برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1399 100 1

طریف


مترادف طریف: نو، تازه، غریب، نادر، شگفت

معنی طریف در لغت نامه دهخدا

طریف. [ طَ ] (ع ص ) مال نو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خلاف تلید. ج ، طُرف. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مال مستحدث. خلاف تالده. || آنکه او را تا جدّ اکبر او پدران بسیار در میان باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خلاف ِ قعدد. || نادر از ثمر و غیر آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). غریب. نادر. شگفت. || نوزاده. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || (اِ) ذُرة است و طعام متخذ از آن را نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه ).

طریف. [ طَ ] (اِخ ) شهری است به اسپانیا. (نفح الطیب ). بندری به اسپانیا. (دمشقی ). جزیره ٔ طریف در اسپانیا. این جزیره بنام طریف بربری که با لشکر اسلام در جنگ با اندلسیان همراه و در فتوحات نیز با آنان سهیم بوده نامیده شده است. رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 32، 36، 200 و ج 2 ص 250، 253، 288، 313، 314، 316، 318، 319 شود.

طریف. [ طُ رَ ] (اِخ ) نام مردی است. (منتهی الارب ).

طریف. [ طُ رَ ] (اِخ ) موضعی است به بحرین. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).

طریف. [ طِرْ ی َ ] (اِخ ) موضعی است به یمن. (منتهی الارب ). ناحیه ای است به یمن و اعراب را در آنجا وقعه ای بوده است. (معجم البلدان ).

طریف. [ طَ ] (اِخ ) مؤلف الاعلام مینویسد: بی آنکه نسبی برای وی تعیین شده باشد طریف خود از بطن جذام و از طایفه ٔ قحطانیه بشمار میرفته است. بنوعجرمة و بنومهدی ، اعراب سکنه ٔ بلقاء شام از نسل وی میباشند. (الاعلام زرکلی ج 2 ص 447).

طریف. [ طَ ] (اِخ ) بدون ذکری از پدر یا نسب وی. یکی از تابعیان و ازابن عباس صاحب روایت است. (تاج العروس ج 6 ص 178).

طریف. [ طَ ] (اِخ ) (... البزار) تابعی است و از ابی هریرة روایت دارد. (تاج العروس ج 6 ص 178).

طریف. [ طَ ] (اِخ ) (... العکی ) تابعی است و از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت کند. (تاج العروس ج 6 ص 178).

طریف. [ طَ ] (اِخ ) ابن بکتوت ، ملقب به زین الدولة. از بخشندگان نامور عرب بشمار میرفت چنانکه گویند در روزگار تنگسالی و گرانی هر روز دوازده هزار تن در مهمانسرای وی پذیرائی میشدند. (از صبح الاعشی ج 1 ص 342).

طریف. [ طَ] (اِخ ) ابن تمیم العنبری. شاعر بوده است. (منتهی الارب ). وی در یوم مبایض یکی ...

معنی طریف به فارسی

طریف
غریب، نادر، شگفت، نادروغریب ازهرچیز
۱ - نو ( مال ) تازه مقابل طرف . ۲ - آن که او را تاجد اکبر ( مشهور ) ش پدران بسیار در میان باشند . ۳ - غریب نادر .
ابن یزید الحنفی ٠ تابعی است و از ابو موسی روایت دارد ٠
صاحب کتاب افعال
از جزایر اندلس
نام شاعری از قبیله بنی ربیعه که در جنگ غول اول در مرگ طریف بن شراحیل و عمر و بن مرثد ملحمی شعری دارد .

معنی طریف در فرهنگ معین

طریف
(طَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - نو، تازه . ۲ - غریب ، نادر.

معنی طریف در فرهنگ فارسی عمید

طریف
۱. غریب، نادر، شگفت.
۲. نو، تازه.

طریف در دانشنامه ویکی پدیا

طریف
طریف (به عربی: مدینة طریف)، شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. این شهر در أقصی شمال کشور عربستان سعودی، و در نزدیکی مرز کشور اردن واقع شده است. خط لوله نفت که معروف است به (تاب لاین) از ظهران می آید از این شهر می گذرد سپس به اردن، سوریه و لبنان و به ساحل دریای مدیترانه می رسد. «شهر طریف» دارای یک باند فرودگاه داخلی است، و به زراعت انگور و نخل خرما مشهور است.
فرودگاه محلی طریف (به انگلیسی: Turaif Domestic Airport) یک فرودگاه همگانی با کد یاتا TUI است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۳۰۰۰ متر است. این فرودگاه در شهر طریف کشور عربستان سعودی قرار دارد و در ارتفاع ۱۴۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است.
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های عربستان سعودی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با طریف

طریف را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ظريف   • ظریف   • معنی طریف   • مفهوم طریف   • تعریف طریف   • معرفی طریف   • طریف چیست   • طریف یعنی چی   • طریف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طریف
کلمه : طریف
اشتباه تایپی : xvdt
عکس طریف : در گوگل

آیا معنی طریف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )