برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

عادل

/'Adel/

برابر پارسی: دادگر، دادگستر، دادور

معنی اسم عادل

اسم: عادل
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: ādel) (عربی) آن که اعمال و رفتارش مطابق با عدالت، انصاف و قانون است، دادگر - با انصاف

معنی عادل در لغت نامه دهخدا

عادل. [ دِ ] (ع ص ) داددهنده. ج ، عدول. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مقابل فاسق. || مشرک که غیر حق تعالی را به حق برابر و شریک سازد. (مهذب الاسماء). و منه قول امراءة للحجاج انک لقاسط عادل ؛ أی مشرک. (اقرب الموارد). || راست. درست. مستقیم ؛ میزان عادل یعنی ترازوئی راست ، مقابل میزان مایل. (مهذب الاسماء).

عادل. [ دِ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدا.

عادل. [ دِ ] (اِخ ) لقب انوشروان است :
همی نازد بعهد میر مسعود
چو پیغمبربه نوشروان عادل.
منوچهری.
به آنچه ملک عادل انوشروان کسری بن قباد سعادت ذات... (کلیله و دمنه ).

عادل. [ دِ ] (اِخ ) ابن علی بن عادل حافظ معلم. از شعرای سده ٔ دهم. کتاب «ترجمان » علامه ٔ جرجانی را به ترتیب حروف هجا مرتب کرده است. رجوع شود به الذریعه ج 9 ص 663.

معنی عادل به فارسی

عادل
لقب دو تن از ایوبیان مصر : عادل اول . سیف الدین ابوبکر بن نجم الدین یا عادل دوم ( ثانی ).سیف الدین ابوبکر ( جل. ۶۱۵ ه.ق ./ ۱۲۱۸ م .- ۶۳۵ ه.ق ./ ۱۲۳۸ م .) برادر صالح ایوب بر سر تاج و تخت با او مقاتله کرد و وی در زندان قاهره درگذشت .
داددهنده، دادگر، دادور، دادگستر
( اسم ) ۱ - آنکه به عدالت رفتار کند دادگر داد دهنده . ۲ - راست درست مستقیم جمع عدول ٠
ابن علی بن عادل حافظ معلم از شعرای سده دهم .
دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد در ۲ هزار گزی شمال باختری الشتر و ۲ هزار گزی شمال باختر شوسه خرم آباد به الشتر واقع جلگه و سردسیر و مالاریائی است و ۱۱٠ تن سکنه دارد .
لقب سیف الدین ابوبکر ایوبی برادر سلطان صلاح الدین است .
تخلص آن شاه طهماسب اول است
به سبکتگین پدر سلطان محمود غزنوی اطلاق میشد .
از امرای قرن هشتم
وزیر ابو کالیجار مرزبان بن سلطان الدوله بود
نام دو تن از ایوبیان مصر

معنی عادل در فرهنگ معین

عادل
(دِ) [ ع . ] (اِفا.) دادگر، داد دهنده . ج . عدول .

معنی عادل در فرهنگ فارسی عمید

عادل
آن که رفتارش توٲم با عدل و داد است، دادگر.

عادل در دانشنامه ویکی پدیا

عادل
عادل از نام های عربی - اسلامی برای مردان است و شاید به یکی از این موارد اشاره نماید:
غلامعلی حداد عادل سیاستمدار، استاد فلسفه و ادبیات اهل ایران
عادل شاه
ابراهیم عادل شاه ثانی
یوسف عادل شاه ساوی
شهاب الدین عادل عکاس، پژوهشگر و استاد دانشگاه در عکاسی و سینما
فریدالدین عادل
عادل سفر نخست وزیر سوریه
عادل عبدالمهدی وزیر شیعه مذهب دولت عراق
عادل خان
عادل آذر نماینده مردم دهلران در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی
عادل تئودور خوری متأله مسیحی اهل لبنان
عادل غلامی بازیکن تیم ملی والیبال مردان ایران
عادل فردوسی پور گزارشگر و مجری تلویزیون ایران
عادل کلاه کج بازیکن فوتبال
عادل آهنگری
عادل تاعرابت بازیکن فوتبال اهل مراکش
عادل رامین
عادل شاذلی
عادل داوودی
حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا عادل
عادل (کوهدشت)، روستایی از توابع بخش کوهنانی شهرستان کوهدشت در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان زیرتنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۷ نفر (۱۷خانوار) بوده است.
عادل آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عادل آباد (اردل)
عادل آباد (اصفهان)
عادل آباد (خوشاب)
عادل آباد (زاهدان)
عادل آباد (سلسله)
عادل آباد (اردل)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اردل در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
عادل آباد (اصفهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان محمودآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عادل در جدول کلمات

عادل
دادگر
عادل و منصف
دادگر
برنامه عادل فردوسی پور
نود
پادشاه عادل حبشه که مسلمانان مهاجر را پناه داد

معنی عادل به انگلیسی

just (صفت)
درست ، مقتضی ، بجا ، منصف ، بامروت ، منصفانه ، مستحق ، بی طرف ، فریور ، عادل ، باعدالت ، باانصاف ، مشروع
righteous (صفت)
نیکو کار ، درست کار ، عادل ، صالح
impartial (صفت)
منصفانه ، بی غرض ، بی طرف ، عادل ، راست بین ، حقگو

معنی کلمه عادل به عربی

عادل
فقط , مستقيم , نزيه

عادل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدعلی
منصف
کمال‌الدین
برگشته، بازگشته
باز آمده، باز آینده
بازایستاده
عدول کرده، عدول کننده
سحر(زهرا)
یعنی با انصاف،عدالت گر
یعنی عشق من...ان شاءالله همسر من...
سجاد بابائیان
منصف - دادگر
محمود یاراد
این کلمه از ریشه عدل است.عدل یعنی وضع شیء در موضع اصلی خودش.کسی که هر چیزی را سر جای خودش قرار می دهد عادل است.
محمود یاراد
واقعا جای تعجبه که پیشنهاد مضحک: ((یعنی عشق من همسر من ))رو پذیرفتید اما بنده توضیح دادم و پذیرفته نشد.تبریک به مدیر با سواد آپادیس
حمیدرضا
مرادیان عادل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عادل فردوسی پور و همسرش   • فرزند عادل فردوسی پور   • همسر عادل فردوسی پور کیست ؟   • عادل فردوسی پور و همسرش جدا شدند   • همسر واقعی عادل فردوسی پور   • ایا عادل فردوسی پور ازدواج کرده؟   • عادل فردوسی پور مجرد است یا متاهل   • معنی عادل   • مفهوم عادل   • تعریف عادل   • معرفی عادل   • عادل چیست   • عادل یعنی چی   • عادل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عادل

کلمه : عادل
اشتباه تایپی : uhng
آوا : 'Adel
نقش : صفت
عکس عادل : در گوگل

آیا معنی عادل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )