صینی
لغت نامه دهخدا
صینی. ( ص نسبی ) نسبت است به صینیه و آن شهرکی است زیر واسط.
صینی. ( اِخ ) حسن بن احمدبن ماهان ، مکنی به ابوعلی. او از احمدبن عبید واسطی و از او ابوبکر خطیب روایت کند. وی قاضی و خطیب صینیه بود.
فرهنگ فارسی
حسن ابن احمد بن ماهان مکنی بابوعلی
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
واژه سین در زبان پارسی پهلوی برابر با همان واژه امروزی "چین ( نام کشور ) " است و در زبان عربی همان صین است. سینیک یا سینیگ در زبان پهلوی همان "چینی، از چین، در پیوند با چین" است.