برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1397 100 1

عذاب

/'azAb/

مترادف عذاب: آزار، اذیت، تعب، رنج، زجر، زحمت، ستوهی، سختی، شدت، شکنجه، صدمه، عقوبت، عنا، محنت، وبال

برابر پارسی: آزار، رنج، شکنجه

معنی عذاب در لغت نامه دهخدا

عذاب. [ ع َ ] (ع اِ) آنچه دشوار باشد بر انسان و او را از قصدش باز دارد. (از اقرب الموارد). ج ، اَعذبة. || نکال. (قطرالمحیط). || هر چه به نفس رسد از الم. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شکنجه. (از قطرالمحیط) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). کل عذاب فی القرآن فهو التعذیب ؛ ألا و لیشهد عذابها طائفة. فان المراد الضرب. (اقرب الموارد). سیاست و عقوبت. (ناظم الاطباء). تنبیه و زدن تازیانه.(ناظم الاطباء). || جفا و بلا :
خود نبینی مگر عذاب وعنا
چون نمایی مرا عنا و عذاب.
ناصرخسرو (دیوان ، چ تقوی ص 35).
و بباید دانست که اطراف عالم پر بلا و عذاب است. (کلیله و دمنه ). و اگر کسی را گویند صد سال دایم در عذاب روزگار باید گذاشت. (کلیله و دمنه ). یا دینداری بودکه از عذاب بترسد یا کریمی که از عار اندیشد. (کلیله و دمنه ).
اینکه می بینم به بیداری است یا رب یا بخواب
خویشتن را در چنین نعمت پس از چندین عذاب.
انوری.
ای مالک سعیر برین راندگان خلد
زحمت مکن که زحمت من بس عذابشان.
خاقانی.
هر که جز آن خشت نقابش نبود
گرچه گنه داشت عذابش نبود.
نظامی.
گر هزاران سال باشی در عذاب
میتوان گفتن که بس آسان بود.
عطار.
اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکنی به عذاب.
سعدی.
- به عذاب آوردن ؛ به تنگ آوردن. به ستوه آوردن.
- عذاب ابد ؛ عذاب همیشگی و دائمی :
از خطر آتش و عذاب ابد
دین و خرد کرد، در حصار مرا.
ناصرخسرو.
- عذاب النار ؛ عذاب نار. آتش جهنم. شکنجه ٔ جهنم :
زینهار از قرین بد زنهار
و قنا ربناعذاب النار.
سعدی.
- عذاب الیم ؛ رنج وشکنجه ٔ سخت :
خسته از محنت و بلای حجاز.
رسته از دوزخ و عذاب الیم.
ناصرخسرو.
مگر کرده بودم گناهی عظیم
که بردم در آن شب عذابی الیم.
سعدی (بوستان ).
- عذاب بردن ؛ رنج بردن. سختی کشیدن :
تا کی بری عذاب و کنی ...

معنی عذاب به فارسی

عذاب
شکنجه، آزار، رنج ودرد
( صفت ) جمع عذب گواراها خوشگوارها ( آب خورش ) .
ده از دهستان ولدیان بخش حومه شهرستان خوی واقع در نه هزار و پانصد گزی جنوب خاوری خوی و سه هزار گزی خاور شوسه خوی به شاهپور جلگه
که عذاب اندوخته کند و بیلفنجد و معنی ترکیبی ذخیره کننده اند و زنده عذاب و کنایه از دل آزارست
عذاب خواری
( مصدر ) درد کشیدن رنج بردن تحمل شکنجه و آزار کردن .
( مصدر ) عذاب کردن .
در تحفه العراقین این ترکیب واقع شده است چه ظاهر وقتی حضرت سلیمان بر هدهد قهر کرده باشند
( مصدر ) شکنجه دادن عقوبت کردن تعذیب .
( مصدر ) عذاب بردن .

معنی عذاب در فرهنگ معین

عذاب
(عَ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) شکنجه ، آزار. ۲ - (اِ.) درد و رنج .

معنی عذاب در فرهنگ فارسی عمید

عذاب
۱. شکنجه، آزار.
۲. رنج و درد.
* عذاب دادن (کردن): (مصدر متعدی) آزار دادن، شکنجه کردن.
* عذاب کشیدن (بردن): (مصدر لازم) درد کشیدن، رنج بردن، رنج و آزار را تحمل کردن.
شیرین و خوشایند. &delta، در فارسی در معنای مفرد به کار می رود.

عذاب در دانشنامه اسلامی

عذاب
در قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است.
کلمه «عذاب» به معنای شکنجه و عقوبت است.
معنای اصطلاحی
مراد، کیفرهای دردناک دنیوی و اخروی ملحدان، منافقان و فاسقان است.خداوند حکیم آدمی را برای بندگی خویش آفریده و به او توان انتخاب و اختیار بخشیده است. کسانی که از روی اختیار راه بندگی در پیش گیرند، به کمال می رسند و در آن سرای، از نعمت ها و پاداش های بیکران الهی بهره می برند؛ امّا کسانی که از بندگی خدا روی برتابند و راه زشتکاران و گناه و نافرمانی در پیش گیرند، از تقرب به خدا باز می مانند و دچار خشم و غضب و کیفر الهی می شوند. اینان در عالم برزخ و محشر و آخرت، گرفتار کیفر عقاید و رفتارها و اعمال خویش خواهند بود.
انواع عذاب
همان سان که معاد، روحانی و جسمانی است، کیفر و پاداش نیز هم روحانی است و هم جسمانی:
← عذاب روحانی
...
عذاب
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
عذاب به معنای مجازات و عقوبت و نیز به معنای ایجاد درد شدید است. در اصل ریشه لغوی عذاب اختلاف است. برخی آن را از «عَذْب» دانسته که بنابراین «عَذّبتُه» یعنی لذت زندگی را از او گرفتم و برخی گفته اند: اصل تعذیب، زیادزدن با انتها و بند شلاّق است.
گفتنی است که عقوبت های مجرمانی مانند دزد، زناکار و... در مدخل کیفر بحث خواهد شد. در این مدخل، از واژه های «بأس»، «وبال»، «جزاء»، «عذاب»، «عقاب» و مشتقّات برخی از آنها و الفاظ و جملات با معانی مشابه استفاده شده است.
فرهنگ قرآن، جلد 20، صفحه 190.
عذاب
معنی عَذَابٌ: عذاب - عقوبت - شکنجه (نکره آوردن کلمه عذاب به منظور بزرگ جلوه دادن آن است)
معنی عَذَابَهُ: عذاب او- عذاب آن
معنی عَذَابَهَا: عذاب او- عذاب آن
معنی أَفَبِعَذَابِنَا: آيا پس به عذاب ما
معنی لَوْلَا يُعَذِّبُنَا: چرا ما را عذاب نمي كند
معنی عَذَابِي: عذاب من
معنی عذَّبَ: عذاب کرد
معنی عَذَّبَهُمْ: آنان را عذاب کرد
معنی يُعَذِّبُ: عذاب مي کند
معنی يُعَذِّب ...


عذاب در دانشنامه ویکی پدیا

عذاب
عذاب به معنی درد و رنج است.
عذاب (خوی)، روستایی از توابع بخش مرکزی و در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی
عذاب همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عذاب (فیلم ۱۹۴۴)، فیلمی به کارگردانی آلف خوباریا
عذاب به معنی درد و رنج است.
عذاب (خوی)، روستایی از توابع بخش مرکزی و در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی
عذاب (فیلم ۱۹۴۴)، فیلمی به کارگردانی آلف خوباریا
عذاب همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مختصات: ۳۸°۲۷′۵۸″شمالی ۴۴°۵۷′۲۶″شرقی / ۳۸٫۴۶۵۹۸°شمالی ۴۴٫۹۵۷۲۱°شرقی / 38.46598; 44.95721
عذاب، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران. این روستا بین شهر خوی و شهر دیزج دیز، نزدیکی شهرک ولیعصر خوی، واقع شده است. مردم این روستا به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می کنند.
این روستا در دهستان قره سو قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۲۳۷نفر (۲۵۲ خانوار) بوده است.
عذاب (سوئدی: Hets) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی آلف خوباریا است که در سال ۱۹۴۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مای زترلینگ و گونار بیورنستراند اشاره کرد همچنین اینگمار برگمان نخستین فیلم نامه خود را برای این فیلم نوشت
براساس احادیث اسلامی وقرانی، عذاب قبر یا عذاب برزخ سختی ها و فشارهایی است که انسان پس از مرگ و وارد شدن به عالَم بَرزخ با آنها مواجه می شود. کیفیت و چگونگی فشار قبر تا حد زیادی مشخص نیست؛ برخی آن را فشار بر جسم دفن شده در خاک می دانند و برخی بر روح و بدن برزخی. عذاب قبر اقسام مختلفی دارد که یکی از آنها فشار ق ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با عذاب

عذاب در جدول کلمات

عذاب
وبال
عذاب و سختی
وبال
از نعمات الهی که گاهی بصورت عذاب ویرانگر نیز بکار رفته
اب
مایه عذاب و دردسر
وبال
مایه عذاب و سختی
وبال
مصیبت و عذاب الهی
بلا

معنی عذاب به انگلیسی

agony (اسم)
درد ، رنج ، عذاب ، تقلا ، سکرات مرگ ، جان کندن ، حالت نزع
tribulation (اسم)
رنج ، عذاب ، محنت ، اختلال ، ازمایش سخت
suffering (اسم)
مصیبت ، عذاب
torture (اسم)
شکنجه ، عذاب ، زجر
torment (اسم)
شکنجه ، عذاب ، غرامت ، ازار ، زحمت ، زجر
excruciation (اسم)
شکنجه ، عذاب ، ازار
rack (اسم)
شکنجه ، عذاب ، قفسه ، طاقچه ، چرخ دندهدار ، چنگک جا لباسی ، بار بند ، جا کلاهی
anguish (اسم)
عذاب ، غم و اندوه ، اضطراب ، جفا ، سینه سوزی ، غرامت ، دل تنگی
inquisition (اسم)
عذاب ، استنطاق ، جستجو ، تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا

معنی کلمه عذاب به عربی

عذاب
تعذيب , عذاب , مهنة
تعذيب , شواية , ضع , عذاب , عذب , عروة , مزق
معذب

عذاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رقیه امیرعاجلو
ازار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عذاب در جدول   • فیلم عذاب قبر واقعی   • معنی عذاب   • عذاب قبر زن بدکاره   • عذاب عشق   • فیلم عذاب شب اول قبر   • عذاب قبر پسر 18 ساله   • عذاب قبر چگونه است   • مفهوم عذاب   • تعریف عذاب   • معرفی عذاب   • عذاب چیست   • عذاب یعنی چی   • عذاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عذاب
کلمه : عذاب
اشتباه تایپی : ubhf
آوا : 'azAb
نقش : اسم
عکس عذاب : در گوگل

آیا معنی عذاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )