برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1399 100 1

عرضه

/'arze/

مترادف عرضه: ارائه، نمایش، نمود، نشان دادن، نمودن، اظهار، بیان، پیشنهاد، تقدیم، تقدیمی، هدیه | توانایی، قدرت، قوت، قوه، شایستگی، قابلیت، لیاقت، جرئت، شهامت، کارآیی

برابر پارسی: هویدا، کاردانی، شایستگی، جُربزه، پیشنهاد، نمایش، چیرگی، رونمایی، نشان دادن

معنی عرضه در لغت نامه دهخدا

عرضة. [ ع َ ض َ ] (ع مص ) یک بار ظاهر کردن چیزی را بر کسی. || آشکار کردن و عرض نمودن. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). آشکار ساختن. نشان دادن. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ) نمایش. ارائه. اظهار. (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). || هدیه. || بیان. || سان. رژه. عرض. || پیشداشت. (ناظم الاطباء). || پیشنهاد برای فروش. (فرهنگ فارسی معین ) :
پیل اندر خانه ٔ تاریک بود
عرضه را آورده بودندش هنود.
مولوی.
با سلیمان یک بیک وامینمود
از برای عرضه خود را میستود.
مولوی.
- عرضه و تقاضا ؛ پیشداشت و درخواست. آنچه به بازار عرضه میشودو آنچه از طرف مصرف کنندگان درخواست میگردد تا در مدت معین و به بهای مشخص آنرا به دست آورند. توضیح اینکه کشوری که بیش از حد نیاز خود یک یا چند جنس کالای زراعتی یا کالای صنعتی دارد، مقداری را به کشورهایی که محتاج آن کالا هستند عرضه میکند و در برابر آن آنچه را که خود کم دارد و بدان محتاج است از کشورهای دیگر تقاضا میکند. در نتیجه بین کشورها و مردم مبادله ٔکالا بصورت داد و ستد در میاید. این داد و ستد و خرید و فروش را نیز «عرضه و تقاضا» نامند. این اصطلاح شامل خدمات بشری هم میشود. (فرهنگ فارسی معین ).
|| (اِ) به معنی عریضه ٔ متضمن احوال یا مطلب ، و در هندوستان «عرضی » گویند. (آنندراج ) :
بخت سیه مسوده بر میکند ز شوق
مضمون عرضه ای که نخواهد شدن جواب.
زکی ندیم (از آنندراج ).
عرضه ٔ قتل مرا برده به آن کو دل تنگ
بنشینم بدرش تا خبر آید بیرون.
تأثیر (از آنندراج ).
عرضه ای دارم از تلطف تو
داده دستور عرض کردن آن.
نورالدین ظهوری (از آنندراج ).

عرضة. [ ع ِ ض َ ] (ع اِ) مؤنث عرض. (منتهی الارب ) || زنی که به باطل و ناچیز مردم را فریبد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عرض شود.

عرضة. [ ع ُ ض َ ] (ع اِ) آهنگ. || قوت. (منتهی الارب ). || همت. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بندی است در کشتی گیری گویند: له عرضة یصرع بها الناس ؛ بندی بلد است که مردم را بر زمین میزند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). حیله ای است در مصارعت و کشتی. (از اقرب الموارد). حیل ...

معنی عرضه به فارسی

عرضه
همت، لیاقت، طاقت، توانایی، حیله، عرض، پیشنهاد، نمایش، ارائه
مونث عرض زنی که به باطل و ناچیز مردم را فریبد
[supply] [اقتصاد] مقدار کالا و خدمات موجود برای پاسخگویی به تقاضا یا برای فروش به قیمت مشخص
به معرض گذاشتن ارائه دادن
تظلم و دادخواست از روی عجز و فروتنی چون بدانجا رسید عرضه داشتی ارسال نمود
جایگاه عرضه محل جلوه دادن
نشان دادن ارائه دادن
معرض نمایشگاه
[اقتصاد] ← انحصار
[supply function] [اقتصاد] رابطۀ میان مقدار یک کالا یا خدمات عرضه شده و قیمت آن
[supply shift] [اقتصاد] تغییر در مقدار عرضه به ازای یک قیمت مفروض که سبب می شود منحنی عرضه تغییر کند
[supply schedule] [اقتصاد] جدولی که قیمت و مقادیر عرضه شدۀ متناظر با آن قیمت را نشان می دهد
[supply chain] [اقتصاد] توالی فرایندهای دخیل در تولید و توزیع یک کالا
[اقتصاد] ← ضربۀ نامساعد عرضه
[adverse supply shock] [اقتصاد] هر رویداد ناگهانی که موجب کاهش قابل توجه اما غالباً موقت در عرضۀ یک یا چند کالا ...

معنی عرضه در فرهنگ معین

عرضه
(عَ ض ) [ ع . عرضة ] ۱ - (مص م .) به نمایش گذاشتن . ۲ - (اِمص .) نمایش ، ارائه .
(عُ ض ) [ ع . عرضة ] (اِ.) ۱ - همت ، لیاقت . ۲ - طاقت ، توانایی .
(عُ ض ِ) [ فا - ع . ] (ص مر.) ناتوان ، بی مصرف ، بیکاره .

معنی عرضه در فرهنگ فارسی عمید

عرضه
۱. عرض، پیشنهاد.
۲. نمایش، ارائه.
۳. در دسترس یا معرض خرید قرار دادن کالا.
* عرضه داشتن (کردن): (مصدر متعدی)
۱. اظهار کردن، بیان کردن.
۲. ارائه دادن، نشان دادن.
۱. لیاقت، طاقت، توانایی.
۲. [قدیمی] نشانه، در معرض.
۱. بی لیاقت.
۲. بی همت.
۳. بیکاره.

عرضه در دانشنامه اسلامی

عرضه
معنی عُرْضَةً: معرض - محل عرضه شدن -چيزيکه عرضه بر آن بسيار است ()
معنی عُرِضَ: عرضه شد
معنی عُرِضُواْ: عرضه شدند
معنی عَرَضَهُمْ: آنان را عرضه کرد
معنی تُعْرَضُونَ: عرضه مي شويد
معنی عَرَضْنَا: عرضه کرديم
معنی يُعْرَضُ: عرضه مي شود (عرض به معناي اظهار و نمايش چيزي است تا طرف آن را ببيند و به موضع آن واقف گردد )
معنی يُعْرَضُونَ: به آنان عرضه مي شود (عرض به معناي اظهار و نمايش چيزي است تا طرف آن را ببيند و به موضع آن واقف گردد )
ریشه کلمه:
غرض‌ (۱ بار)
حدیث، بر خلاف قرآن، جعل ناشدنی و تحریف ناپذیر نیست و امکان اشتباه و نسیان در آن وجود دارد، لذا در پاره ای از روایات آمده است که معصومان (علیهم السلام) فرمودند: روایات ما را بر قرآن کریم عرضه کنید؛ هرچه را که موافق آن یافتید، بپذیرید و آنچه را که مخالف آن دیدید، دور بیافکنید، این ملاک که عرضه احادیث به قرآن نام دارد از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و ائمۀ شیعه (علیهم السلام) بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
از آن رو که احادیثی که از گذشتگان به ما رسیده، نقش اساسی در تفسیر و فهم معانی قرآن دارند، باید دید آیا در طول زمان سلامت و زلالی و خالصی آن ها پایدار مانده است؟ این مطلب توجه دانشمندان اسلامی را به خود جلب کرده و موجب شده است که مرز شناخت احادیث صحیح از ساختگی را مشخص کنند و مهم ترین آن مرزها مطالبی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) به آن توجه داده که عبارت از «عرضه روایات بر کتاب خدا و آیات محکم آن» است. بر این اساس، روایاتی که موافق کتاب خدا باشند، حق هستند و آنچه مخالف آن ها باشد، باطل است. باید دانست که کتاب در این جا کنایه از محکمات دین و بدیهیات عقلی است و شامل سنّت مستحکم و برهان آشکار عقلی می شود در نتیجه، هرچه موافق آن است، صحیح و هر آنچه با آن مخالف باشد، ناصحیح است.بنابراین، به نظر می رسد بر خلاف روش برخی از دانشمندان متاخّر که تنها به بررسی اسناد اهتمام داشته و به محتوا توجهی نداشت ...


عرضه در دانشنامه آزاد پارسی

عَرضه (supply)
اصطلاحی اقتصادی به معنی کالا یا خدماتی که تولیدکنندگان آن ها وارد بازار می کنند. میزان آن بستگی به عوامل بسیاری، ازجمله میزان تقاضا، قیمت ها، هزینۀ تولید، و سطح فناوری در دسترس برای تولید دارد. تطابق یا عدم تطابق میزان عرضه و تقاضا، ازجمله مباحثی است که اقتصاددانان و برنامه ریزان اقتصادی بسیار درخصوص آن نوشته و بحث کرده اند.

معنی عرضه به انگلیسی

skill (اسم)
سررشته ، سامان ، مهارت ، تردستی ، استادی ، هنرمندی ، زبر دستی ، عرضه ، ورزیدگی ، کاردانی ، چیره دستی
exposition (اسم)
شرح ، تفسیر ، بیان ، تقریر ، عرضه ، نمایشگاه
efficiency (اسم)
کفایت ، سودمندی ، بهره وری ، بازده ، کارایی ، راندمان ، تولید ، میزان لیاقت ، پرکاری ، فعالیت مفید ، عرضه
offer (اسم)
پیشنهاد ، عرضه ، ارائه ، پیشکش ، تقدیم
presentation (اسم)
نمایش ، بیان ، عرض ، تقریر ، عرضه ، ارائه ، معرفی ، تقدیم
proffer (اسم)
پیشنهاد ، عرضه ، تقدیم

معنی کلمه عرضه به عربی

عرضه
تقديم , شرح , عرض
احمق
مادة مستعملة لمرة واحدة

عرضه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
فراهم‌آوری ، فراهم‌سازی

واگذاری ، در دسترس گذاری ، در دسترس‌نهی

نمایش‌دهی ، به نمایش‌گذاری ، فراپیش نهی ، فراپیش گذاری ، در برابر دید گذاری

تامین
💯
فرصتی برای هویدا کردن
ایرزاد
عرضه
پیش نمود ، پیش نماد ، پیش گُذاشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عرضه در اقتصاد   • عرضه و تقاضا   • معنی عرضه   • ارزه   • عرضه کالا   • عرضه داشتن   • اطلاعیه عرضه بورس کالا   • تعریف عرضه و تقاضا   • مفهوم عرضه   • معرفی عرضه   • عرضه چیست   • عرضه یعنی چی   • عرضه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عرضه
کلمه : عرضه
اشتباه تایپی : uvqi
آوا : 'arze
نقش : اسم
عکس عرضه : در گوگل

آیا معنی عرضه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )