برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

طاقچه

/tAqCe/

مترادف طاقچه: پرواره، رف، طاق

معنی طاقچه در لغت نامه دهخدا

طاقچه. [ چ َ / چ ِ ](اِ مصغر) مُصغر طاق. (آنندراج ). طاق خرد. طاقی زیرِ رَف. قسمتهای کوچک فرورفته در دیوار اطاق و جز آن که برای نهادن اشیاء و اسباب خانه سازند. جائی برای نهادن اشیاء و مایحتاج فرودتر از رف بر دیوار. رَف ِ کوتاه. جائی در کمر دیوار اطاق که چیزها در آن نهند.جای آوند و دیگر چیزها که در اطراف اطاقها میسازند.و مجازاً بر خم ابرو نیز اطلاق شده است :
از طاقچه ٔ دو نرگس مست
بر سفت سمن عقیق می بست.
نظامی.
طاقچه ٔ قدر او طاق سپهر بلند
باغچه ٔ بزم او باغ بهشت برین.
سلمان ساوجی.
صفحه ٔ قدر ترا طاقچه طاق فلک
گلشن بزم ترا باغچه خلد برین.
سلمان ساوجی.
- امثال :
دلش طاقچه ندارد ؛ که راز خویش نگه نتواند داشت. که هر چه درد دل دارد گوید.

معنی طاقچه به فارسی

طاقچه
( اسم ) طاق کوچک طاق خرد . ۲ - قسمت فرو رفته در دیوار اطاق فرودتر از رف که برای نهادن اشیائ و لوازم خانه سازند . یا طاقچه بالا نشین . پر افاده پر تکبر . یا دلش طاقچه ندارد . راز خود را نمی تواند نگه دارد .
( صفت ) جامه ای که کف طاقچه را بدان می پوشیدند و اعیان و توانگران طاقچه پوش عروس را از زر خالص می کردند .
دهی از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز در ۴٠ کیلومتری مغرب سراسکند و ۲۵ کیلومتری خط آهن میانه مراغه : کوهستانی و معتدل : ۴۸۶ تن سکنه : آب از چشمه : محصول غلات و حبوبات : شغل اهالی زراعت و گله داری .
ده از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر .

معنی طاقچه در فرهنگ معین

طاقچه
(چِ) (اِمصغ .) رف ، طاق کوچک . ،~ بالا گذاشتن ناز کردن ، فخر فروختن .
( ~ .) [ ع - فا. ] (ص فا.)پارچه ای که کف طاقچه را با آن می پوشیدند.

معنی طاقچه در فرهنگ فارسی عمید

طاقچه
فرورفتگی در دیوار برای گذاشتن اشیا، طاق.

طاقچه در جدول کلمات

طاقچه
رف
طاقچه ای در دیوار
رف
طاقچه بالا
رف
طاقچه قدیمی
رف
طاقچه گچی
رف

معنی طاقچه به انگلیسی

recess (اسم)
کنار ، تعطیل موقتی ، گوشه ، تنفس ، پس زنی ، باز گشت ، طاقچه ، تو رفتگی ، فترت ، تو رفتگی در دیوار ، عقب نشینی ، دوره فترت
rack (اسم)
شکنجه ، عذاب ، قفسه ، طاقچه ، چرخ دندهدار ، چنگک جا لباسی ، بار بند ، جا کلاهی
console (اسم)
پیشانه ، میزفرمان ، طاقچه
ledge (اسم)
لبه ، بر امدگی ، طاقچه
shelf (اسم)
طاقچه ، فلات قاره ، تاقچه ، رف ، هر چیز تاقچه مانند
niche (اسم)
طاقچه ، تو رفتگی در دیوار

معنی کلمه طاقچه به عربی

طاقچه
حافة , کوة
رف الموقد
عتلة

طاقچه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " تاگ کوچک"
علی باقری
طاقچه ledge : [اصطلاح کوهنوردی]محل تخت روی دیواره ، جایی که می توان روی آن ایستاد
منبع https://sporton.ir
علی باقری
طاقچه یا لبه دیوارهای جانبی حوضچه خشك(Altar):[اصطلاح دریانوردی]به یا پله در دیوارهای دو طرف حوضچه خشك كه به منظور تكیه گاه شمع افقی در ارتفاع خط باركشتی استفاده می شود. این نوع شمع زنی به منظور جلوگیری از احتمال واژگون شدن كشتی در حوضچه خشك صورت می گیرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود رایگان برنامه طاقچه   • معنی طاقچه   • نصب طاقچه   • نصب اپلیکیشن طاقچه   • طاقچه خندوانه   • طاقچه مدرن   • طاقچه چیست   • طاقچه در جدول   • مفهوم طاقچه   • تعریف طاقچه   • معرفی طاقچه   • طاقچه یعنی چی   • طاقچه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طاقچه
کلمه : طاقچه
اشتباه تایپی : xhr]i
آوا : tAqCe
نقش : اسم
عکس طاقچه : در گوگل

آیا معنی طاقچه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )