برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1435 100 1

ظلم

/zolm/

مترادف ظلم: آزار، اجحاف، اعتساف، بغی، بیدادگری، بیداد، تطاول، تعدی، جبر، جفا، جور، ستم، ستمگری، غدر، مظلمه

متضاد ظلم: مهر

برابر پارسی: ستم، بیداد، جفا، زورگفتن

معنی ظلم در لغت نامه دهخدا

ظلم. [ ظُ] (ع اِمص ) به ناجایگاه نهادن چیزی را. وضع شیئی درغیر موضع خود. ستم. بیداد. ستم کردن. ستمگری. بیدادی. بیدادگری. جور. جفا. عسف. اعتساف. حیف. بغی. ضیم.عدوان. آزار. زور. مظلمه. کفر. ج ، ظلام :
در صفات تو ظلم نتوان گفت
با سگی در جوال نتوان خفت.
سنائی.
هر کجا عدل روی بنموده ست
نعمت اندر جهان بیفزوده ست
هر کجا ظلم رخت افکنده ست
مملکت را ز بیخ برکنده ست.
سنائی.
ظلم از هرکه هست نیک بدست
وانکه او ظالم است نیک بدست.
سنائی.
من از ظلم او بیزارم. (کلیله و دمنه ). و به رعیت ظلمی روا ندارد. (کلیله و دمنه ). ملکا اگرمیدانی که شوی بر من ظلم کرد... تو به فضل خویش ببخشای. (کلیله و دمنه ).
نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار
امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار.
سعدی.
ظلم تاریک و دل سیه کندت
عدل رخشنده تر ز مه کندت.
اوحدی.
|| عبادت غیر خدای. || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ظُلم بالضم و الفتح و سکون اللام ، لغة وضعالشی ٔ فی غیر محله و فی الشریعة عبارة عن التعدی عن الحق الی الباطل و هو الجور و قیل هو التصرف فی ملک الغیر و مجاوزة الحد. کذا فی الجرجانی. و هو مستحیل علی اﷲ تعالی اذ هو التصرف فی حق الغیر بغیر حق أومجاوزة الحد. و کلاهما محال اذ لا ملک و لا حق لاحد معه بل هو الذی خلق المالکین و املاکهم و تفضل علیهم بهاو عهد لهم الحدود و حرم و احل فلا حاکم یتعقبه و لا حق یترتب علیه. و ما ذکر من استحالة الظلم علیه تعالی هو قول الجمهور. و قیل بل هو متصور منه لکنه لایفعله عدلاً منه و تنزهاً عنه ، لأنّه تعالی تمدح بنفیه فی قوله : و ما انا بظلام للعبید. (قرآن 29/50). و الحکیم لایتمدح الا بما یصح منه. فان الاعمی لو تمدح نفسه بانه لاینظر الی المحرمات ، استهزی ٔ به. و هذا غیر سدید. لما تقرر ان حقیقة الظلم وضع الشی ٔ فی غیر محله بالتصرف فی ملک الغیر أو مجاوزة الحد و مع النظر بهذا یجزم کل من له ادنی لُب ّ باستحالته علیه سبحانه اذ لایتعقل وقوع شی ٔ من تصرفه فی غیر محله. و کان مدعی تصوره منه سبحانه یفسره بما هو ظلم عند العقل لو خلی و نفسه من حیث عدم مطابقته لقضیة ...

معنی ظلم به فارسی

ظلم
ستم کردن ، جور، ستمگری، بیداد، ستم، جمع ظلمت
( اسم ) جمع ظلمت تاریکی ها .
کالبد . یا کوه . جمع : ظلوم .
در مغرب بیش قلعه و شمال غربی بجنورد .
( صفت ) ظالم ستمکار .
سای. شما پاینده . عمرتان بادا دراز .
( مصدر ) ستم کردن اعمال زور کردن .
آن که ستمگری آیین دارد ستم پیشه .

معنی ظلم در فرهنگ معین

ظلم
(ظُ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) ستم کردن . ۲ - (اِ.) بیداد، ستم .
(ظُ لَ) [ ع . ] (اِ.) جِ ظلمت ، تاریکی ها.

معنی ظلم در فرهنگ فارسی عمید

ظلم
ستم کردن، جور، ستمگری، بیداد، ستم.
= ظلمت
ظالم، ستمکار، ستمگر.

ظلم در دانشنامه اسلامی

ظلم
ظلم، یکی از رذایل اخلاقی و مذموم است. ظلم (مصدر عربی) در لغت به معنای وضع شیء در غیر موضع خود، ستم، ستم کردن و بی داد آمده است.
در قسمت های اول تا پنجم سلسله مقالات «آثار اعمال در قرآن»، مباحث آثار گناه، آثار خودپسندی و تکبر، آثار مکر و حیله، آثار مال حرام و آثار دورویی و نفاق در زندگی انسانها مورد بحث و بررسی قرار گرفت.در این قسمت، آثار ظلم و ستم، انواع ظلم، مصادیق ظلم و ستم در آیات قرآن و یازده گروهی که ستم گرترین گروههای ظالمند مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.
معنای ظلم
ظلم (مصدر عربی) در لغت به معنای وضع شیء در غیر موضع خود، ستم، ستم کردن و بی داد آمده است.
سیاح، احمد، فرهنگ جامع، تهران، کتابفروشی اسلام، ۱۳۳۰ه.ش، ج۳، ص۵۵.
قرآن کریم در حدود ۲۹۰ آیه در مورد پیکار با ستم و ستمکاری و دفاع از ستمدیدگان با صراحت قاطعانه بیان فرموده است، اما وجوهی را که قرآن در باب ظلم بیان کرده می توان در چند وجه خلاصه کرد:
دامغانی، حسین بن محمد، قاموس قرآن، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۱، چ اول، ج۲، ص۷۸.
...
ظلم
ظلم (مصدر عربی) در لغت به معنای وضع شیء در غیر موضع خود، ستم، ستم کردن و بیداد آمده است. ابن فارس گفته است: ظا و لام و میم دارای دو معنی اصولی است:
همان طور که شخص در تاریکی چیزی را نمی بیند در حال ستم کردن هم مثل این که در تاریکی فرو رفته نمی تواند درک حقیقت کند و به طور کلی می توان گفت ظلم به معنای ستم و گذاشتن چیزی در غیر محل آن است. اما آنچه در اصطلاح و عرف مردم از ظلم ذکر می شود بیشتر مصادیق آن می باشد که ظلم به معنای اخص است که به آن ها اشاره خواهد شد.
قرآن کریم در حدود 290 آیه در مورد پیکار با ستم و ستمکاری و دفاع از ستمدیدگان با صراحت قاطعانه بیان فرموده است، اما وجوهی را که قرآن در باب ظلم بیان کرده می توان در چند وجه خلاصه کرد:
«(آری) آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند». گناهی که آلوده به شرک نباشد
«هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی دانی...».
چنان که خداوند متعال می فرماید: «و کسی را که ...


ظلم در دانشنامه آزاد پارسی

ظُلم
در اصطلاح حکمت و اخلاق، یکی از دو رذیلۀ مقابل فضیلت عدالت، و آن انحراف از اعتدال (حد وسط) به سوی افراط است. انحراف از اعتدال به سوی تفریط «انظلام یا قبول ظلم» نامیده می شود. فرد مبتلا به این صفت رذیله با به دست آوردن اسباب معاش خود از راه های ناپسند و نکوهیده و تصرّف در حقوق و اموال مردم زندگی می کند و چون راه های رسیدن به مال و ثروت بسیار است و ظالم از هیچ روشی پرهیز نمی کند ممکن است همیشه ثروتمند باشد. در تاریخ اخلاق نویسی، حکمای اسلامی به ظلم های فردی و تجاوز به حقوق مادی دیگران بیشتر از ظلم های اجتماعی و تجاوز ظالمان به حقوق معنوی انسان ها توجه کرده اند. امّا در روزگار معاصر به دنبال تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر و تدوین حقوق شهروندی و امثال آن، توجه به ابعاد اجتماعی مسأله ظلم فزونی یافته و منشاء نهضت های اجتماعی و ظلم ستیز در شرق و غرب عالم گردیده است.

ارتباط محتوایی با ظلم

ظلم در جدول کلمات

ظلم
ستم
ظلم و بی وفایی
جفا
ظلم و جور
ستم
ظلم و ســتم
جور

معنی ظلم به انگلیسی

rigor (اسم)
تندی ، سختی ، خشونت ، سخت گیری ، ظلم ، دقت زیاد
cruelty (اسم)
خشونت ، ظلم ، ستم ، ستمگری ، بیداد
tyranny (اسم)
جور ، حکومت استبدادی ، ظلم ، ستم ، ستمگری ، حکومت ستمگرانه ، ظلم وستم
oppression (اسم)
تعدی ، جور ، حیف ، فشار ، افسردگی ، ظلم ، ستم ، بیداد
injustice (اسم)
ستیز ، حیف ، ظلم ، ستم ، ستمگری ، بیداد ، بی عدالتی ، بی انصافی
rigour (اسم)
ظلم ، دقت زیاد

معنی کلمه ظلم به عربی

ظلم
ظلم , وحشية
أجحَفَ
نقع

ظلم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
1ـ نهادن چیزی در غیر از جایی که باید باشد. 2ـ سرپیچی از دستورهای دینی و یا اخلاقی .
3ـ ضایع کردن حقوق کسی.
علی دوستی نوگورانی
اشتلم
D.R
ظلم در عرف مردم یعنی کاری انجام شود که ناحق است ، کارظالمانه یعنی انجام دادن کاری که حق طرف مقابل نباشد...
اشکان
واژه آریایی ظالم که در اصل زالم است در سنسکریت به صورت jAlma जाल्म به مانای cruel آمده است. عرب واژه زالم را ظالم نوشته و سپس واژگان ظلم و مظلوم را به دست آورده است.

چند وقته که دارم پژوهش میکنم و به چیزی که رسیدم خیلی شگفت انگیزه ، تا حالا هر چی به ما گفتن دروغ بود ، بیشتر زبان عربی ، بیش از هفتاد درصدش ، ایرانیه ، واژه هایی رو که گمان میکنیم عربی ان ، بیشترشون ایرانی ان ، آخه عرب دد منش که زبانی نداشت ما ازش بگیریم
بلندگو
ظلم: حق را ناحق کردن بواسطه جور و ستم.
سام راد
1. بدی، ناحق بودن کاری
حمیدرضا دادگر_فریمان
آزار، اجحاف، اعتساف، بغی، بیدادگری، بیداد، تطاول، تعدی، جبر، جفا، جور، ستم، ستمگری، غدر، مظلمه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ظلم الناس   • ظلم در قرآن   • معنی ظلم   • ظلم به همسر   • انواع ظلم   • ظلم چیست   • ظلم به دیگران   • ظلم شعر   • مفهوم ظلم   • تعریف ظلم   • معرفی ظلم   • ظلم یعنی چی   • ظلم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ظلم
کلمه : ظلم
اشتباه تایپی : zgl
آوا : zolm
نقش : اسم
عکس ظلم : در گوگل

آیا معنی ظلم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )