برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

صفیق

معنی صفیق در لغت نامه دهخدا

صفیق. [ ص َ ] (ع ص ) ثوب ٌ صفیق ؛ جامه ٔ سخت باف. (منتهی الارب ). جامه ٔ سفت بافته و تنک نبافته باشد. (غیاث اللغات ). جامه ٔ تنک بافته. (مهذب الاسماء). هنگفت بافته. برشته بافته. ریزبافت. || وجه صفیق ؛ روی شوخ و بی باک. (منتهی الارب ). روئی سخت پوست. (مهذب الاسماء). روی سخت که حیانداشته باشد. (غیاث اللغات ). بی شرم. بیحیا. وقیح.

معنی صفیق به فارسی

صفیق
ثوب

صفیق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
صفیق[ اصطلاح طب سنتی ]پوست درشت و مستحکم یافته شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صفیق   • مفهوم صفیق   • تعریف صفیق   • معرفی صفیق   • صفیق چیست   • صفیق یعنی چی   • صفیق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صفیق

کلمه : صفیق
اشتباه تایپی : wtdr
عکس صفیق : در گوگل

آیا معنی صفیق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )