برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1418 100 1

طبقه بندی

/tabaqebandi/

مترادف طبقه بندی: دسته بندی، رده بندی، کلاسمان، کلاسه، گروه بندی، طبقه سازی

برابر پارسی: دسته بندی، رده بندی

معنی طبقه بندی در لغت نامه دهخدا

طبقه بندی. [ طَ ب َ ق َ / ق ِ ب َ ] (حامص مرکب ) (در حیوان و نبات و غیره ) رده بندی. (فرهنگستان ). صف بندی. تبویب .
- طبقه بندی کردن ؛ رده بندی کردن. تبویب کردن.

معنی طبقه بندی به فارسی

طبقه بندی
رده بندی صف بندی .
[عمومی] ← رده بندی
[numerical classification, numerical taxonomy] [باستان شناسی] دسته بندی بر مبنای نظریۀ دسته بندی در ریاضیات که بر پایۀ آن با بهره گیری از نظریۀ مجموعه ها، برای معرفی هر شاخصه از یک عدد استفاده می شود
[archaeological classification] [باستان شناسی] سامان دهی داده های باستان شناختی در گروه ها و دسته های مشخص و متمایز براساس میزان یکسانی و همسانی ویژگی ها و شاخصه های اصلی آنها
[saprobic classification, saprobien system] [مهندسی محیط زیست و انرژی] طبقه بندی اندامگان های موجود در رودخانه ها بر مبنای تحمل پذیری آنها در برابر آلاینده های آلی در شرایط کندی جریان
[classification of traverses, traverse classification] [مهندسی نقشه برداری] دسته بندی پیمایش ها براساس میزان دقت واپایش در آنها
[paradigmatic classification] [باستان شناسی] دسته بندی سامانمند گروهی از مواد فرهنگی براساس شاخصه های بارز از میان شاخصه های ازپیش تعیین شده
[monothetic classification] [باستان شناسی] دسته بندی براساس یک مشخصۀ منفرد و مهم
[secondary classification] [باستان شناسی] دسته بندی براساس شاخصه های تحلیلی یا استنباطی که غالباً متخصصان در آزمایشگاه های تخصصی انجام می دهند
[ ...

معنی طبقه بندی در فرهنگ معین

طبقه بندی
( ~ . بَ) [ ع - فا. ] (حامص .) صف بندی ، رده بندی (فره ).

معنی طبقه بندی در فرهنگ فارسی عمید

طبقه بندی
رده بندی.

طبقه بندی در جدول کلمات

طبقه بندی
کلاسمان, گلاسه
طبقه بندی جانوران
رده بندی
شمار علمی که موضوع آن طبقه بندی علمی وقایع و موارد اجتماعی بر مبنای محاسبه است
امار
از انواع طبقه بندی اقتصاد
کلان
از طبقه بندی های اقتصاد
خرد
از طبقه بندی های اقتصادی
ین

معنی طبقه بندی به انگلیسی

arrangement (اسم)
قرار ، تنظیم ، تصفیه ، ترتیب ، نظم ، مقدمات ، ارایش ، تمهید ، طبقه بندی
classification (اسم)
طبقه بندی ، رده بندی ، عمل دسته بندی
taxonomy (اسم)
طبقه بندی ، علم رده بندی ، ره ارایی
assortment (اسم)
دسته ، ترتیب ، طبقه بندی ، دسته بندی
grading (اسم)
طبقه بندی
grouping (اسم)
دسته ، طبقه بندی ، دسته بندی ، گروه بندی ، گروهسازی
systematization (اسم)
طبقه بندی ، ردهبندی کردن ، اسلوبی کردن ، همست کاری
standardization (اسم)
طبقه بندی ، متعارف سازی ، همگونی ، معیار گیری

معنی کلمه طبقه بندی به عربی

طبقه بندی
تشکيلة , تصنيف , طائفة
اخلط , صنف , علامة
مشبک
شخص عادي

طبقه بندی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طبقه بندی جانوران   • طبقه بندی حیوانات اهلی و وحشی   • طبقه بندی موجودات زنده   • تقسیم بندی گیاهان   • جدول رده بندی جانداران   • طبقه بندی جانوران مهره دار   • جدول طبقه بندی موجودات زنده   • طبقه بندی جانداران لینه   • معنی طبقه بندی   • مفهوم طبقه بندی   • تعریف طبقه بندی   • معرفی طبقه بندی   • طبقه بندی چیست   • طبقه بندی یعنی چی   • طبقه بندی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طبقه بندی
کلمه : طبقه بندی
اشتباه تایپی : xfri fknd
آوا : tabaqebandi
نقش : اسم
عکس طبقه بندی : در گوگل

آیا معنی طبقه بندی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )