برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1607 100 1
شبکه مترجمین ایران

صرف نظر کردن


برابر پارسی: دل فروبستن، چشم پوشی کردن

معنی صرف نظر کردن در لغت نامه دهخدا

صرف نظر کردن. [ ص َ ف ِ ن َ ظَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صرف نظر. چشم پوشی. اغماض. تعمیة. غمض عین. رجوع به صرف نظر شود.

معنی صرف نظر کردن به فارسی

صرف نظر کردن
صرف نظر

معنی صرف نظر کردن به انگلیسی

call off (فعل)
منحرف کردن ، صرف نظر کردن
forbear (فعل)
احتراز کردن ، صرف نظر کردن ، خود داری کردن ، اجتناب کردن از ، خودداری کردن از ، امساک کردن ، گذشت کردن ، گذشتن از
betake (فعل)
بخشیدن ، توصیح کردن ، واگذاردن ، رفتن ، صرف نظر کردن
pass up (فعل)
رد کردن ، صرف نظر کردن
withdraw (فعل)
صرف نظر کردن ، با تعظیم خارج شدن ، کنار کشیدن ، عقب کشیدن ، عقب زدن ، عقب نشستن ، باز گرفتن ، بازگیری کردن
forget (فعل)
صرف نظر کردن ، فراموش کردن ، پشت سرگذاشتن

معنی کلمه صرف نظر کردن به عربی

صرف نظر کردن
امتنع عنه

صرف نظر کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صرفنظر   • بزرگان دربار   • معنی مسیحی   • بالشتک نان پزی   • معنی صرف نظر کردن   • مفهوم صرف نظر کردن   • تعریف صرف نظر کردن   • معرفی صرف نظر کردن   • صرف نظر کردن چیست   • صرف نظر کردن یعنی چی   • صرف نظر کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صرف نظر کردن

کلمه : صرف نظر کردن
اشتباه تایپی : wvt kzv ;vnk
عکس صرف نظر کردن : در گوگل

آیا معنی صرف نظر کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )