برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1432 100 1

طلا

/talA/

مترادف طلا: ذهب، زخرف، زر، عسجد ، شی کم یاب، شخص بسیارارزشمند، شراب، می پخته

متضاد طلا: سیم، فضه، نقره

برابر پارسی: زر، تِلا، زَر

معنی اسم طلا

اسم: طلا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: talā) (عربی) زر، فلزی زرد رنگ و قیمتی، (در گفتگو) (به مجاز) هر شیئی یا هر شخص بسیار ارزشمند، (به مجاز) آب طلا - فلزی زرد رنگ و نسبتاً نرم، زر

معنی طلا در لغت نامه دهخدا

طلا. [ طَ ] (ع اِ) آب دهان که از جهت بیماری و جز آن بسته باشد. طُلْوان. طُلُوان. (منتهی الارب ). || به قطران اندوده. (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ). || بچه ٔ آهو. (مهذب الاسماء). بچه ٔ آهو وقت زائیدن. (منتهی الارب ). آهوی یکساله. (دهار). آهوبچه. (منتخب اللغات ). || بچه ٔ گاو و گوسفند. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). || بچه ٔ هر حیوان که زنگله دارد. (مهذب الاسماء). هر ستور که سم او شکافته باشد. (منتخب اللغات ). گوساله. || ریزه و خرد از هر چیزی. (منتهی الارب ). ج ، اَطْلاء، طِلاء، طُلْیان ، طِلْیان. || شخص. رجوع به طلی شود.

طلا. [ طِ / طَ ] (از ع ، اِ) زر (در اصطلاح فارسی ). زر سرخ. بکسر اول معروف است که به عربی ذهب خوانند. (برهان ). زر خالص و صاحب فرهنگ رشیدی نوشته که غالباً لفظ طلا معرب تله است که لفظ هندی است و بکسر فوقانی و تشدید لام بمعنی زر و بمعنی ملمع کردن و ملمع نیز آمده است و در سراج نوشته که طلا بمعنی زر سرخ در اصل به تای قرشت بود بسبب اختلاط عجم و عرب به طای مطبقه نوشته اند حتی که مطلا بمعنی زراندود استعمال کنند. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به زر طلا شود :
زمین را برنگ طلا رنگ داد [ مهر ]
جهان را ز نو فر واورنگ داد.
فردوسی.
وجود مردم دانا بسان زرّ طلاست
که هر کجا که رَوَد قدر و قیمتش دانند.
سعدی.
از پی دیدن نهی گر به دم تیغ دست
زخم فشاند چو مهر در عوض خون طلا.
حسین ثنائی.
- طلای جعفری . رجوع به زر جعفری شود.
- طلای دست افشار. رجوع به زر دست افشار شود.
- طلای سفید ؛ پلاتین. نوعی اززر که سفیدرنگ و گرانبهاتر از طلای زرد است.
- امثال :
طلا که پاک است چه محنتش (یا حاجتش ، یا منتش ) به خاک است .

طلا. [ طَ ] (اِخ ) کوهکی است (چنین یافتم در شعر هذلیین و در شعر دیگران به ظاءمعجمه و آنجا واقعه ای بوده است ). (معجم البلدان ).

طلا. [ طَ ] (اِخ ) قلعتی است به آذربایجان (این لفظ عجمی و اصل آن تلاست ، چه در کلام عجم طاء و ظاء و ضاد و ثاء و حاء و صاد خالصه و جیم خالصه نیست ). (معجم البلدان ).

معنی طلا به فارسی

طلا
زر، یکی ازفلزات کمیاب وگرانبهابرنگ زرد
۱ - هر چه آن را در مالند بر چیزی اندود . ۲ - دوایی رقیق که بر عضو مالند . ۳ - قطران . ۴ - زر ذهب جمع : طلاجات ( غلط ) . یا زر طلا ( طلی ) ۱ - زراندای مذهب مطلا کننده . ۲ - زر خالص که برای اندود کردن و طلا کردن مس و چیزهای دیگر به کار رود . ۵ - نوعی شراب غلیظ که به سیاهی زند می پخته . یا طلای دو بتی . اشرافیی که هر دو روی آن صورت داشته باشد . یا طلای سفید . فلزیست سفید رنگ شبیه به نقره و سنگین ترین فلزیست که در صنعت به کار می رود . وزن مخصوص آن ۲۱ / ۶۴ و درجه گداز آن ۱۷۵۵ درجه سانتی -گراد است . خواص چکشخواری تورق و مفتول شدن را بوجه اعلی داراست پلاتین . یا طلای سیاه . نفت .
زر زر سرخ بکسر اول معروف است که بعربی ذهب خوانند .
( صفت ) زربفت : جامه طلا باف .
( اسم ) جمع طلا ( غلط ) ۱ - طلاها ۲ - آلات زرین .
( صفت ) چیزی که با تارهای طلا دوخته شده باشد تاج طلا دوز دستار طلا دوز .
با تارهای طلا چیزی را دوختن .
( صفت ) کیمیاگر .
کیمیا گری .
( مصدر ) مطلا کردن بزر گرفتن : دندان را طلا گرفت .
۱ - ( صفت ) آن که با طلا کار کند تذهیب کننده مذهب . ۲ - ( صفت ) چیزی که کار نقش و نگارش را از طلا ساخته باشند خانه طلا کار شمشیر طلا کار .
عمل و شغل طلا کار .
( مصدر ) ...

معنی طلا در فرهنگ معین

طلا
(طَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - زر، فلزیست زرد رنگ گران بها و کمیاب که بسیار شکل پذیر، چکش خوار و قابل تورق و مفتول شدن می باشد. در مجاورت آب و هوا نیز زنگ نمی زند. ۲ - مجازاً گران بها، نایاب .
( ~ . گِ تَ) [ ع - فا. ] (مص م .) زراندود کردن .
(طَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) ۱ - آب زر. ۲ - آب اکلیل .

معنی طلا در فرهنگ فارسی عمید

طلا
فلزی زردرنگ، چکش خوار، و گران بها که در ضرب سکه و ساختن جواهر به کار می رود، زر.
* طلای سفید: (شیمی) = پلاتین
= طلی
* طلا کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) [قدیمی] مالیدن داروی مایع بر عضوی.

طلا در دانشنامه اسلامی

طلا
طلایا زربه فلز معروفِ کمیاب و گران بها گفته می شود. از آن به مناسبت در بابهای طهارت ، صلات ، زکات ، خمس ، تجارت ، عاریه و غصب سخن گفته اند.
آراستن خود به زیور طلا همچون انگشتر و ساعت و نیز پوشیدن لباس زربافت بر مرد حرام و به قول مشهور موجب بطلان نماز است. در بطلان نماز با لباسی که حاشیه آن از طلا است و یا طلا در آن به کار رفته، اختلاف است؛ لیکن همراه داشتن آن، مانند گذاشتن انگشتر طلا در جیب، موجب بطلان نماز نیست. کشیدن روکش طلا بر دندان اشکال ندارد. برخی پوشاندن دندانهای جلو را در صورتی که به قصد زینت باشد، خالی از اشکال ندانسته اند. به تصریح برخی معاصران، طلای سفید حکم طلا را دارد؛ لیکن پلاتین که فلزی غیر از طلا است، احکام طلا را ندارد. استفاده از ظروف طلا و نقره در خوردن و آشامیدن؛ بلکه به قول مشهور، مطلق استفاده از آن، حتی در غیر خوردن و آشامیدن، از قبیل وضو و غسل جایز نیست. قبضه شمشیر و غلاف آن و نیز دسته چاقو و مانند آن استثنا شده و ساختن آنها از طلا اشکال ندارد؛ چنان که تزیین کتاب ، سقف و دیوار خانه و مانند آن با طلا جایز است. همچنین تزیین قرآن و نیز نوشتن آیات با طلا جایز، لیکن به تصریح بسیاری مکروه است. بنابر قول منسوب به مشهور، تزیین مسجد با طلا حرام است.
← سایر احکام
 ۱. ↑ الحدائق الناضرة، ج ۷، ص ۱۰۱ -۱۰۲.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۱۸۹، برگرفته از مقاله«طلا».    
...



طلا در دانشنامه ویکی پدیا

طلا
طلا یا زَر با نشان شیمیایی Au نام یک عنصر است. طلا فلزی نرم و چگال و شکل پذیر به رنگ زرد روشن و براق است که در مجاورت هوا و آب زنگ نمی زند و تیره نمی شود. از نظر شیمیایی، طلا فلزی واسطه است که در گروه ۱۱ جدول تناوبی جای دارد و یکی از کم واکنش ترین عنصرهای جامد در شرایط استاندارد است. پس می توان این فلز را به صورت خالص در طبیعت به صورت دانه ای یا تکه ای در میان سنگ ها، کانی های بلوری شده و مواد ته نشینی آبرفتی پیدا کرد. همچنین در میان کانی ها به صورت ترکیبی با دیگر عنصرها بویژه تلوریم دیده شده اما فراوان نیست. نماد شیمیایی این عنصر، Au از نام لاتین آن aurum به معنی «درخشش سپیده دم» گرفته شده است.
ن
ارزش طلا به دلیل کمیابی آن، کاربردپذیری آسان، تصفیه راحت، مقاومت در مقابل زنگ زدن و خوردگی، رنگ متمایز، واکنش ناپذیری با دیگر عناصر است ویژگی هایی که در کمتر فلز دیگری دیده می شود. طلا از آغاز تاریخ مکتوب بشر همواره فلزی گران بها و محبوب بوده است که برای ضرب سکه، ساخت جواهرات و کاربردهای هنری استفاده می شده است. در گذشته سیاست مالی بسیاری از کشورها بر پایه استاندارد طلا استوار بود یعنی پول هر کشوری معادل مقدار مشخصی از طلا بود. استاندارد طلا از آغاز جنگ جهانی اول در بیشتر کشورهای اروپایی و پس از آن به تدریج در کشورهای دیگر کنار گذاشته شد و سیاست پول بی پشتوانه جایگزین آن شد.
ب
طلا علاوه بر کاربرد سرمایه ای و استفاده در جواهرات کاربردهای گوناگون دیگری از جمله در دندان پزشکی، تولید شیشه های رنگی و صنایع الکترونیک دارد و با توجه به رسانایی الکتریکی بالا در سیم کشی الکتریکی کاربرد دارد.
و
بر اساس برآوردها در طول تاریخ بشر تا سال ۲۰۱۲ در مجموع ۱۷۴ هزار تُن طلا استخراج شده است. معادل ۵٫۶ میلیارد اونس تروا و از نظر حجمی معادل ۹۲۶۱ مترمکعب (مکعبی که با اضلاع ۲۱ متری) که بر اساس برآوردها ۵۰٪ آن به صورت جواهرات، ۴۰٪ به صورت شمش ها و سکه های سرمایه گذاری در ذخایر طلای رسمی بانک های مرکزی و صندوق های سرمایه گذاری و سرمایه های شخصی و حدود ۱۰٪ در بخش صنعت نگهداری می شود.
تولید جهانی طلا در سال ۲۰۱۱ حدود ۲۷۰۰ تن بود که نسبت به ۲۲۶۰ تن سال ۲۰۰۸ افزایش داشته است. از دهه ۱۸۸۰ تاکنون بخش بزرگی از تولید طلای دنیا در آفریقای جن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طلا در دانشنامه آزاد پارسی

طلا (gold)
عنصری فلزی، به رنگ زرد، سنگین، قیمتی، با نماد Au، عدد اتمی ۷۹، و جرم اتمی نسبی ۱۹۷.۰. در طبیعت غالباً به صورت فلز آزاد یافت می شود و دربرابر اسیدها، کدر شدن، و خوردگی بسیار مقاوم است. طلای خالص چکش خوارترین فلز است و برای ساختن ورقه های نازک و گَرد به کار می رود. مقدار اندکی از آن سطح وسیعی را می پوشاند و به همین سبب، برای پوشش گنبد ها یا مجسمه ها مصرف می شود. طلای خالص به حدی نرم است که برای افزایش استحکام، آن را با تعدادی از فلزات دیگر، مانند نقره، مس، و پلاتین، آلیاژ می کنند. از این رو، خلوص آن را با عیار در مقیاس ۲۴ که عیار طلای خالص است تعیین می کنند. طلا را عمدتاً برای زینت، جواهرات و طلا کاری، استفاده می کنند. برای ضرب سکه، دندان سازی، و به منظور رسانا در ابزار الکتریکی نیز به کار می رود. بشر طلا را از زمان باستان می شناخته و از آن بهره برداری می کرده است. در تمدن غرب مبنای نظام پولی بوده است. کشورهای غربی آن را برای اهداف اقتصادی و امپریالیستی، و به منظور تسلط اقتصادی بر دیگر کشورها استخراج می کردند. در ۱۹۹۰، سه کشور عمدۀ تولیدکنندۀ طلا عبارت بودند از افریقای جنوبی با۶۰۵.۴ تن، امریکا با ۲۹۵ تن، و روسیه با ۲۶۰ تن تولید در سال. در ۱۹۸۹، ذخایری از طلا در گرینلند کشف، و تولید سالانۀ آن دوازده تن برآورد شد. در ۱۹۹۵، شرکتی در ژاپن با گرد بسیار نرم طلا، آب، و عامل چسباننده ای نامعلوم طلای چکش خوار تولید کرد. طراحان با این خمیر مانند گِل رُس کار می کنند. هنگامی که خمیر در هزار درجۀ سانتی گراد پخته شود، آب و ملاط تبخیر می شوند و ذرات طلای به هم چسبیده باقی می ماند.

نقل قول های طلا

طلا یا زَر با نشان شیمیایی Au نام یک عنصر است. طلا فلزی نرم و چگال و شکل پذیر به رنگ زرد روشن و براق است که در مجاورت هوا و آب زنگ نمی زند و تیره نمی شود.
• «زر از بهر خوردن بود ای پدر/ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر//زر از سنگ خارا برون آورند/که با دوستان و عزیزان خورند//زر اندر کف مرد دنیا پرست/هنوز ای برادر به سنگ اندرست.» -> سعدی

ارتباط محتوایی با طلا

طلا در جدول کلمات

طلا
زر
طلا ساز
زرگر
طلا فروش
زرگر
طلا فروشی
زرگری
طلا ی قالبی
شمش
طلا یا نقره گداخته شده
شمش
امروزه این هنر بر روی مس انجام میشود ولی میتوان انرا بر روی طلا و نقره عمل اورد
مینا کاری
ساختن نقش و نگار از طلا در چیزی
طلا کاری
سکه طلا رایج در دنیای قدیم که وزن ها و عیارهایی متفاوت و قیمت هایی متغیر داشت
فلزی که قرار بود طلا شود
مس

معنی طلا به انگلیسی

gold (اسم)
طلا ، پول ، ثروت ، زر ، سکه زر ، رنگ زرد طلایی ، اندود زرد ، نخ زری ، جامه زری ، پول زر
golden (صفت)
طلایی ، طلا ، اعلاء ، درخشنده ، زرین
aurous (صفت)
طلا ، حاوی طلا

معنی کلمه طلا به عربی

طلا
ذهب
صائغ الذهب
طلاق
سيولة
طليعة
ذهبي , کستنائي
عرق

طلا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عسل
این واژه درحقیقت هندى تبار است و پیش از اسلام وارد زبان پارسى و تازیان (اربان) از پارسى برداشته اند! درست آن است که آن را "تلا" Tala بنویسیم. همتاهاى آن در زبان پارسى اینهاست: زر Zar (پهلوى: تلا) ، تابا Taba (پهلوى: تلا ، زر ) ، دَبا Daba (پهلوى : تلا
، زر) ، دَرَنیا Darania (پهلوى: تلا ، زر) زبا Zaba (پهلوى: تلا ، زر) ، واژو Vazhu (سانسکریت: تلا ، زر) ، کاژا Kazha (سانسکریت: تلا، زر) ، سووارنا Suvarna (سانسکریت : تلا ، زر)
نادر
طلا به ترکی: " قیزیل " ، " آلتین "
علی باقری
طلا[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه رقیق القوام باشد و بر عضو مالند و نام نوعی از شراب است.
دارو و مرهمی مالیدنی ، خمیر دارو (پماد )
بود تا پنج روز بسته سرش
و آن طِلاها نهاده بر نظرش
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 569)
زری
این واژه آن گونه که پنداشته میشود عربی نیست، در عربی به زر یا تلا، ذهب گویند. تلا و زر هردو واژه ای پارسی و ایرانی اند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت فروش طلا   • پیش بینی قیمت طلا در سال 95   • قیمت سکه پارسیان   • نمودار قیمت طلا   • قيمت خودرو   • قیمت هر گرم طلا   • قیمت میلگرد   • معنی طلا   • مفهوم طلا   • تعریف طلا   • معرفی طلا   • طلا چیست   • طلا یعنی چی   • طلا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طلا
کلمه : طلا
اشتباه تایپی : xgh
آوا : talA
نقش : اسم
عکس طلا : در گوگل

آیا معنی طلا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )