برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

ضامن

/zAmen/

مترادف ضامن: پایندان، پذرفتار، کفیل، متعهد

برابر پارسی: پایندان، پشتیبان

معنی ضامن در لغت نامه دهخدا

ضامن. [ م ِ ] (ع ص ، اِ) پذیرفتار. (دهار). پذرفتار. (منتهی الارب ) (دهار). کفیل. (منتهی الارب ). حَمیل. تاوان دار. (دهار) (مؤیدالفضلا). پایندان. (مهذب الاسماء). ضَمین. ج ، ضوامن (منتهی الارب )، ضامنون ، ضُمناء. (مهذب الاسماء) : دریغ اریارق که اقلیمی ضبط توانستی کردن جز هندوستان و من [ خواجه احمد حسن ] ضامن وی بودمی. (تاریخ بیهقی ص 229).
چرخ مرا بنده بود چون ازو
ایزد دادار بود ضامنم.
ناصرخسرو.
ای حجّت زمین خراسان بگوی
بر راستی سخن که توئی ضامنش.
ناصرخسرو.
ای جهان را بمکرمت ضامن
وی خرد را براستی داور.
مسعودسعد.
- امثال :
ضامن را بدل ضامن گیرند. (جامع التمثیل ).
مرده شوی ضامن بهشت و جهنم نیست .
تقبیل ؛ ضامن دادن ؛ تقبیل ، تقبّل العامل العمل ؛ ضامن داد عامل. (منتهی الارب ). تقبّل ؛ ضامن گرفتن بر کار از کارکن. (منتهی الارب ). || (در اسلحه ٔ ناریّه ) جائی از تفنگ یا طپانچه و غیره که چون بندند گشاد تفنگ و طپانچه ممکن نباشد. || ناقه ٔ باردار. ج ، ضوامن. (منتهی الارب ).

معنی ضامن به فارسی

ضامن
کفیل، ملتزم، عهده دارغرامت، پایندان، پذیرفتار
( اسم ) ۱ - کسی که عهده دار غرامت گردد پذیرفتار پایندان کفیل جمع : ضوامن ضمنائ ضامنین . یا ضامن آهو . لقب امام رضا نزد عوام لیکن ضمانت از آهو به علی بن حسین ع است یا ضامن تن . کسی که ضامن شود که مدیون یا گناهکار را به وقت حاجت تحویل دهد . ۲ - دگمه ای در چاقو که چون چاقو را باز کنند بدون فشار دادن آن چاقو بسته نمی شود
۱ - علی بن حسین ۴ ( حبیب السیر . چا. ۱. ج ۲۱۹ ۱ لغ. ) ۲ - نزد عوام لقب امام رضا ۴.
نزد عوام لقب حضرت امام رضا لکن ضمانت از آهو منسوب به علی ابن الحسین علیهما السلام است
کفیل که ضامن شود که مدیون یا گنهکار را بوقت حاجت بقاضی تحویل کند .
( مصدر ) کسی را به عنوان ضامن معرفی کردن .
کسی که دارای ضامن است و کفیل است . یا چاقوی ضامن دار . نوعی چاقوی دارای دگمه ( ضامن ) که چون چاقو را باز کنند بدون فشار دادن دگمه مزبور بسته نمی شود .
[bonnet safety-catch, bonnet safety] [قطعات و مجموعه های خودرو] زبانه ای عموماً قلاب مانند که ازطریق قفل شدن به قطعۀ ثابت روی بدنه، در موتور را بسته نگه می دارد
( مصدر ) متهم یا مدیون را وادار کردن که کسی را به عنوان ضامن خود معرفی کند .
[علوم نظامی] ← غیرمسلح کردن
کسیکه کفالت بحاضر کردن کسی کند

معنی ضامن در فرهنگ معین

ضامن
(مِ) [ ع . ] ۱ - (اِفا.) کفیل ، ضمانت - کننده ، به عهده گیرندة غرامت . ۲ - (اِ.) نوعی وسیلة دگمه مانند در بعضی ابزارها به ویژه چاقو. ، ~ آهو لقب امام رضا (ع ).

معنی ضامن در فرهنگ فارسی عمید

ضامن
۱. عهده دار غرامت، کفیل، ملتزم.
۲. (حقوق) کسی که می پذیرد بدهکار یا گناهکار را در موقع معیّن به دادگاه تحویل دهد.
۳. نوعی وسیلۀ دکمه مانند در برخی وسایل، به ویژه در نوعی چاقو.
* ضامن آهو: [عامیانه] لقب امام رضا.
* ضامن دَرَک: (حقوق) کسی که بپذیرد که هرگاه عیب ونقص یا ایرادی در کالای فروخته شده پیدا شد از عهدۀ خسارت خریدار برآید.
نوعی چاقو که دارای دکمه یا فنر است و تا دکمه یا فنر را فشار ندهند تیغۀ چاقو خم نمی شود.

ضامن در دانشنامه اسلامی

ضامن
آن که ضمانت کسی را در اموال کند ضامن (ضمین) نامیده می شود، همین ضمانت اگر در امور بدنی باشد از آن تعبیر به کفیل و کفالت می شود.
 ۱. ↑ جابری عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ص۱۲۴.
منبع
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی (درباب معاملات)، تحقیق و نگارش محسن جابری عربلو، ص۱۲۲. رده های این صفحه : ضمان | فقه































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
ضامن
ضمان، متعهد شدن به مالی است که در ذمه شخصی برای دیگری ثابت می باشد.
امور زیر در صحت ضمان شرط می باشد:
شرط مخصوص طلبکار: به علت ورشکستگی از تصرف در اموال ممنوع نباشد.
الف) شرایط رجوع ضامن، یا ورثه او به بدهکار:
ب) احکام ضمان دین حال و مدت دار:
یکی از القاب مشهور امام رضا علیه السلام ضامن آهو است. علت انتساب این لقب به امام رضا علیه السلام به سبب ضمانت آهویی است که از دست شکارچی به امام پناه برده بود.
صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می کند و آهو شکارچی را مسافت قابل توجهی به دنبال خود می دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که اتفاقاً در آن حوالی حضور داشت می اندازد. صیاد که می رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا علیه السلام مواجه می شود، ولی صیاد چون آهو را صید و حق شرعی خود می دانست، در مطالبه و استرداد آهو پافشاری می کند. امام حاضر می شود، مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی پذیرد و به عرض می رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می خواهم و نه غیر آن را... و آن وقت آهو به زبان می آید و سخن گ ...

ضامن در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:ضمان

ضامن در جدول کلمات

ضامن
کفیل
طبق ماده 141 قانون تجارت | به شرکتی که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوص بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسوولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود | می گویند
مختلط غیر سهامی

معنی ضامن به انگلیسی

sponsor (اسم)
کفیل ، حامی ، ضامن ، بانی ، سازمان دهنده ، التزام دهنده
guarantor (اسم)
کفیل ، ضامن ، ضمانت کننده
bondsman (اسم)
کفیل ، ضامن ، غلام ، برده
surety (اسم)
کفیل ، اطمینان ، ضامن ، وثیقه ، گرو ، ظن قوی ، پابندان
bailsman (اسم)
کفیل ، ضامن
security (اسم)
اطمینان ، ضامن ، تضمین ، ضمانت ، وثیقه ، ضمانتنامه ، گرو ، سلامت ، سلامتی ، امان ، اسایش خاطر ، امنیت ، ایمنی ، تامین
guarantee (اسم)
ضامن ، تعهد ، ضمانت ، وثیقه ، عهده ، سپرده
latch (اسم)
ضامن ، چفت
depositary (اسم)
ضامن ، نگهدار ، امانت دار
voucher (اسم)
سند ، شاهد ، ضامن ، هزینه ، مدرک ، دستاویز ، گواه ، سند خرج ، تضمین کننده
warranter (اسم)
شاهد ، ضامن ، متعهد ، گواه
warrantor (اسم)
کفیل ، ضامن ، متعهد ، تعهد کننده
answerable (صفت)
جوابگو ، ضامن ، مسئول ، ملتزم ، پاسخ دار ، جواب دار
deputing (صفت)
ضامن
entrusting (صفت)
ضامن

معنی کلمه ضامن به عربی

ضامن
امن , حذر , ضامن , ضمان , قن , کافل , متبني , مستند الصرف , مسوول
ملزم
مودع لديه
اشغل

ضامن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وحید زمانی
رهین
بهادر
ملتزم
نرگس
ضمانت کننده
حسن
دوست داشتن بزرگ
عسل
رهین
مجتبی سخاوت منش
کفیل
فر کیانی
واژه پارسی_آریایی زامن←ضامن (زا=سزا-برای مین=عوض) به مانای جانشین آلشت پشتیبان ردوبدل جابجایی در زبان روسی به شکل زامینا заменаو به مانای replacement exchange substitute commutation backup ثبت شده که ریشه مین در سنسکریت به شکلमीनीते mInIte به مانای تعویض alter آمده است. ارب زامن را ضامن نوشته و سپس از ریشه فَرزی ضمن واژگان ضمانت و تضمین و متضمن و تضامن را جعل کرده است. دانستنی است زامن مانای کلید و سوئیچ یا هرچیزجابجاشونده نیز میدهد همانتور که وزیفه ی دستگیره زامن در تفنگ خودکار تعویض هالت شلیک گلوله است.



ملیسا
عهده دار کاری
امیر علی
ضامن:یعنی کسی که مسولیت کار شخصی دیگری را به عهده می گیرد
سیدحسین اخوان بهابادی
پاسخ چیستان، هم آهو دارد هم تفنگ.
علی باقری
ضامن ( Quick Release ): [ قطعات دوچرخه ] دسته ای است برای محکم کردن توپی و چرخ به دو شاخه یا میله زین به تنه
آتنا
پایندان، پذرفتار، کفیل، متعهد
مهدیه
ضامن =پایندان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نیاز به ضامن برای وام بانکی   • ضامن کارمند رسمی داریم   • ضامن کارمند برای وام   • معرفی ضامن برای وام   • ضامن کسر از حقوق   • ضامن کارمند رسمی دولت   • معنی ضامن   • نیازمندیهای همشهری ضامن وام   • مفهوم ضامن   • تعریف ضامن   • ضامن چیست   • ضامن یعنی چی   • ضامن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ضامن

کلمه : ضامن
اشتباه تایپی : qhlk
آوا : zAmen
نقش : اسم
عکس ضامن : در گوگل

آیا معنی ضامن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )