برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1439 100 1

عرب

/'arab/

مترادف عرب: اعرابی، بدوی، تازی

متضاد عرب: عجم

برابر پارسی: تازی، تازیک

معنی عرب در لغت نامه دهخدا

عرب. [ ع ِ ] (ع اِ) گیاه بهمی خشک. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

عرب. [ ع َ رَ ] (ع مص ) شادمان گردیدن. || آماسیدن و ریمناک گردیدن. || باقی ماندن نشان زخم بعد به شدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از آنندراج ). || تباه گردیدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (تاج المصادر). || بسیار آب گردیدن چشمه و چاه. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || تغییر یافتن و تباه گردیدن. || نکس پیدا کردن زخم. (از اقرب الموارد).

عرب. [ ع َ رَ ] (ع اِمص ) شادمانی. (آنندراج ). عَرب. (منتهی الارب ). || فساد معده. || (ص ، اِ) آب صافی بسیار. (منتهی الارب ).

عرب. [ ع ُ ] (اِخ ) عَرَب. مردم تازی شهرباش ، یا عام است خلاف عجم ، یؤنث. (منتهی الارب ). رجوع به عَرَب و عربستان شود.

عرب. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دسته ای از مردم خلاف عجم ، و مراداز عجم هر کسی است که غیر عرب باشد از فرس و ترک و فرنگ و جز آنها و لفظ عرب مؤنث است بر تأویل طائفه : یقال عرب العاربة و العرب العرباء. ج ، اَعرُب ، عُروب. و گفته شده است عرب شهرنشینانند، و گفته شده است عام است و شامل سکّان شهرها و بادیه ها هر دو شود. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). مردم تازی شهرباش یا عام است و مؤنث آید. (منتهی الارب ) :
نامدار و مفتخر شد بقعه ٔ یمگان به من
چون بفضل مصطفی شد مفتخر دشت عرب.
ناصرخسرو.
گرچه بده ست پیش از این در عرب و عجم روان
شعر شهید و رودکی نظم لبید وبحتری.
خاقانی.
شب عربی وار بود بسته نقابی بنفش
از چه سبب چون عرب نیزه کشید آفتاب.
خاقانی.
- قوم عرب ؛ مراد از عرب اکنون سکنه ٔ جزیرةالعرب و عراق و شام و سودان و مغرب است لکن قبل از اسلام مراد از عرب مردمی بوده اند که در جزیرةالعرب ساکن بوده اند زیرا مردم عراق و شام از ملتهای سریانی و کلدانی و نبطی و یهود و یونان و مردم مصر قبطی بوده اند و مردم مغرب ازبربران بوده اند و بالجمله مراد از قوم عرب قبل از اسلام ، مردم بادیه نشین در جزیرةالعرب است که در جهت شمال جزیرةالعرب و شرق وادی نیل سکونت ...

معنی عرب به فارسی

عرب
دهی است از دهستان کسبایر بخش حومه شهرستان بجنورد : ۲۳ کیلومتری مغرب بجنورد و ۳ کیلومتری جنوب شوسه عمومی بجنورد به مشگان کوهستانی و معتدل ۶۵۲ تن سکنه چشمه غلات بنشن انگور شغل زراعت مالداری و قالیچه بافی .
تازی، مردم تازی، خلاف عجم
( اسم ) ۱ - تازی ( شهر نشینی یا بدوی ) مقابل عجم . یا از بیخ عرب بودن . کاملا بی اطلاع بودن . یا از بیخ عرب شدن . به کلی منصرف شدن . ۲ - شعبه ایست از موسیقی نوروز عرب .
تیزی معده
دهی است از دهستان فشند بخش کرج شهرستان تهران ناحیه ایست کوهستانی سردسیر
دهی است جزو دهستان افشاریه ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران واقع در ۲۲ کیلومتری مغرب کرج و ۷ کیلومتری راه شوسه کرج بقزوین جلگه و معتدل ۶۴۹ سکنه قنات ورود کران محصول غلات بنشن لبنیات صیفی چغندر قند باغهای میوه قلمستان شغل زراعت و گله داری .
دهی است از دهستان افشاریه ساو جبلاغ بخش کرج شهرستان تهران ناحیه ایست جلگه آب و هوای معتدل دارد
دهی است از دهستان کل پته فیض الله بیکی بخش مرکزی سقز ناحیه ایست کوهستانی سردسیر
کسانی اند که خود از بین رفته و آثار آنها مندرس گشته است و اخبار آنها جز قسمتی کم در دست نیست و مشهور نام قبائلی چندست
دهی است از دهستان اربعه پایین ( سفلی ) بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد در ۹٠ کیلومتری راه عمومی زاخرو - هنگام جلگه و گرمسیر ۵۵٠ تن سکنه آب از قنات محصول غلات خرما لیمو شغل زراعت و باغبانی .
دهی است از دهستان اربعه پایین بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد ناحیه ایست جلگه و گرمسیر
عرب پرورده تبیت کرده و ساخته دست عرب
...

معنی عرب در فرهنگ معین

عرب
(عَ رَ) [ ع . ] (اِ.) تازی ، از نژاد عرب . ،به ~ُ عجمی بند نبودن کنایه از: هیچ پشت و پناهی نداشتن . ، از بیخ ~ بودن کنایه از: الف - مطلقاً انکار کردن . ب - هیچ ندانستن .

معنی عرب در فرهنگ فارسی عمید

عرب
۱. قومی از نژاد سامی ساکن جنوب غرب آسیا.
۲. هریک از افراد این قوم: دو نفر عرب آمدند تو.
۳. (صفت) از نژاد عرب: زن عرب.
* عرب بائده: [قدیمی] قبایلی از اعراب که پیش از ظهور اسلام از میان رفته اند، عرب منقرضه، مانندِ قوم عاد و ثمود.
* عرب مستعربه: [قدیمی] عرب اسماعیلیه، قبایلی که پس از غلبه بر قحطانیون و آموختن زبان و آداب آنان به تدریج جزء طوایف عرب به شمار آمده اند، عدنانیه.

عرب در دانشنامه اسلامی

عرب
لفظ اعراب در موارد متعددی در قرآن بیان شده است و معارفی را در ذیل آن آمده است. اعراب جمع "عرب" است و "عرب" نام یکی از فرزندان حضرت اسماعیل نبی بود؛ و "عربی" منسوب به عرب، و " اعرابی" به افراد بادیه نشین گویند، هر چند در شهر باشند؛ بنابراین اعراب به ساکنان بادیه نشین اطلاق می گردد. به عبارتی مرد اعرابی به کسی گویند که در بیابان به دنبال آب و گیاه باشد؛ یعنی هر کس که ساکن روستاها و شهرهای عربی باشد، عرب گفته میشود؛ اما کسانی که در بادیه و صحرا سکونت داشته باشند، اعراب گویند.
از جمله مفاهیمی که در قرآن کریم به آن پرداخته شده، بیان مفهوم و ویژگیهای اعراب بادیه نشین هست. از منظر قرآن میتوان اعراب زمان پیامبر اسلام را به سه دسته تقسیم کرد: کسانی که به خدای تبارک ایمان داشته و از مال خود در راه خدا صدقه میدادند؛
گروه دیگر، آنان که ادعای ایمان داشتند، اما خداوند این ادعا را رد کرده و تنها آنها را مسلمان معرفی میکند؛
دسته ی سوم کسانی هستند که در زمرهی کفار و منافقین قلمداد میشوند؛ به همین علت مورد نفرین خداوند قرار گرفتند. با این وجود، اگر اعراب از گناهان خود توبه کنند و از دستورات رسول خدا اطاعت نمایند، مورد بخشش خدای متعال قرار گرفته و به پاداش اخروی دست می یابند.

← اعراب مؤمن در آیینه ی قرآن
در آیه ی فوق میان اسلام و ایمان تفاوت گذاشته شده است؛ چون دیانت داری مراتب می باشد؛ ایمان امری قلبی است که قوام آن به اخلاص بوده و فرد با عمق جان هر آنچه به رسول خدا وحی شده، تصدیق می کند، که نتیجه ی آن پذیرش دعوت خدا و رسول خداست؛ اما اسلام به اطاعت ظاهری و آوردن واجبات و اجتناب از محظورات اطلاق میگردد، هر چند به درجه ی ایمان نرسد.
در روایات وارده از اهل بیت عصمت –صلوات الله علیهم- نیز بر این معنا تاکید شده که نبی مکرم اسلام فرمودند: اسلام در ظاهر است و ایمان در قلب، که با دست مبارک به صدر سینه اشاره نمودند. در ایمان بجا آوردن عمل، شرط آن است؛ زیرا تمام ایمان را عمل تشکیل داده، و بدون عمل، ایمان معنا ندارد؛ أما إسلام یعنی داخل شدن در جرگه ی مسلمانان و خارج شدن از دشمنی با آنها، و شخص با گفتن شهادتین، بدون در نظر گرفتن حقیقتی که در قلبش است، مسلمان میشود. بنابراین هر مؤمنی، مسلمان است، اما هر مسلما ...


عرب در دانشنامه آزاد پارسی

قوم بزرگ سامی، از اقوام قدیمی جزیرةالعرب. این نام، در گذشته بر مردم معینی اطلاق می شد، اما امروزه همۀ اقوامی که به زبان عربی تکلم می کنند، عرب شمرده می شوند. قومیت عربی در گذشته های دور به موطن اصلی خود، یعنی بخشی از جزیرةالعرب محدود بود، اما امروزه دامنۀ انتشار و پراکندگی آن از کوه های اطلس و شمال غرب افریقا در کنار اقیانوس اطلس تا جنوب غرب ایران و بعضی سواحل و جزایر شمالی خلیج فارس امتداد یافته است و تمام دولت ها و ملت های خاورمیانۀ غربی و شمال افریقا خود را بخشی از این قوم می دانند. نسب شناسان قدیمی عرب، این قوم را به سه گروه عرب بائده (نابود شده)، عرب عاربه ( خالص و اصیل) و عرب مستعربه (مردم عرب شده) تقسیم کرده اند. بر این اساس، اقوام عاد، ثمود، طسم، جدیس، امیم، جاسم، عبیل، عبد ضحم، جرهم، عمالقه، حضورا و حضرموت از گروه عرب بائده و قحطانیان از گروه عرب عاربه و عدنانیان از گروه عرب مستعربه به شمار می آیند. اعراب قحطانی که منشأ عربیت به شمار می آیند، اصلاً از مردم یمن بودند و طبق روایات افسانه ای با چهار واسطه از نوح نبی نسب می بردند. تصور می رود که نام یقطان در تورات (تکوین، ۱۰/۲۵) معطوف به قحطان بن عابر، جد اعراب قحطانی است. عدنانیان نیز به معد بن عدنان بن ادد از اعقاب قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم نسبت دارند. اینان را معدیون نیز می نامند. بنابه این روایات، اسماعیل پس از سکونت در مکه و ازدواج با یکی از دختران عاربه، زبان عربی آموخت و زبان عبری را ترک گفت. سکوت قرآن مجید دربارۀ این تقسیم بندی ها و عدم التفات به تفاوت های قحطانی و عدنانی، حاکی از استحداث آن بوده و آن گونه که از نوشتۀ ابن خلدون برمی آید بیشتر از طریق تورات و یهودیان تازه مسلمان، به ویژه در عهد امویان، در میان اعراب رواج یافته است. نام عرب نخستین بار در کتیبه های آشوری و پس از آن در نوشته های بابلی و سپس در کتیبه های هخامنشی دیده شده است و معنای آن، صحرای واقع در غرب عراق تا شام و صحرای سینا بوده است. در تورات، این کلمه به معنای چادرنشین به کار آمده و سرانجام یونانیان و در حقیقت، هرودوت، آن را به معنای همۀ ساکنان جزیرةالعرب، معمول داشته است. هرچند اعراب باستانی یمن و حضرموت در قرون ۲ و ۳پ م در کتیبه های آرامی خود واژۀ عرب را فقط برای مردم بادیه نشین به کار برده اند، اما قرآن نخستین مر ...

نقل قول های عرب

مردم عرب و مردمِ عرب زبان یک گروه بزرگِ چند قومی اند که به طور بنیادی در غرب آسیا، شمال آفریقا، بخش هایی از شاخ آفریقا، و مناطق دیگر در جهان عرب زندگی می کنند. گروه های قومی عرب که ساکن صفحه عربستان یا در گرداگردِ آن زندگی می کنند شامل مردم لبنان، سوریه، امارات، قطر، عربستان سعودی، بحرین، کویت، عراق، عُمّان، اُردن، فلسطین، یمن و مصر می باشد.
• «هر کس خدای تعالیٰ را دوست بدارد، پیامبرش را دوست می دارد. هر کس پیامبرِ عرب زبان را دوست بدارد، مردمِ عرب را دوست می دارد. هر کس مردمِ عرب را دوست بدارد، زبانِ عربی را دوست می دارد که به این زبان برترین کتاب بر برترینِ مردمان عرب و غیر عرب نازل شد؛ و هر کس زبانِ عربی را دوست بدارد، خود را به آن مشغول وامی دارد، نگهدار و پاسبانِ آن و پیوسته بر آن کار است. به آن عنایت می ورزد و همّت اش را صرفِ آن می کند؛ و هرکس که خدا او را به اسلام راهنمایی فرمود و دلش را به آن شادمان کرد، باور بدارد که همانا محمّد ﷺ بهترینِ پیامبران است، اسلام برترینِ ملّت ها و عرب بهترین امّت هاست. زبانِ عربی بهترینِ زبان ها و گویش هاست و روی آوری بر فهمِ آن از دین داری است؛ چرا که ابزاری برای علم است و کلیدِ آموزش در دین است، سببِ صلاحِ معاش و معاد است. سپس، زبانِ عربی برای گردآوردن و فراهم کردنِ بزرگی ها و برتری هاست؛ برای دست یافتن بر جوانمردی و صفاتِ پسندیده و انسانی است، برای دیگر دانایی ها و بزرگی ها به مانندِ چشمه ای است برای آب، به مانندِ چوبی است که آتش با آن افروزند؛ و اگر بر همهٔ ویژگی های این زبان چیرگی و دانایی و ژرف نگری نباشد، نیروی یقین در شناختِ اعجازِ قرآن به دست نمی آید.»
• «من هم مانند هر کسی می دانم که اسرائیل دشمن عرب، مسلمانان، مسیحیان و انسانیت و سرانجام دشمن خداوند سبحان است. فکر نمی کنم در طول تاریخ انسانی بتواند موضعی روشن تر از موضعی که باید در برابر اسرائیل بگیرد، داشته باشد …»
• «اگر در سرزمین های عربی کسی شاعر باشد معجزه نیست بلکه معجزه آن است که شاعر نباشد ما با شعر محاصره شده ایم و از شعر گفتن ناگزیریم همچنان که کشور مصر پنه، شام گندم و عراق خرما را آبستن می شود؛ ما به شعر سرودن محکومیم همان طور که هلند به مجاورت دریا و قله های همیمالیا به پُربرفی محکوم اند.»
...

ارتباط محتوایی با عرب

عرب در جدول کلمات

عرب
تازی
از فیلم های بهروز افخمی با بازی فریبرز عرب نیا و هدیه تهرانی
شوکران
از فیلم های بهروز افخمی با حضور پور عرب و نیکی کریمی
عروس
از فیلم های فرزاد موتمن با بازی نیکی کریمی | فریبرز عرب نیا | مهدی احمدی و شاهد احمدلو
باج خور
از قبایل عرب در عصر جاهلیت
اوس
ازآثار رخشان بنی اعتماد با حضور ابوالفضل پور عرب و فریماه فرجامی
نرگس
پهنه ای آبی که خلیج فارس را به دریای عرب و اقیانوس هند متصل می کند
دریای عمان
تله فیلمی پلیسی ساخته مهدی صباغ زاده با شرکت فریبرز عرب نیا
مانگرو
ساخته حبیب ا••• بهمنی در سال 80 با شرکت ابوالفضل پور عرب | علی نصیریان | آناهیتا نعمتی | اسماعیل سلطانیان و زنده یاد لوریک میناسیان
زندانی هفتصد و هفت
ساخته حسین فرحبخش با بازی فریبرز عرب نیا | بهرام رادان | شهرام حقیقت دوست و شبنم قلی خانی
عطش

معنی عرب به انگلیسی

arab (اسم)
عرب
arabian (اسم)
عرب
saracen (اسم)
عرب ، مسلمان
arab (صفت)
عرب ، عربی

معنی کلمه عرب به عربی

عرب
عربي
جامعة الدول العربية ، الجامعة العربية

عرب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پرهام
واق واق، صدای سگ
یوسف
این واژه در پارسی باستان آرابیا و در پهلوی ارب ar-ab (پدر جنگ)خوانده می شده؛ پس نگارش آن در پارسی ارب است.
آرسام آرامیس
در کتیبه‌ای که از پادشاه سوم شرحبیل یعفور (حمیری ها) بدست آمده علاوه برلقب دراز سابق‌الذکر یعنی �پادشاه سبأ وریدان وحضرموت ویمنت� عبارت �و عربهای آنها درجبال وتهامه� اضافه شده واین اولین دفعه ذکر اسم عرب در اینجا پیش می‌آید که گویای معنی اعراب بدوی است و نیز دراین کتیبه از شکست سد مأرب در سال ۴۴۹ و ۴۵۰ میلادی و تعمیر آن سخن می‌رود
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
با سلام، عرب به ضم عین به جمع مکسر تبدیل میشود. یعنی اعراب.
اسد نیز به ضم الف به جمع مکسر تبدیل میشود. یعنی شیران.
لطفا منبع را بیابید اگر نشد حقیر منبع را با صفحه معرفی میکنم.
با تشکر
تارش
عرب(چیره دست در علم سخن وری، دستور زبان عربی، کامل ترین زبان). 1_عرب باعده(بادیه نشین). قبل از ظهور اسلام بلاهای آسمانی وز مینی از بین رفتند. ر. ک‌.ایات سوره دخان وایات12و14سوره ق و39و40 سو ره عنکبوت. 2_عرب عاربه(شهرنشین)، اوس وخزرج. 3_عرب مستعربه(عدنانیان). که با چند واسطه از فرزندان حضرت اسماعیل (ع). قبیله قریش در این گروه جا دا رد. خاندان پیامبر(ص) بنی هاشم نیز در این قبیله جا دارد. جزیره العرب از لحاظ جغرافیا 1_شمال وغرب(حجاز). 2_مرکز وشرق(صحرای عرب). 3_جنوب(یمن).امروزه آثار تمدن درخشان وباعظمت دولت معین، دولت ، حضر موت، قتبان وسبااز14 قرن قبل از میلادباقی ومشهور است. مروج الذهب ج2، ص 74و180.عرب قوم غالب. (بر ایران، روم، شمال آفریقا، خاور میانه، آسیای صغیر واسیای میانه و..).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عرب ایران   • عرب سوسمار خور   • خانم عرب   • عکس عرب   • عرب اهواز   • معنی عرب   • قوم عرب   • خصوصیات نژاد عرب   • مفهوم عرب   • تعریف عرب   • معرفی عرب   • عرب چیست   • عرب یعنی چی   • عرب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عرب
کلمه : عرب
اشتباه تایپی : uvf
آوا : 'arab
نقش : اسم
عکس عرب : در گوگل

آیا معنی عرب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )