برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1613 100 1
شبکه مترجمین ایران

صباح

/sabAh/

مترادف صباح: بامداد، سپیده دم، صبح، فجر، روز

متضاد صباح: شبانگاه، مساء، مسا

برابر پارسی: بامداد، پگاه، سپیده دم

معنی اسم صباح

اسم: صباح
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: sabāh) (عربی) (در قدیم) بامداد، صبح در مقابلِ مَسا، (به مجاز) روز - بامداد، صبح‎ ‎‏، روز، نام دعائی منسوب به علی (ع)

معنی صباح در لغت نامه دهخدا

صباح.[ ص َ ] (ع اِ) بام. بامداد. نقیض مساء :
تو تا چو خورشید از چشم من جدا شده ای
همی سیاه مسا گرددم سپید صباح.
مسعودسعد.
ز بس بلندی ظل زمین به من نرسد
نه ام سپید صباح است و نه سیاه مسا.
مسعودسعد.
شد دیده تیره و نخورم غم ز بهر آنک
روزم همه شب است و صباحم همه مسا.
مسعودسعد.
صباح و مسا نیست در راه وحدت
منم کز صباح و مسا می گریزم.
خاقانی.
خواجه چون خوان صبحدم فکند
زودپیش از صباح بفرستد.
خاقانی.
یار زیبا گر هزارش وحشت از ما بر دلست
بامدادان روی او دیدن صباحی مقبل است.
سعدی.
شب ما روز نباشد مگر آنگاه که تو
از شبستان به در آئی چو صباح از دیجور.
سعدی.
تا آفتاب می رود و صبح می دمد
عاید بخیر باد صباح و مسای تو.
سعدی.
مکنید دردمندان گله از سیاهی شب
که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم.
سعدی.
|| سپیده دم. (دهار).
- امثال :
صباح خواستم خضری ببینم به خرسی دچار شدم . (از مجموعه ٔ امثال هند). رجوع به امثال و حکم شود.
|| روز. یوم :
حاصل شش روز و نقد چل صباح
یک شبه خرجش که فرمایی فرست.
خاقانی.
تا زاربعین بروجش زینت نیافت آدم
در اربعین صباحش طینت نشد مخمر.
خاقانی.
به یک قیام و چهار اصل و چل صباح که هست
از این سه معنی الف دال و میم بی اعراب.
خاقانی.
او بود نقطه حرف الف دال میم را
کآمد چهل صباح و چهاراصل و یک قیام.
خاقانی.
خاک چهل صباح سرشتی به دست صنع
خودبر زبان لطف براندی ثنای خاک.
خاقانی.
چهار صباحی زندگی کنیم ؛ چند روزی در دنیا باشیم. چند روزی زنده باشیم.
|| یوم الصباح ؛ روز غارت. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء).

صباح. [ ص َ ] (اِخ ) (دعاء...) نام دعائی است منسوب به امیرالمؤمنین علی (ع ) که در نزدشیعه خواندن آن در هر بامداد فضیلت دارد. آغ ...

معنی صباح به فارسی

صباح
گاه بجای [ حسن بن صباح ] ( ه.م .) بکار رود ( قس . حلاج بجای حسین بن منصور حلاج ) : [ صباح شد این لعین بی دین مانا که نماند اهل قزوین ... ] [ برجبهتش از فنا رقم باد اهل الموت را الم باد ...] ( تحفه العراقین .قر . ۲۳۷ ).
اول روز، بامداد، نقیض مسائ
( اسم ) ۱ - بامداد صبح اول روز مقابل مسائ رواح . یا صباح و مسائ . بامداد و شبانگاه صبح و عصر . ۲ - سپیده دم . ۳ - روز یوم .
ابن مثنی
( جمله ) صبح بخیر . یا صباح الخیر زدن . صبح بخیر گفتن : صباح الخیر زدبلبل کجایی ساقیا بر خیز که غوغا می کند در سرخیال خواب دو شینم . ( حافظ ) یا صباح بالخیرگفتن . صباح الخیرزدن .
کلمه ایست که هنگام طلوع صبح معاشران با هم گویند
بامدادی و شبانگاه صبح و عصر
( مصدر ) روز بخیر گفتن تهنیت بامداد گفتن .
۱ - ( صفت ) کسی که صباح الخیر گوید . ۲ - در حال صباح الخیر گفتن .
وی یکی از گوهریان مشهور و معاصر رشید است
یکی از حذاق منجمین در علم هیات و احکام
( جمله فعلی دعایی ) خدا بامدات را خوش و نیک کناد . صبح بخیر . ( تحیت بامدادن ) : (( اندر آمد چو ماه در شبگیر انعم الله صباح گویان پیر )) ( حدیقه )
چارروز . چاروز. عمر . یا چند روز. عمر . یا چار صباحی زنده بودن .
چهار روز . چهار بامداد چهار صباح عمر چهار چهار روز عمر .
...

معنی صباح در فرهنگ معین

صباح
(صَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بامداد. ۲ - سپیده دم . ۳ - روز. ، ~ و مسا صبح و شب . ، چند ~چند روز. ، هر چند ~ هر چند وقت یک بار.
(صَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) روز بخیر گفتن .

معنی صباح در فرهنگ فارسی عمید

صباح
= صبیح
اول روز، بامداد.
* صباح و مسا: [قدیمی] صبح و عصر، بامداد و شبانگاه.
کلمۀ دعا که هنگام صبح به کسی می گویند، صبح به خیر.

صباح در دانشنامه اسلامی

صباح
معنی صَبَاحُ: صبح - بامداد
ریشه کلمه:
صبح‌ (۴۵ بار)

به عقیده راغب صبح و صباح هر دو اول روز و وقت پیدا شدن سرخی آفتاب در افق است. ولی اقرب صباح را اول روز و صبح را فجر یا اول روز گفته قاموس نیز و احتمال می‏دهد. صحاح فقط فجر است. به نظر می‏آید قول دوم درست‏تر باشد تا صبح و صباح مترادف نباشد ، . قسم به صبح آنگاه که اشکار شود . سوگند به صبح آنگاه که وسعت گیرد. . چون عذاب به ساحت و محیطشان نازل گردد روز انذار شدگان نا گوار خواهد بود. این لفظ در قرآن فقط یکبار آمده است. اصباح:به کسر اول مصدر است به معنی صبح نیز آمده (اقرب (مجمع) . و آن در آیه به معنی صبح است. معنی: شکافنده صبح است و شب را محل سکون و آرامش قرار داد. این نیز در قرآن یکبار آمده است. بعضی آن را اصباح به فتح اول خوانده‏اند که جمع صبح است. مصبح: اسم فاعل است یعنی‏آن که وارد وقت صبح می‏شود . آنگاه که وارد صیح می‏شدند صیحه آنها را گرفت. مصباح: اسم آلت است به معنی چراغ. و جمع آن مصابیح است . به نظرم علت این تسمیه آن است که چراغ شب تاریک را با نور خود نظیر صبح می‏کند. اصبَحَ: ارز افعال مقاربه است. به معنی صار (گردید) مثل . یعنی: او را کشت و از زیانکاران گردید. . تمام موارد این صیغه در قرآن به معنی صار و گردیدن است مگر بعضی از قبیل «حینَ تُمْسُونَ وَ حینَ تَصْبِحُونَ» که به معنی داخل شدن در صباح است. ایضاً صیغه‏های اسم فاعل آن نحو . * ، . بنابر آنچه در «رجوم» گذشت مراد از مصابیح تیرهای شهاب و سنگهای سرگردان فضا هستند که در اثر تماس با گازهای جوّی مشتعل شده و از بین می‏روند. منظور از آنها نه نجوم است و نه کواکب.
حسن صبّاح، بنیان گذار دولت اسماعیلیه در ایران و نیز بانی دعوت مستقل اسماعیلیه نزاری می باشد.
درباره آغاز زندگی و دوره جوانی او اطلاعات کمی وجود دارد.
اینکه حسن صباح و خواجه نظام الملک و عمر خیام در کودکی باهم در مکتبی در نیشابور به تحصیل مشغول بودند، افسانه است و سند تاریخی ندارد.

کتاب سرگذشت سیدنا
← نویسنده و موضوع کتاب
حسن صباح در حدود سال ۴۴۵ در قم ، در خانواده ای از شیعیا ...

صباح در دانشنامه ویکی پدیا

صباح
صَباح (تا ۱۹۶۳: بُرُنِئوی شمالی نامیده می شد) یکی از ایالت های کشور مالزی در شمال شرقی آن کشور است.
Wikipedia contributors, "Sabah," Wikipedia, The Free Encyclopedia,
این ایالت در مالزی شرقی قرار دارد و جزئی از جزیرهٔ بورنئو به شمار می آید.
مرکز آن کوتا کینابالو نام دارد. صباح دومین ایالت بزرگ بعد از ساراواک می باشد.
از جنوب با ایالت کالیمانتان شرقی و از جنوب شرقی با ایالت ساراواک هم مرز می باشد.
عکس صباح
صباح ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
صباح (خواننده)
صباح (روزنامه)
صباح (به عربی: صباح)؛ (زاده ۱۰ نوامبر ۱۹۲۷ - درگذشته ۲۶ نوامبر ۲۰۱۴) از محبوبترین خوانندگان و هنرپیشه های جهان عرب و لبنان بود.
«صباح، ستاره محبوب موسیقی و سینمای جهان عرب درگذشت». بی بی سی فارسی.
صباح که نام اصلی اش ژانت جرجیس فغالی (به انگلیسی: Jeanette Gergis Al-Feghali) بود در ۱۰ نوامبر ۱۹۲۷ در بدادون در منطقه کوهستانی لبنان به دنیا آمد. خانواده ای سختگیر و متعصب داشت و بیشتر برای فرار از فشار پدر بود که به ازدواجی زودهنگام تن داد.
صباح از اوایل دهه ۱۹۴۰ در صحنه آوازخوانی و بازیگری فعال بود. بیش از سه هزار ترانه خواند، بالغ بر ۵۰ آلبوم موسیقی منتشر کرد، در بیش از ۹۰ فیلم سینمایی، حدود ۳۰ نمایش تئاتر و چندین سریال تلویزیونی بازی کرد.
صباح لبنانی بود اما در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی در سراسر جهان عرب شهرتی بسزا داشت. صباح به اندازه ام کلثوم در دنیای عرب مشهور بود، هرچند کمتر به آواز سنتی و موسیقی «مقام» و بیشتر به اجرای تصنیف ها و ترانه های شاد و عامه پسند گرایش داشت.
روزنامه صباح (به ترکی استانبولی: Sabah Gazete ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صباح در دانشنامه آزاد پارسی

صباح (Sabah)
روزنامۀ چاپ ترکیه . در ۱۹۴۸، گروهی مطبوعاتی با امکانات مالی قوی آن را تأسیس کردند. این روزنامه به گروه رسانه ای صباح وابسته است و حفظ اصول لائیک اساس کار آن است. شمارگان آن به حدود ۳۷۹ هزار نسخه است.

صباح در جدول کلمات

صباح
صبح زود, بامداد, اول روز

صباح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صباح
نام دخترانه من دخترم .صباح به معنی سپیده وطلوع زندگی.ویک اسم کاملا دخترانه
صباح
صباح : /sabāh/ صَباح (عربي) 1- (درقديم) بامداد، صبح در مقابلِ مَسا؛ 2- (به مجاز) روز. درسایت ثبت احوال کشور صباح برای نامگذاری دخترمورد تاییداست.
زهرا
صباح اسم دخترانه خیلی هم زیبا تلفظ میشه ،به معنای صبح و سپیده دم خواهشا ی کم توجه کنید هر اسمی پسرونه خطاب نکنید،این اسم چون برای آقای حسن صباح به عنوان فامیلی استفاده شده نباید گفت پسرونه😐😐😐آخه ما فامیلی زهرایی و فاطمی و... داریم که اسم دخترونه ولی برای فامیلی خانواده به کار رفته
ابوذر.ف
بخشش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کارخانه صباح   • صباح حسن   • لبنیات صباح   • شرکت صباح گنبد   • معنی صباح   • آدرس شرکت صباح   • لبنیات صباح گنبد   • استخدام شرکت صباح   • مفهوم صباح   • تعریف صباح   • معرفی صباح   • صباح چیست   • صباح یعنی چی   • صباح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صباح

کلمه : صباح
اشتباه تایپی : wfhp
آوا : sabAh
نقش : اسم
عکس صباح : در گوگل

آیا معنی صباح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )