برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

ظلاله

معنی ظلاله در لغت نامه دهخدا

ظلالة. [ ظَ ل َ ] (ع اِ) ابر که سایه ٔ آن را بر زمین بینی ، یا ابر که تنهانماید. || کالبد. || دامت ظلالةالظل بالکسر و ظُلّتُه بالضّم ؛ أی ما یستظل به من شجر أو حجر أو غیر ذلک ؛ پاینده باد آنچه در سایه ٔ آن زیستن توان. || ظلة. رجوع به ظل شود.

معنی ظلاله به فارسی

ظلاله
ابر که سای. آنرا بر زمینی یا ابر که تنها نماید . یا کالبد .

ظلاله در دانشنامه اسلامی

ظلاله
معنی ظِلَالُهُ: سايه هايش
معنی يَتَفَيَّأُ: سايه اش برمي گردد - سايه افکن مي شود (از تفيؤ از فيء به معناي سايه در هنگام برگشت است ، و لذا ميگويند کلمه ظل به معناي سايه اول روز ، و کلمه فيء به معناي سايه بعد از ظهر تا آخر روز است ، و ظاهرا ظل اعم از فيء است ، و تفيؤ به معناي بازگشت سايه در بعد...
ریشه کلمه:
ظلل‌ (۳۵ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)

ظلاله را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ظلاله   • مفهوم ظلاله   • تعریف ظلاله   • معرفی ظلاله   • ظلاله چیست   • ظلاله یعنی چی   • ظلاله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ظلاله

کلمه : ظلاله
اشتباه تایپی : zghgi
عکس ظلاله : در گوگل

آیا معنی ظلاله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )