برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1465 100 1

صلح

/solh/

مترادف صلح: آرامش، آشتی، اصلاح، سازش، صفا، مصالحه

متضاد صلح: جنگ، دعوا، کشمکش، نزاع، نقار

برابر پارسی: آشتی، سازش، آسودگی

معنی صلح در لغت نامه دهخدا

صلح. [ ص ُ ] (ع اِمص ) آشتی. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). سِلْم. تراضی میان متنازعین. سازش. هُدْنَة. هَوادَة. مقابل حرب و جنگ :
همه نیوشه ٔ خواجه به نیکوئی و به صلح
همه نیوشه ٔ نادان به جنگ و کار نغام.
رودکی.
نشستند با صلح و گفتند باز
که از کینه با هم نگیریم ساز.
فردوسی.
چو بشنید از ایرانیان شهریار
ز صلح و ز پیکار وز کارزار.
فردوسی.
روزی دو سه رسولان آمدند و شدند تا مگر صلحی افتد، نیفتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 197). و کارهای علی تکین راست کرده آید به جنگ یا به صلح که بادی در سر وی نهاده اند. (تاریخ بیهقی ص 285). علی تگین سخت شکسته و متحیر شده است که مردمش کم آمده است و بر آن است که رسولان فرستد و به صلح سخن گوید. (تاریخ بیهقی ص 353). رسول پیش آمد و زمین بوسه داد. بنشاندش ، چنانکه به خوارزم شاه نزدیکتر بود و از صلح سخن رفت. (تاریخ بیهقی ص 355). جهد باید کرد تا به مرو رسیم که آنجا این کار یا به جنگ یا به صلح در توان یافت. (تاریخ بیهقی ص 633).
تا با تو به صلح گشتم ای مایه ٔ جنگ
گردد دل من همی ز بت رویان تنگ.
فرخی.
چون پری جمله پریدند گه صلح ولیک
به گه شر همه ابلیس لعین را حشرند.
ناصرخسرو.
نباید تا نباشد جرم عذری
نه صلحی تا نباشد کارزاری.
ناصرخسرو.
کار یزدان ، صلح ونیکوئی و خیر
کار دیوان ، جنگ و زشتی و شر است.
ناصرخسرو.
در میان دوستان گه جنگ باشد گاه صلح
در مزاج اختران گه نفع باشد گه ضرر.
سنائی.
بجز با لب و چشم خوبان نبود
همه صلح و جنگی که من داشتم.
خاقانی.
گوئیا آب و آتشند این دو
که بهم صلحشان نمی یابم.
خاقانی.
کفر و ایمان را بهم صلح است و خیز از زلف و رخ
فتنه ای ساز و میان کفر و ایمان درفکن.
خاقانی.
بر اندیشه ٔ صلح بربست راه
بهانه طلب کرد بر صلح شاه.
نظامی.
چون بخت نیک انجام را با ما بکلی صلح نیست ...

معنی صلح به فارسی

صلح
آشتی، سازش، دراصطلاح سیاست دست کشیدن ازجنگ باعقدقرارداد، درفقه نوعی ازعقودکه در آن کسی چیزی ازخودراببخشد
۱ - ( مصدر ) سازش کردن آشتی کردن . ۲ - ( اسم ) سازش آشتی توافق . ۳ - پیمانی که بر حسب آن دعوایی را حل و فصل کنند . ۴ - پیمان تسلیم . یا سر صلح بودن کسی را . ( داشتن کسی ) قصد آشتی داشتن وی .
دهی از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد
دهی از دهستان قهاب رستاق بخش صید آباد شهرستان دامغان
[ideal peace] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← صلح ماندگار
[peacemaking] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اقدامی که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرف های درگیر به شیوه ای آشتیجویانه انجام گیرد
سازش دست دادن
[positive peace] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] 1. صلحی که ویژگی آن وجود باورها و هنجارهای آشتیجویانۀ اجتماعی و فرهنگی، و عدالت در همۀ عرصه ها و استفادۀ مردم سالارانه از قدرت و نبود خشونت میان دولت هاست 2. نبود جنگ همراه با رفع اختلاف میان دولت ها به شیوۀ سازنده
[peace keeper] [علوم نظامی] سازمان یا نیرویی که وظیفۀ آن پایش و تسهیل اجرای موافقت نامۀ آتش بس و پشتیبانی از تلاش های دیپلماتی برای حل اختلافات سیاسی درازمدت است
[peace keeping] [علوم نظامی] انجام عملیات نظامی ای که با رضایت طرف های درگیر در جنگ برای نظارت بر اجرای یک موافقت نامه طراحی می شود
[pacifist] [ع ...

معنی صلح در فرهنگ معین

صلح
(صُ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) آشتی کردن . ۲ - (اِمص .) آشتی ، دوستی . ۳ - (اِ.) عقدی که دو طرف در مورد بخشیدن چیزی یا گذشتن از حقی در مقابل هم تعهد می کنند. ، ~نامه قراردادی که بین دو طرف جنگ یا دعوا نوشته یا شرایط تحت جنگ در آن قید می شود.

معنی صلح در فرهنگ فارسی عمید

صلح
۱. (سیاسی) دست کشیدن از جنگ با عقد قرارداد.
۲. (حقوق) عقدی که در آن کسی ملکی، مالی، یا حقی از خود را به دیگری واگذار می کند و می بخشد.
۳. (اسم مصدر) دعوایی را با قرار و پیمانی بین خود حل وفصل کردن، آشتی، سازش.
* صلح کردن: (مصدر لازم) آشتی کردن، سازش کردن.
* صلح کل: [قدیمی]
۱. مصالحۀ کامل.
۲. آشتی و سازش با پیروان مذاهب مختلف.
۳. سازگاری با دوست و دشمن: عارفان، صائب ز سعد و نحس انجم فارغند / صلح کل با ثابت و سیار گردون کرده اند (صائب: ۷۲۹).
آن که خواهان آشتی و سازش و طرف دار صلح است، صلح طلب.
صلح طلبی، آشتی خواهی.

صلح در دانشنامه اسلامی

صلح
صلح یکی از اقسام عقود می باشد.
«صلح» عبارت است از سازش و موافقت بر انجام کاری؛ مانند تملیک عین یا منفعتی یا اسقاط دین و یا حقی و شرط نیست پیش‏تر نزاعی واقع شده باشد.

اقسام صلح
صلح ممکن است در مقابل عوضی یا بدون آن انجام گیرد. صلحی را که در مقابل عوض انجام می‏گیرد «صلح معوّض» می‏نامند و صلحی که بدون عوض باشد «صلح غیر معوّض» نام دارد.

شرط صحّت صلح
هر دو صلح(معوّض و غیر معوّض)، (اگر با شروط مقررّ انجام گیرد) صحیح است، مگر این که حلالی را حرام و یا حرامی را حلال کند، همچنان که در حدیثی از پیامبر اکرم صلوات الله علیه می‏خوانیم: «.. وَ الصُّلْحُ جائِزٌ بَیْنَ الْمُسْلِمینَ الَّا صُلْحاً احَلَّ حَراماً اوْ حَرَّمَ حَلالًا؛ هر نوع صلحی در بین مسلمانان جایز است، مگر صلحی که موجب حلال شدن حرام یا حرام شدن حلالی گردد. » بنابراین، صلحی که بر خلاف دستورات دینی و یا بر خلاف مصالح مسلمانان باشد صحیح نیست.

صلح کردن به کمتر از مقدار واقعی طلب
...
صلح
صلح واژه ای است عربی و به معنای سازش می باشد. صلح در معارف اسلامی به عنوان یک امر مطلوب و پسندیده مطرح شده است، در برخی از آیات قرآن حکمت تشریح صلح رفع تنازع عنوان شده است: «فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» (سوره نساء، آیه 128)، «إِن یُرِیدَا إِصْلَاحاً یُوَفِّقِ اللّهُ بَیْنَهُمَا» (سوره نساء، آیه 35)، «وَ إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا». (سوره حجرات، آیه 9)
روایات نیز بر مطلوبیت، مشروعیت و صحت صلح دلالت دارند. چنان که مرحوم کلینی به اسناد خودش از امام صادق علیه السلام روایت می کند که آن حضرت فرمود: «الصُّلْحُ جائِزٌ بَیْنَ الْمُسْلِمینَ الّا صُلْحاً احَلَّ حَراماً أَوْ حَرَّمَ حَلالًا».
محقق حلی در شرایع اسلام در تعریف صلح می نویسد: «صلح عبارت است از عقدی که برای پایان دادن تنازع تشریع شده است و متفرع بر غیرش نیست اگر چه فایده آن را افاده می کند». صاحب جواهر در شرح عبارت مرحوم محقق حلی می نویسد: «اگر چه صلح در اصل، برای پایان دادن به خصومت و نزاع بین متخاصمین تشریع ...


صلح در دانشنامه ویکی پدیا

صلح
در ادبیات قدیم پارسی صُلح هم معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است، در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کرده اند آمیخته شده است در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بی دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می شود. صلح یک مفهوم مطلق نیست و می تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین ترتیب از جنبه های مختلفی می توان صلح را مطالعه کرد. شامل مسائل مربوط به جنگ، خلع سلاح و کنترل تسلیحات نظامی و سایر موضوعات.
اقدامات دیپلماتیک هماهنگ و جدی در موردی خاص، با هدف دستیابی به صلح را صلح کوشی می نامند.
اقدامی که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرف های درگیر به شیوه ای آشتی جویانه انجام گیرد را صلح آفرینی می نامند.
شاخه ای از پژوهش های علوم انسانی که هدف آن شناخت و فراهم کردن زمینه های برقراری صلح است را صلح پژوهی می نامند.
به گفته باروخ اسپینوزا صلح به معنی نبود جنگ نیست بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه می گیرد و همان طور که آزادی به چم زندانی نبودن نیست صلح هم به چم نبود جنگ نیست مفهوم صلح را با آتش بس نباید اشتباه گرفت. آتش بس به وضعیتی اطلاق می شود که در آن طرفین درگیر در یک مناقشه به صورت یک طرفه یا دو طرفه تحت شرایط خاص از جنگیدن دست می کشند. صلح به معنای پایان دادن به مناقشه و قطع جنگ است. برای بازگشت به وضعیت جنگ اعلان جنگ از یکی از طرفین الزامی است. رسیدن به صلح در یک جنگ به طور کلی به دو روش میسر است. جنگیدن و وادار کردن طرف مغلوب به پذیرش صلح خود یکی از راه های رسیدن به صلح است که به صلح رومی معروف است. در این وضعیت طرف پیروز یا مجموعه ای از قدرت های بی طرف شرایطی را به عنوان شرایط صلح تنظیم می کنند که معمولاً به نفع سمت پیروز است. راه دیگر رسیدن به صلح با کمک مذاکرات سیاسی یا فعالان صلح است. آرمان جهانی صلح دوستان حفظ صلح در سطح جهان است ولی در واقعیت همیشه جنگ ها و مناقشات وجود داشته اند و به وجود می آیند و آنچه صلح دوستان دنیا به دنبالش هستند ترک مناقشات و برقراری صلح در این مناقشات است. ناتوانی انسان دربرابر برقراری صلحی در مناقشات متفکرانی همچون کریشنامورتی را به بیان مفاهیم بدی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صلح در دانشنامه آزاد پارسی

صُلْح (peace)
مفهومی با دو معنای جداگانه: از یک سو، در تعریفی سلبی به معنی نبود جنگ یا دشمنی است؛ از سوی دیگر، در گفتمان دینی، دلالت بر اندیشۀ هماهنگی و وحدتِ حاصل از داشتن ارتباطی صحیح با خداوند دارد. تلاش برای برچیدن بساط جنگ شکل های مختلف و گاه به ظاهر ضدونقیضی به خود گرفته است. صلح رومی که به مدت ۲۰۰ سال در دوران امپراتوری روم (از به قدرت رسیدن اوگوستوس تا سلطنت مارکوس اورلیوس، ۲۷پ م تا ۱۸۰م) دوام داشت حاصل توانمندی نظامی بود. برابری قدرت نظامی میان دولت ها را غالباً تضمینی برای صلح می دانند. از سوی دیگر، صلح خواهی و باور به این که هیچ خشونتی موجّه نیست در بسیاری اعتقادات، ازجمله آیین جین، آیین بودا، و فرقۀ کویکری، جایگاهی مهم و اساسی داشته است. مفهوم آهیمسا، یا احترام به همۀ موجودات زنده در آیین جین، از مفاهیمی بود که بر گاندی تأثیر فراوان گذاشت. از دید مسلمانان، صلحِ توأم با عدالت هم نوعی وضعیت کمال مطلوب از نظر رفاه و بهزیستی اجتماعی است و هم جنبه ای از مشیت الهی؛ و واژه های «سلام» در اسلام و «شالوم» در یهود، که به معنی صلح است، برای خوش آمدگویی مؤمنان به یکدیگر به کار می رود.

نقل قول های صلح

صلح
• «آماده شدن برای جنگ یعنی نگاهداری صلح.» -> جورج واشنگتن
• «از در صلح آمده ای یا خلاف// با قدم خوف روم یا رجا» -> سعدی
• «اسلحه، صلح را به ارمغان می آورد.» -> ضرب المثل اسکاتلندی
• «بجز با لب و چشم خوبان نبود// همه صلح و جنگی که من داشتم» -> خاقانی
• «بر اندیشه صلح بربست راه// بهانه طلب کرد بر صلح شاه» -> نظامی
• «بیا که نوبت صلحست و دوستی و عنایت// به شرط آنکه نگوییم از آنچه رفته حکایت» -> سعدی
• «به هنگام صلح، پسران، پدران خود را به خاک می سپارند؛ در زمان جنگ، پدران، پسران خودرا.» -> هرودوت
• «بگذارید از بیان این حقیقت نگران نباشیم که جهان در جنگ است زیرا صلح را گم کرده است.» -> پاپ فرانسیس
• «تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ// گردد دل من همی ز بت رویان تنگ» -> فرخی سیستانی
• «تنها در فردای روز صلح است که جنگ های حقیقی ملل آغاز می گردد، این جنگ ها که به صورت جنگ های اقتصادی، صنعتی و اجتماعی خودنمائی می کنند، در تعیین سرنوشت ملل خیلی مؤثرتر از جنگ های نظامی است.» -> گوستاو لوبن
• «جنگ قانون ابدی زندگی است و صلح راحت باش میان دو جنگ است.» -> فریدریش نیچه
• « مثل سکس برای باکرگی است.» اما ریچس -> جنگیدن برای صلح
• «چون بخت نیک انجام را با ما بکلی صلح نیست// بگذار تا جان می دهد بدگوی بدفرجام را» -> سعدی
• «چون پری جمله پریدند گه صلح ولیک// به گه شر همه ابلیس لعین را حشرند» -> ناصرخسرو
• «حماقت هیچ کس به اندازه ای نیست که جنگ را به صلح ترجیح دهد.» -> هرودوت
• «در میان دوستان گه جنگ باشد گاه صلح// در مزاج اختران گه نفع باشد گه ضرر» -> سنایی
• «دنیا متوجه شده است که اگر افغان ها بتوانند نفسی به راحتی بکشند، استعداد این را دارند که سازنده صلح و آرامش باشند و عشق بیافرینند.» -> صدیق برمک
• «صلح در کلبه ها، جنگ در کاخ ها» -> گئورگ بوشنر
• «صلح ناحق بهتر از جنگ محق است.» -> میکل آنژ
• «صوفیان عشق را علاج همه دردها و کیمیای وجود تعریف کرده اند. عشق فقر را به ثروت تبدیل می کند، گدا را به شاهزاده، جنگ را به صلح، جهل را به دانش ...

ارتباط محتوایی با صلح

صلح در جدول کلمات

صلح
سازش, آشتی
صلح طلبی
مسالمت
صلح و دوستی
صلح و سازش
اشتی
صلح و صفا
اشتی
اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها از اختیارات و وظایف••• است
رهبر
برنده نخستین جایزه صلح نوبل در سال1914
ژان هانری دونان
برنده نوبل صلح 1993 میلادی
ماندلا
پرنده صلح و دوستی
کبوتر
خوشرفتاری و صلح طلبی
مسالمت

معنی صلح به انگلیسی

peace (اسم)
سازش ، ارامش ، اشتی ، سلامت ، سلامتی ، صلح ، صلح و صفا
pax (اسم)
بوسه اشتی ، صلح ، لوحه تمثال عیسی و مریم

معنی کلمه صلح به عربی

صلح
سلام
سلمي
السلام الفروض
السلام العالمي
باسيفيکي , سلمي
السلمي
صالح
السلام الهش
داعي السلام
السلام العادل
السلام الشامل
استسلام مقيّد بشروط
استسلام مقيّد بشروط
هدنة
السلام الإستقرار
سلام
اِحْلالُ السَّلامِ
توقيع معاهدة السلام
إبرامُ صُلحٍ
استتباب السلام (السلم)

صلح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کیانا
جنگزدایش { زبر "ج" ، پیش "ز" }
منوچهر
واژه صلح و آشتی که در انگلیسیpeace می‌باشد، در اصل از ریشه هندواروپایی -pag به چم بستن و محکم کردن آمده است. چنانکه در اوستا pas به چم پایبند کردن و در سانسکریت pasa می‌باشد که در انگلیسی peace, pax, pact, pay می‌باشد. به نظر میرسد که واژه peace چون در زمان باستان و قدیم از مسایل مهم بوده از واژه به هم پیوند دادن استفاده شده.
هومن دبیر
با سپاس از واکاوی استاد آقای منوچهر
واژه ای که به این چم در گویش پارسی دری وگویش کردی هم اکنون بکار میرود آشتی یا اشتی است
رضاآپادانا
آشتی - سازش
ب. الف. بزرگمهر
همزیستی آشتی جویانه

از دید من، باریک ترین برابر واژه از ریشه عربیِ �صلح� در زبان پارسی میانی به این سو، بی کاربرد هر گونه کارواژه ای (فعل)، آمیخته واژه ی �همزیستی آشتی جویانه� است. نمونه:
هوده ی همزیستی آشتی جویانه (حق زیستن در صلح)

سخنی باریک و پاکیزه (نکته) را نیز به این بهانه با همه ی کوشندگان بهبود زبان پارسی و شستن زنگارهای آن بدرازای سده ها در میان می نهم:
ما پارسی زبانان (یا همانا دَری زبانان) در پهنه ی گسترده ی آریانا (ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخش های کردنشین در کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و نیز در سرزمین های دورترِ پیرامون آن ها) دیگر از این بخت برخوردار نیستیم که واژه های دورترِ هماوند با زبان های ایرانی کهن (دانسته از کاربرد �زبان پارسی� خودداری می کنم!) که بریشه ی خود، زبان اینک مرده ی �سانسکریت�، نزدیک تر است را بکار بندیم؛ برجسته ترین شَوَند (دلیل ) آن نیز دشوارتر شدن کار و حتا نشدنی بودن آن در بهره وری بجا از واژگانِ درخور در گزاره ها و بندهایی است که باید بگونه ای منطقی با هم پیوند داشته باشند. افزون بر آنکه هر چه به گذشته ای دورتر برمی گردیم، شمار واژه هایی که بتوانند نیازهای امروزمان را برآوَرَند، کم تر و کم تر می شود؛ به همین شَوند، کاربرد زبان پارسی میانی که به نوبه ی خود، شاهکار بی همتای نیاکان ما پس از چیرگی تازیان عرب (تازی به آرشِ بیابانگرد است و نه عرب!) برای رهانیدن زبان بسیار نیرومند پارسی(از دید من، نیرومندتر از زبان لاتین!) و ایستارهای فرهنگی بگونه ای نسنجیدنی برتر از ایستارهای بیابانگردانِ پیرامون ایران بزرگ گذشته (نه تنها دربرگیرنده ی تازیان عربستان که ترکان آسیای میانه و ...) است و کوشش برای جا انداختن برخی واژه های گاه بسیار زیبا و دلنشین آن در زبان بهم ریخته، آسیب دیده و زشت و زیبای پارسی کنونی، سزاوارتر است. برای آنکه نمونه ای ساده و شاید پیش پا افتاده در میان نهاده باشم، شیوه های کاربرد شَلَم شوربای نشانه گذاری ها در زبان پارسی است که هر نُقلعلی ره گم کرده در این پهنه با فرنام ها و برنام هایی چون روزنامه نگار، نویسنده و ... آن را بگونه ی دلخواه خویش بکار می برد و بر سردرگمی و آشوب می افزاید. از دید من، این نخستین گام برای بهبود زبان زیبای پارسی است که چیره ترین های ما نیز از یکدهم توان تاریخی این زبان نیرومند و شناسه ی ایران و ایرانی که بسیار به جهان بخشیده و خود کم تر از آن برخوردار بوده، بهره نمی برند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
آرامش، آشتی، اصلاح، سازش، صفا، مصالحه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صلح چیست   • تعریف صلح   • مقاله صلح   • مقاله درباره صلح و دوستی   • معلومات در مورد صلح   • صلح در افغانستان   • شعر صلح   • صلح در اسلام   • معنی صلح   • مفهوم صلح   • معرفی صلح   • صلح یعنی چی   • صلح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صلح
کلمه : صلح
اشتباه تایپی : wgp
آوا : solh
نقش : اسم
عکس صلح : در گوگل

آیا معنی صلح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران