برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1422 100 1

عصبانی کردن

معنی عصبانی کردن به انگلیسی

fluster (فعل)
دست پاچه کردن ، گیج کردن ، اشفتن ، مضطرب کردن ، عصبانی کردن ، گرم شدن کله
annoy (فعل)
تحریک کردن ، ازردن ، خشمگین کردن ، رنجاندن ، عذاب دادن ، دلخور کردن ، اذیت کردن ، بستوه اوردن ، مزاحم شدن ، عاجز کردن ، عصبانی کردن
flurry (فعل)
اشفتن ، عصبانی کردن
funk (فعل)
عصبانی کردن ، دود ایجاد کردن ، رم کردن، بدبو کردن
irritate (فعل)
بر انگیختن ، ازردن ، خشمگین کردن ، رنجاندن ، عصبانی کردن ، سوزش دادن
enrage (فعل)
خشمگین کردن ، عصبانی کردن
blow up (فعل)
عصبانی کردن ، ترکاندن ، منفجر کردن
madden (فعل)
عصبانی کردن ، دیوانه کردن ، دیوانه شدن
unnerve (فعل)
عصبانی کردن ، دلسرد کردن ، مرعوب کردن ، فاقد عصب کردن
steam up (فعل)
تحریک کردن ، عصبانی کردن

معنی کلمه عصبانی کردن به عربی

عصبانی کردن
اضطراب , اغضب , خبل , دم , سرطان بحري , مجنون

عصبانی کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهود
(slang)
piss off

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روش های اذیت دیگران   • اذيت كردن به انگليسي   • راه های اذیت پسرها   • حدیث درباره اذیت دیگران   • راههای اذیت همسایه   • راه هاي اذيت كردن دخترا   • روش های اذیت دوستان   • راه های اذیت دوستان   • معنی عصبانی کردن   • مفهوم عصبانی کردن   • تعریف عصبانی کردن   • معرفی عصبانی کردن   • عصبانی کردن چیست   • عصبانی کردن یعنی چی   • عصبانی کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عصبانی کردن
کلمه : عصبانی کردن
اشتباه تایپی : uwfhkd ;vnk
عکس عصبانی کردن : در گوگل

آیا معنی عصبانی کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )