برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1627 100 1
شبکه مترجمین ایران

عفز

معنی عفز در لغت نامه دهخدا

عفز. [ ع َ ](ع مص ) بازی کردن مرد با اهل خود. || خوابانیدن شتر را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

عفز. [ ع َ ] (ع اِ) چهار مغز مأکول که خورده شود. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). جوز و گردو. (ناظم الاطباء). عَفاز. (اقرب الموارد). رجوع به عفاز شود.

عفز را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عفز   • مفهوم عفز   • تعریف عفز   • معرفی عفز   • عفز چیست   • عفز یعنی چی   • عفز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عفز

کلمه : عفز
اشتباه تایپی : utc
عکس عفز : در گوگل

آیا معنی عفز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )