برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1434 100 1

شی


مترادف شی: چیز

متضاد شی: لاشی

برابر پارسی: چیز

معنی شی در لغت نامه دهخدا

شی. (اِ) کنج و گوشه و زاویه. (ناظم الاطباء).

شی. [ ش َ / ش ِ ](اِ) شبنم در لهجه ٔ مردم قزوین. (یادداشت مؤلف ).

شی.[ ش َ / ش ِ ] (از ع ، اِ) مخفف شی ٔ. چیز :
هنگام همت وی و هنگام جود وی
شی ٔ است همچو لاشی و لاشی بود چو شی.
منوچهری.
همه دادند استعداد هر شی
بمعنی و بصورت میّت و حی.
ناصرخسرو.
گفتم خدای را شی گویند و نیست شی ٔ
گفتا که شی دو چیز بر او گشته معتبر.
ناصرخسرو.
رجوع به شی ٔ شود.
- شی اﷲ؛ ظاهراً این ترکیب در اصل به صورت شیئاً ﷲ (چیزی برای خدا، در راه خدا) و کلمه ٔ سؤال و تکدی بوده است و رفته رفته بصورت «شی اﷲ» و همچنین «شیداﷲ» درآمده و معنی گدا و سائل را بخود گرفته است. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). مخفف شیئاً ﷲ است.(از آنندراج ) :
برو گدای در هرگدای شو حافظ
تو بی مراد بیابی مگر که شی اﷲ.
حافظ (از آنندراج ).

شی. [ ش َی ی ] (ع مص ) بریان کردن گوشت : شوی اللحم شیاً. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). بریان کردن. (ترجمان جرجانی ). سرخ کردن (چنانکه ماهی را در روغن ). (یادداشت مؤلف ). || گرم کردن آب : شوی الماء شیاً. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (آنندراج ).

شی. [ ش َی ی ] (ع ص ، اِ، از اتباع ) عی ّ شی ّ؛ از اتباع است : جاء بالعی و الشی ؛ یعنی اندک و هیچکاره آورد. مأخوذ من الشواء و هو الرذال. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || دوربین ، مقابل نزدیک بین. (از اقرب الموارد).

شی ٔ. [ ش َی ْءْ ] (ع اِ) چیز. ج ، اشیاء، اشیاوات ، اشاوات ، اشاوی (بفتح الواو و کسرها مثله اصله )، اشائی (علی افاعیل )، همزه به «یا» بدل شد پس سه «یا» جمع شدند میانه را حذف کردند و اخیر را بالف بدل کردند و اول را به واو ویجمع علی اشایا و یقال ایضاً اشیایا، و اشاوة به «ها» نادر است زیرا که شی ٔ «هَ» ندارد و اشیاء بر مذهب اخفش افعلاء است جمع بر غ ...

معنی شی به فارسی

شی
( اسم ) ۱ - آن چه که بتوان از آن اعلام و اخبار کرد چیز جمع : اشیا (ئ ) . ۲ - مجهول . توضیح رسم الخط صحیح کلمه شئ است نه شیئ .
جائ بالعی و الشی یعنی اندک و هیچ کاره آورد یا دوربین مقابل نزدیک بین .
[ گویش مازنی ] /shi/ شبنم & شوهر - می رفتی & باران نرم
[object] [ریاضی] هر عضو یکی از دو رده ای که یک رسته تشکیل می دهند و نقشی شبیه مجموعه ها دارد
[ گویش مازنی ] /shiaa/ گوسفند سفید
[initial object, cofinal object] [ریاضی] شیئی مانند e در یک رسته که به ازای هر شی ء Y در آن رسته (e, y)Hom دقیقاً یک عضو داشته باشد
[final object, terminal object] [ریاضی] شیئی مانند 'e در یک رسته که به ازای هر شی ء X در آن رسته ('Hom (X, e دقیقاً یک عضو داشته باشد
[ گویش مازنی ] /shiaamoo/ عموی شوهر
[ گویش مازنی ] /shi beraar/ برادر شوهر
[WPAN] [مهندسی مخابرات] ← شبکۀ شخصی بی سیم
[HR-WPAN] [مهندسی مخابرات] ← شبکۀ شخصی بی سیم پر سرعت
[LR-WPAN] [مهندسی مخابرات] ← شبکۀ شخصی بی سیم کم سرعت
[ گویش مازنی ] /shi piyer/ پدر شوهر
[ گویش مازنی ] /shitoonek/ شیطانک - از ادوات متصل به سازهای زهی زخمه ای
شی جیامولی ...

معنی شی در فرهنگ معین

(شَ یا ش ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - آن چه که بتوان از آن اعلام و اخبار کرد، چیز. ج . اشیاء. ۲ - مجهول (ریاضی ).

معنی شی در فرهنگ فارسی عمید

شی
چیز.

شی در جدول کلمات

شی
چیز
شی باستانی
انتیک
شی جهان نمای افسان ای جمشید
جام جم
شی زینتی بر سر تاج
جقه
تابلویی از تی شی ین ایتالیایی
مرگ سنت پل , ونوس خفته, مسیح درباغ
جمع شی ء
اشیا

معنی کلمه شی به عربی

جسم , شيء
نظير
منظور
مفکک

شی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوثر
در گویش تسوج به معنای "زیر" است.
دانیال
شی . (ا)، (زبان مازنی)، شوهر.
حنانه
صفتی به معنی کاردان و ماهر است... واژه 'ناشی' که منفی آن است بمعنی ناوارد و نا آشنا بیشتر رایج
است!
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
عروسی .ازدواج
Shi
مجتبی مجری فرد
شی درزبان بوشهر به معنای
زیر /شوهرکردناست که شی(زیر) در مقابل ری(رو)قرارمیگیرد
علی مال احمدی منجزی
در زبان لری بختیاری به معنی شوهر کرد(ازدواج کرد )

جمله لری بختیاری

دوهدرت شی کرد::دخترت ازدواج کرد
محمدرضا تقیه
در گویش اقلیدی
کج شدن فرد و جاری شدن آب را گویند.
Shi
کورش
شی ، شو ، سو . همه به معنی آب است ، آب مایه حیات و زندگی است ، شی نیروی زندگی بخش آب است.
شیلا ،شیلات ،به معنی آب زی است آنچه که در آب زندگی می کند مثل ماهی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شی پور   • برنامه نویسی شی گرا در c++   • مفهوم شی گرایی   • شی گرایی در جاوا   • مفاهیم شی گرایی   • جزوه برنامه نویسی شی گرا   • مفاهیم شی گرایی در c#   • آموزش برنامه نویسی شی گرا   • معنی شی   • تعریف شی   • معرفی شی   • شی چیست   • شی یعنی چی   • شی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شی
کلمه : شی
اشتباه تایپی : ad
عکس شی : در گوگل

آیا معنی شی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )