برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1468 100 1

صبر

/sabr/

مترادف صبر: آرام، قرار، بردباری، تاب، تحمل، حلم، شکیبایی، شکیب، انتظار، عطسه

متضاد صبر: بی شکیبی، بی قراری

برابر پارسی: بردباری، خونسردی، درنگ، شکیب، شکیبایی

معنی صبر در لغت نامه دهخدا

صبر. [ ص َ ] (ع مص ، اِمص ) شکیبیدن. شکیبایی. شکیبایی کردن. پائیدن. نقیض جزع. و در کشاف اصطلاحات الفنون آرد: صبر بفتح و سکون بابمعنی شکیبائی است. سالکان گفته اند: تصبر واداشتن نفس است بر مکاره و تجرع مرارت ؛ یعنی اگر آدمی صبر رامالک نبود بایست که بکوشد و نفس خود را بصبر واداردو صبر ترک شکایت است از جز بسوی خدا. سهل گوید صبر انتظار فرج خداست و آن فاضلترین خدمت و برترین آن است ، و جز سهل گوید: صبر آن است که در صبر صابر باشی ومعنی آن اینکه ؛ در بلاها و شدائد خروج از آن نبینی. و گفته اند صبر آن است که بنده را اگر بلا برسد ننالد،و رضا آنکه بنده را اگر بلا برسد ناخوش نگردد دهنده و ستاننده خداست ترا در این میان چکار است. و بعضی گویند اهل صبر بر سه مقامند: اول ترک شکایت و این درجه ٔ تائبان است دوم رضا بمقدور و این درجه ٔ زاهدان است سوم محبت آن است ، که مولی با وی کند و این درجه ٔ صدیقان است و گفته اند صبر ترک شکایت از الم بلوی است جز بسوی خدا چه خدا ایوب را بر صبری که کرد ثنا فرستاد و فرمود: انا وجدناه صابراً (قرآن 44/38). و ایوب در دفع مضرت از خود شکایت بخدا برده بود که فرماید:و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین (قرآن 83/21). و در تفسیر کبیر در ذیل قول خدا وبشر الصابرین (قرآن 155/2) آرد که صبر دو قسم است یکی بدنی و آن تحمل بدن است مشقات را و دیگر نفسانی وآن بازداشتن نفس است از مشتهیات طبع؛ و این قسم اگرصبر از شهوت باشد آن را عفت نامند و اگر بر احتمال مکروه باشد اسامی مختلف دارد چنانکه صبر در مصیبت راصبر نامند و اگر صبر در حال غنی باشد آن را ضبط نفس نامند و اگر در نبرد باشد شجاعت خوانند و اگر در کظم غیظ بود حلم نامند و اگر در نوائب باشد سعه ٔ صدر گویند و اگر در اخفاء کلام بود کتمان سر نامند و اگر در فضول عیش باشد زهد گویند و اگر بر مقدار کمی از مال بود قناعت خوانند و این همه را صبر نامند. قال اﷲ تعالی : و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس (قرآن 77/2). غزالی گوید: صبر از خواص آدمی است و بهائم را صبر نبود چه شهوت بر آنها مسلط است و عقلی که با شهوت معارضه کند ندارند و در ملائکه نیز صبر متصور نیست چه ...

معنی صبر به فارسی

صبر
شکیبیدن، شکیبایی کردن، شکیبایی، بردباری، شهرالصبر: ماه رمضان
گیاهی است از تیره سوسنیها جزو دسته تک لپه ییها که دارای برگهای ضخیم و دراز و سبز مایل به قرمز و بدون دمبرگ دارای کناره های ضخیم پیچ و خم دار است که منتهی به تیغ می شوند . گلهایش به رنگ زرد مایل به سبز است که به صورت خوشه بر روی ساقه مولد گل قرار دارند . این گیاه دارای گونه های متعدد است . که همه خاص نواحی گرم هندوستان و جزایر آنتیل و شمال افریقا است و برخی گونه ها نیز در نواحی بحر الرومی می رویند . از این گیاه شیرابه ای به دست می آورند که پس از تغلیظ به نام صبر زرد به بازار عرضه می دارند . و آن در تداوی مصرف دارد . صبر زرد صباره الصبر آلوئس آلوی شب یار . یا صبر زرد . ۱ - صبر . ۲ - شیرابه سفت شده ای که از گیاه صبر به دست می آورند . رنگ این ماده غلیظ شده از قرمز تا قهوه یی متغیر است . و معمولا به صورت تکه های جامد به بازار عرضه می شوند . قطعات صبر زرد به خوبی به صورت گرد در می آیند . و در مجاورت حرارت ابتدا نرم و ذوب شده سپس با شعله درخشانی می سوزد . صبر زرد به خوبی در الکل و در آب جوش حل می شود و پس از سرد شدن رسوبی به نام صمغ صبر زرد از خود باقی می گذارد. طعم صبر زرد بسیار تلخ و مهوع و بویش بسته به انواع آن فرق می کند . تبر زرد صبر . یا صبر سقوطری . صبر زردی که از گیاهان مولد صبر جزیره سقوطر ( جزیره ایست در اقیانوس هند در جنوب هندوستان با ۱۲٠٠٠ سکه و جزو مستملکات انگلیس است ) به دست آید .
نام کوهی است بلند در یمن و در آن قلعه ها و قریه های چند است و قلعه در این کوه است بنام صبر
[Aloe] [گیاهان دارویی] سرده ای از سریشیان (Asphodelaceae) شامل گیاهانی با برگ های طوقه ای بزرگ و ضخیم و گوشتی و گل های لوله ای به رنگ های زرد، نارنجی، صورتی یا قرمز که بر روی شاخۀ گل دهنده به صورت دسته ای و متراکم قرار دارند
[ گویش مازنی ] /sabr/ عطسه - صبوری و شکیبایی
( مصدر ) درنگ کردن شکیبایی ورزیدن .
افزاینده نیروی شکیبایی .
...

معنی صبر در فرهنگ معین

صبر
(صَ) [ ع . ] (اِ.) گیاهیست با برگ های دراز و ضخیم و تیغ دار با گل های زرد رنگ . در جاهای گرم می روید و طعم تلخ دارد.
( ~ .) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) شکیبایی کردن . ۲ - (اِمص .) بردباری . ۳ - (عا.) عطسه . ، ~ ایوب کنایه از: شکیبایی بسیار زیاد.
( ~ . وَ یا وُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) عطسه کردن .

معنی صبر در فرهنگ فارسی عمید

صبر
زمین پر از سنگریزه.
گیاهی از خانوادۀ سوسن ها با برگ های بلند، شیرابه ای زرد و تلخ که مصرف دارویی دارد.
شکیبایی کردن، شکیبایی، بردباری.
ناشکیبا، بی شکیب.

صبر در دانشنامه اسلامی

صبر
صبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد.
عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده «صبر» است. «صبر» در لغت عرب به معنای حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است. و برخی نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و بی قراری دانسته اند.
صبر در اصطلاح
در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و باز داشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند. و هم چنین حفظ نفس از اضطراب، اعتراض و شکایت و همچنین به آرامش و طمأنینه گفته می شود. با توجه به تعاریف مذکور، «صبر» یک صفت نفسانی بازدارنده و عامی است که دارای دو جهت عمده است: از یک سو گرایش ها و تمایلات غریزی و نفسانی انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود می کند. از سوی دیگر نفس را از مسئولیت گریزی در برابر عقل و شرع باز داشته و آن را وادرا می کند که زحمت و دشواری پایبندی به وظایف الهی را بر خود هموار سازد. البته این حالت اگر به سهولت و آسانی در انسان تحقّق یابد، به آن «صبر» و هرگاه فرد خود را با زحمت و مشقّت بدان وادار سازد، «تصبّر» می گویند.
انواع صبر
بر مبنای مفهوم عام و گسترده ای که برای صبر بیان شد، عالمان اخلاق از جهات مختلف انواع متعددی برای صبر بیان داشته اند که مهم ترین آنها به اختصار بیان می گردد.
← از جهت مفهوم
...
صبر
عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده «صبر» است. «صبر» در لغت عرب به معنای حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است و برخی نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و بی قراری دانسته اند.
در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و بازداشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند. با توجه به تعاریف مذکور، «صبر» یک صفت نفسانی بازدارنده و عامی است که دارای دو جهت عمده است: از یک سو گرایش ها و تمایلات غریزی و نفسانی انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود می کند. از سوی دیگر نفس را از مسئولیت گریزی در برابر عقل و شرع بازداشته و آن را وادرا می کند که زحمت و دشواری پایبند ...


صبر در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنی شکیبایی) اصطلاحی اخلاقی و عرفانی. در اصطلاح اخلاق صبر آن است که انسان در برابر هوا و هوس ها ایستادگی کند و تسلیم نفس امّاره و لذّت های ناپسندیده نشود نیز صبر به معنای جزع نکردن در برابر حوادث ناگوار است به گونه ای که شخص کنترل قوای نفس را از دست ندهد. در روایات آمده است که صبر بر سه نوع است: صبر در برابر نعمت، صبر در برابر شدت، و صبر در برابر گناه. در عرفان نیز صبر را اصلی از اصول اصلی سلوک و از دست مایه های کمال دانسته اند. صبر در انجام طاعات، صبر در ترک رؤیت اعمال، صبر در ترک دعوی، صبر در ترک اظهار علوم و نیز مواجید و اسراری که فرادست سالک آمده، در شمار مهم ترین جلوه های صبر در مقامات و منازل گوناگون است.

ارتباط محتوایی با صبر

صبر در جدول کلمات

صبر
شکیبایی , بردباری
صبر است و به فرموده امام باقر(ع) کسی که برای تحمل حوادث روزگار آن را آماده نکند | عاجز و ناتوان می ماند
شکیبایی
صبر زرد
سیماهنگ, الوا
صبر و تحمل
حوصله
صبر و شکیبایی
بردباری
صمغ صبر زرد
الوا

معنی صبر به انگلیسی

patience (اسم)
بردباری ، طاقت ، عزا ، شکیبایی ، تاب ، صبر ، شکیب

معنی کلمه صبر به عربی

صبر
صبر
انتظار
نافذ الصبر

صبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبینا
برای بیرون رفتن از گرفتاری به راه های غیر شرعی و غیر اخلاقی و یا به کسی متوسل نشدن و در انتظار گشایشی (از سوی خدا) ماندن .
هستی
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ژانْت (سنسکریت: کْشانتَ)
نَرژ narž (سنسکریت: نَرشَنَ)
مانِن (اوستایی)
هووَن huvan (اوستایی: هوروَنیَ)
بردباری، شکیبایی (پارسی دری)
احمد ب.
درنگ. صبركردن=درنگ كردن
پوریا صادقی
صبر به معنی صبور و شکیبا بودن و همین طور اسم گل زرد رنگ که مزه تلخی دارد است و وجه اشتراکش با صبر به معنای شکیبا بودن این که شخص بیمار وقتی که از خواص دارویی آن استفاده می کند باید صبور و شکیبا باشد و مزه تلخ آن را تحمل و صبر کند تا مداوا شود.
محمد میرزاپور پرهام
صبر در معانی مختلف همچون سکون مطرح شده است یعنی حرکتی یا ساکت بودن نسبت به یک موضوع.
اگرچه
صبر را باید اینگونه مفهوم نمود تا کاربرد ویژه آن مشخص و قابل اجرا شود:
با دقت در موازات امری که لازم تاثیر است با بصیرت حرکت کردن.
به این ترتیب صبر یعنی داشتن تحرکات در زمینه احقاق حق و تسلی و هماهنگ شدن با رویدادهای سببی که ممکن است در برهه ای از زمان برای به دلایل مختلف از موقعیت طبیعی خود خارج شده باشند و خلا آنها احساس شود
حال با تحرک در مسیر تکمیل این اخلأ صبر لازم الاجرا می شود.

با تشکر
نسیم حبیبی
صبر نام گیاه آلوئه ورا است! که شما در بالا توضیحش رو دادید امامتوجه نشدید کدام گیاه است!
نادر
صبر کلمه ای عربی است و معادل فارسی آن، بردباری و خویشتنداری می باشد.
صبر به ترکی: دؤزوم، صَبیر ( با توجه به اینکه در زبان ترکی، دو حرف ساکن در یک بخش از کلمه نمی آید، در کلمه صبر حرف " ب " را از حالت سکون در می آورند و صبر به صبیر تبدیل می شود.)
در جمله " صبرین اولسون " چون حرف " ر " از حالت سکون در آمده، دیگر نیازی نیست حرف " ب " را هم از حالت سکون در آورند و هر گز نمی گویند " صبیرین اولسون " بلکه جمله " صبرین اولسون " درست است.
زهره
صبر به معنای با� آرامش خاطر انتظار کشیدن� و�ثبات خویشتن �و�خود نگهداری�است.
محدثه
گیاه تلخ برای درمان بیماری شکم
سمانه
صبر یعنی یک باور وان باور این است : من ایمان دارم که خداوند مرا دارد به سوی خواسته ام هدایت میکند
صبر یعنی امید داشتن به هدایت پروردگار
وصبر یعنی این مسیری که در ان هستم خیر من است وخداوند دارد مرا به سوی خواسته ام هدایت میکند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• داستان صبر   • حدیث صبر   • جملات زیبا در مورد صبر   • تحقیق در مورد صبر   • شعر در مورد صبر   • صبر شعر   • صبر چیست   • نقاشی درباره صبر   • معنی صبر   • مفهوم صبر   • تعریف صبر   • معرفی صبر   • صبر یعنی چی   • صبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صبر
کلمه : صبر
اشتباه تایپی : wfv
آوا : sabr
نقش : اسم
عکس صبر : در گوگل

آیا معنی صبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران