترین و بهترین چیز. ۲ - جای بلند، بالا.
(عُ لُ وّ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) بالا رفتن . ۲ - بلند قدر شدن ، مرتبه یافتن . ۳ - (اِمص .) بزرگی ، بلندی قدر.

معنی علو در فرهنگ فارسی عمید

علو
۱. بلند شدن، بالا رفتن، بلندی، بزرگی قدر و مرتبه.
۲. بلندقدر شدن، بزرگوار شدن.
* علو همت: بلندیِ همت.

علو در دانشنامه اسلامی

علو
معنی أَلَّوِ: که اگر(در جمله "أَلَّوِ ﭐسْتَقَامُواْ ")
معنی عِلِّيُّونَ: جاهايي يا چيزهايي که داراي علو(برتري) روي علو ديگر و يا به عبارتي علو دو چندانند
معنی عِلِّيِّينَ: جاهايي يا چيزهايي که داراي علو(برتري) روي علو ديگر و يا به عبارتي علو دو چندانند
معنی مُتَعَالِ: آن بلند مرتبه اي كه بر هر بلند مرتبه اي تسلط دارد ("متعال " مبالغه در علو را ميرساند و خداوند متعال است ، براي اينکه نهايت درجه علو را دارد ، چون علو او از هر علوي بزرگتر است ، پس او آنچنان عاليي است که بر هر عالي ديگر از هر جهت تسلط دارد )
معنی يَظْهَرُونَ: بر آن بالا می روند (از ظهور به معناي علو و استيلاء است )
معنی يَظْهَرُوهُ: که بر آن بالا روند (از ظهور به معناي علو و استيلاء است )
معنی عَلِيُّ: هميشه برتر و والاتر (صفت مشبهه از علو )
معنی جَلَالِ: شکوه (درمعنای کلمه جلال اعتلا و اظهار رفعت مستتر است لذا به صفاتی که همراه با دفع و منع است نیزاطلاق می شود مثل علو ، تعالي ، عظمت ، کبرياء)
معنی عُلُوّاً: بلندي - ارتفاع - برتري (درعبارت "نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي ﭐلْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً "کنايه است از طغيان به ظلم و تعدي زيرا علو عطف بر فساد شده )
معنی أَعراف: قسمتهاي بالاي حجاب و تلهاي شني و عرف به معني يال اسب و تاج خروس و قسمت بالاي هر چيزي است . معلوم ميشود که اين کلمه به هر معنا که استعمال شود ، معناي علو و بلندي در آن هست . اهل اعراف مشرف بر جميع مردم از بهشتيان و دوزخيانند ، معلوم ميشود که منظور از...
تکرار در قرآن: ۷۰(بار)
علو (بر وزن قفل) بلندی. علاء: برتری و رفعت شأن. اولی از نصر ینصر آید مثل «عَلَاالشَّیْ‏ءُ وَالنَّهارُ یَعْلُوا عُلُوّاً:اِرْتَفَعَ» دومی از باب علم یعلم آید یعنی «عَلی فُلانٌ فِی الْمَکارِمِ یَعْلی عَلاءً:شَرِفِ» این خلاصه فرق آن دو است وگرنه در جای همدیگر نیز به کار می‏روند. *** علو به مناسبت معنی اولی در قهر و غلبه و تکبّر نیز استعمال می‏شود . آنگاه هر خدا مخلوق خویش تصاحب می‏کرد و یکی بر دیگری غلبه و برتری می‏کرد. . فرعون در زمین طغیان کرد و ظلم پیشه گرفت و مردم آن را فرقه‏ها کرد. . و تا هلاک کنند ...

علو در جدول کلمات

ساخته پوران درخشنده با شرکت افسر اسدی | ژاله علو | شهلا ریاحی و فرامرز صدیقی
زمان از دست رفته
ساخته پوران درخشنده در سال 68 با بازی فرامرز صدیقی | تانیا جوهری | افسر اسدی | ژاله علو و شهلا ریاحی
زمان از دست رفته
ساخته مجید قار ی زاده با بازی هما روستا | ژاله علو و نگین صدق گویا
زن امروز
ساخته مجید قاری زاده در سال 75 با بازی هما روستا | ژاله علو و نگین صدق گویا
زن امروز
ساخته مرحوم علی حاتمی در سال 49 با بازی بهروز وثوقی | آفرین عبیسی | ژاله علو و ناصر ملک مطیعی
طوقی

معنی علو به انگلیسی

elevation (اسم)
ترفیع ، بلندی ، علو ، جای بلند و برامدگی
eminence (اسم)
بلندی ، بزرگی ، تعالی ، پشته ، برجستگی ، بر امدگی ، مقام ، عالیجناب ، جاه ، علی ، علو
magnanimity (اسم)
بلند همتی ، جوانمردی ، علو ، بزرگواری ، رادمردی ، علو طبع ، بزرگی طبع
prominence (اسم)
برتری ، برجستگی ، سده ، امتیاز ، علو ، پیش امدگی
nobility (اسم)
نجابت ، علو ، اصالت خانوادگی ، طبقه نجبا
loftiness (اسم)
فراز ، علی ، علو
lordliness (اسم)
علو ، سرافرازی
majesty (اسم)
برتری ، علو ، حضرت ، اعلیحضرت ، بزرگی عظمت و شان و اقتدار

معنی کلمه علو به عربی

علو
صعود

علو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
والائی
عایشه
برتری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ژاله علو فوت کرد   • عکسهای جوانی ژاله علو   • مراسم خاکسپاری ژاله علو   • ژاله علو قبل از انقلاب   • همسر ژاله علو   • نام فرزندان ژاله علو   • ژاله علو و دخترش   • معنی علو   • مفهوم علو   • تعریف علو   • معرفی علو   • علو چیست   • علو یعنی چی   • علو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علو

کلمه : علو
اشتباه تایپی : ug,
آوا : 'olovv
نقش : اسم
عکس علو : در گوگل

آیا معنی علو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )