برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

طرد

/tard/

مترادف طرد: اخراج، تبعید، نفی بلد، رد، نفی، وازده، دک کردن، دور کردن، راندن، تاراندن

برابر پارسی: راندن، دور کردن، واپس زنی

معنی طرد در لغت نامه دهخدا

طرد. [ طَ ] (ع مص ) آمدن قوم را و درگذشتن از ایشان. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || راندن. دور کردن. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). و استعمالش اکثر در گریزانیدن هوام باشد مانند مگس و زنبور و موش و پشه و مار. (آنندراج ). || نفی کردن سلطان کسی را از شهر خویش. (اقرب الموارد). اخراج. اطراد. تبعید. دفع. ذود. ذیاد. تذوید. ظأف :
نمی بینی که ابلیسیت خودبین
پدید آمد سزای طرد و نفرین.
ناصرخسرو.
امیرابوالمظفر نصر، به طرد سواد و حصد فساد ایشان قیام نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 266). فریغون ابن محمد را با چهل علم از افراد امراء، به طرد سواد و حصد فساد او فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی خطی ص 191).
- طرد وحش ؛ راندن حیوانات وحشی.
|| اجرا کردن خلاف در مسئله. (ذیل اقرب الموارد از مصباح ). || فراهم آوردن شتران از اطراف و نواحی آن. یقال : طردت الابل طرداً؛ اذا ضممتها من نواحیها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مقابل عکس. رجوع به طرد و عکس شود.
- طرداً للباب ؛ بر حسب موقع. به مناسبت کار پیش. (ناظم الاطباء).
- طرد علت ؛ علت را به تمام معلومات آن مطرد کردن. (اصول فقه ).
|| کلمه ٔ طرد در اصطلاح اصول فقه ، گاهی در باب معرف و گاه در باب علل استعمال می شود.اما در قسمت نخستین صاحب التلویح در تعریف اصول فقه گوید: طرد صدق کردن محدود بر چیزی است که حد بر آن بطور مطرد کلی صدق کند و این معنی گفتار اصولیان است که میگویند: هرچه در حد یافت شود در محدود نیز هست و اطراد مانع دخول غیرمحدود در حد میشود، اما عکس رابعضی بر حسب مفهوم عرفی آن بکار برده اند چنانکه گویند: هر انسانی خندان است و بعکس عرفی یعنی هر خندانی انسان است و در هر انسانی حیوان است عکس صدق نمیکندیعنی هر حیوانی انسان نیست. و بنا بر اینکه گویند: هرچه حد بر آن صدق کند محدود نیز بر آن صدق کند عکس آن این است که هرچه محدود بر آن صدق کند حد نیز بر آن صدق خواهد کرد. پس طرد حکمی کلی است نسبت به محدودبر حد و عکس حکمی کلی است نسبت به حد بر محدود. و برخی آن را چنین تفسیر کرده اند که عکس اثبات نفی است و بنابراین هرچه حد را نفی کند محدود را نیز نفی کندیعنی هرچه بر آن صدق نکند محدو ...

معنی طرد به فارسی

طرد
۱ - ( مصدر ) راندن دور کردن. ۲ - نفی کردن سلطان کسی را از شهر خویش تبعید کردن . ۳ - اجرا کردن خلاف در مسئله . ۴ - الف - ( طرد در باب معرف ) صدق کردن محدود بر هر چیزی که حد بر آن چیز به طور استغراق صدق کند . اصولیان گویند : هر چه در حد یافت شود در محدود نیز هست و اطراد مانع دخول غیر محدود در حد می شود اما عکس را بعضی بر حسب مفهوم عرفی آن به کار برده اند چنان که گویند هر انسانی خندانست و به عکس عرفی یعنی هر خندانی انسانست و در هر انسانی حیوان است عکس صدق نمیکند یعنی هر حیوانی انسان نیست طرد حکمی کلی است نسبت به محدود بر حد و عکس حکمی کلی است نسبت به حد بر محدود . ب - ( طرد در باب علل ) عبارت از دوران است اطراد . یا طرد و عکس . ۱ - آنست که سخنی را بترتیبی برانند و آن گاه آن را معکوس سازند چنان که گویند : هر آتشی گوهری تابنده و سوزنده است و هر گوهری تابنده و سوزنده آتش است . ۲ - عبارتست از اطناب زیاده و آن چنانست که دو سخن آرند بدان سان که منطوق سخن نخستین مفهوم دوم را بیان کند و بر عکس مانند : حسن ابروت حسن ماه نو دارد نه که ابروت حسن ماه نو است ۳ - جامع مانع در تعریف جامعیت . ۴ - رو و وارو . یا خواندن به طرد و عکس . چنان که هست .
آب باران ببول ستوران آمیخته از کثرت آمد و شد آنها .
بر حسب موقع طبق امور پیشین استطرادا
از معظم قرائ ساوه است
بیونانی عصفورالسباع و عصفور الشوکه را نیز نامند و آن عصفوریست کوچک .
طرد و عکس اینست که سخنی را بترتیبی برانند و آنگاه آنرا معکوس کنند .
راندن دور کردن نفی کردن

معنی طرد در فرهنگ معین

طرد
(طَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) راندن ، دور کردن . ۲ - تبعید کردن .

معنی طرد در فرهنگ فارسی عمید

طرد
۱. راندن، دور کردن.
۲. دور کردن کسی از نزد خود.
۳. [قدیمی] = تبعید
برحسب موقع، بسته به پیشامد.

طرد در دانشنامه اسلامی

طرد
معنی تُرَدَّ: که برگردانده شود
معنی طَرَدتُّهُمْ: آنان را طرد کنم
معنی تَطْرُدَهُمْ: آنان را طرد مي کني
معنی طَارِدِ: طرد کننده
معنی لَا تَطْرُدِ: طرد نکن
معنی رَجِيمٌ: رجم شده و طرد شده (رجم : سنگباران کردن کسي )
معنی دُحُوراً: طرد و راندن با خواری وذلت- دفع کردن با خواری وذلت
معنی وَسَقَ: جمع كرد - گرد هم آورد (فعل ماضي "وسق" معناي جمع شدن چند چيز متفرق را ميدهد و عبارت "وَﭐللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ " يعني :به شب سوگند ، که آنچه در روز متفرق شده را جمع ميکند ومنظور اين است كه انسانها و حيوانهايي که هر يک از لانه و خانه شان به طرفي رفتهان...
تکرار در قرآن: ۵(بار)
راندن از روی بی اعتنائی ، .
تکدی به معنای گدایی کردن، دریوزگی، تکلف در سؤال و حاجت خواهی از این و آن در کوی و برزن ذکر شده است. طرد متکدیان، از موارد منهی در قرآن می باشد.
دور نمودن خشونت آمیز و طرد متکدیان نیازمند، مورد نهی خدا و عملی ناپسند شمرده شده است:«و اما السائل فلا تنهر؛ و سؤال کننده را از خود مران».
← معنای تنهر
 ۱. ↑ فرهنگ فارسی، ج۱، ص۱۱۲۵، «تکدی».۲. ↑ لغت نامه، ج۴، ص۶۰۴۸، «تکدی».۳. ↑ ضحی/سوره۹۳، آیه۱۰.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «طرد متکدیان».    
...
طرد و عکس به تقریر مفهوم هر یک از دو کلام با منطوق کلام دیگر اطلاق می شود.
«طرد و عکس» از انواع اسلوب بدیعی قرآن است که آن را از اقسام اطناب به زیادت نیز شمرده اند و عبارت است از آوردن دو کلام به صورتی که منطوق هر یک، مفهوم دیگری را تقریر کند؛
واژه طرد و عکس ممکن است در معانی ذی ...

طرد در جدول کلمات

طرد
راندن
طرد شده
رانده
طرد ناتمام
طر
طرد کردن
راندن

معنی طرد به انگلیسی

ablation (اسم)
فرسایش ، قطع ، ریشه کنی ، قطع عضوی از بدن ، طرد
rejection (اسم)
طرد ، رد ، عدم پذیرش ، ردی ، وازنی ، مردود سازی
depilation (اسم)
طرد
ostracism (اسم)
طرد ، نفی بلد
banishing (اسم)
طرد
exorcism (اسم)
طرد ، جنگیری
elimination (اسم)
طرد ، محو ، حذف ، زدودگی ، رفع
ejection (اسم)
طرد ، پس زنی ، اخراج ، بیرون رانی
excommunication (اسم)
طرد ، تکفیر
ejectment (اسم)
طرد ، دفع ، دعوای استرداد ، حق تصرف ملک و مطالبه خسارت
epilation (اسم)
طرد ، اپیلاسیون
freeing (اسم)
طرد
resection (اسم)
قطع ، طرد ، برش

معنی کلمه طرد به عربی

طرد
طرد
مطرود

طرد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
دَنت (اوستایی)
دَووژ davuž (اوستایی: دْووژ dvuž)
نیراس (سنسکریت)
تتلیتی
دور کردن و راندن دیگران از خود
زهرا م
بسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طرد در جدول   • معني ترد   • طرد شدن   • ورزش چوب و توپ   • معنی کلمه ترد   • معنای ترد   • اسباب ووسایل زندگی   • معنی سعی وتلاش   • معنی طرد   • مفهوم طرد   • تعریف طرد   • معرفی طرد   • طرد چیست   • طرد یعنی چی   • طرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طرد

کلمه : طرد
اشتباه تایپی : xvn
آوا : tard
نقش : اسم
عکس طرد : در گوگل

آیا معنی طرد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )