برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

شیدسپ

معنی شیدسپ در لغت نامه دهخدا

شیدسپ. [ دَ ] (اِخ ) صورت مخفف شیداسپ. شیداسب. نام پسر گشتاسب. (ولف ) (ناظم الاطباء) :
اَبَر کین شیدسپ فرزند شاه
چو رستم بیامد میان سپاه.
فردوسی.
رجوع به شیداسب و شیداسپ شود.

شیدسپ. [ دَ ] (اِخ ) نام فرزند تور. وی پس از مرگ کورنگ پادشاه زابلستان بتاج و تخت رسید و از او پسری موسوم به طورنگ متولد گردید. (یشتها ج 2 ص 196) :
از آن ماه زادش یکی شه نژاد
ببد شاد و شیدسپ نامش نهاد.
فردوسی.

شیدسپ در دانشنامه ویکی پدیا

شیدسپ
شیدَسپ در داستان های ملی ایران و شاهنامه پسر گشتاسپ برادر پشوتن و اسفندیار است. او با دیگر برادران خود در جنگ گشتاسپ با ارجاسپ تورانی کشته شد.
شریفی، محمد (۱۳۸۷). محمد رضا جعفری، ویراستار. فرهنگ ادبیات فارسی . تهران: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شیدسپ در دانشنامه آزاد پارسی

شیدَسپ
(یا: شیداسپ؛ شهرسپ؛ به معنی دارندۀ اسب درخشان) در شاهنامۀ فردوسی دو تن بدین نام خوانده شده اند؛ ۱. پسر گشتاسپ، که پس از کشته شدن اَردَشیر و هُرمُز برادرش، در نبرد با تورانیان در روزگار اَرجاسب، به میدان نبرد رفت و کَهرَم پهلوان تورانی را به ضرب نیزۀ خود بر زمین انداخت و سرش را برید و سپس خود کشته شد. ثَعالِبی می نویسد شیدَسپ، پس از کشته شدن برادرش رام اَردَشیر، به میدان رفت و پیش از کشته شدن، بیست تن از تورانیان را کشت؛ ۲. در برخی از نسخه های شاهنامۀ فردوسی، وزیر طَهمورِث و خردمندی پاک و پرهیزکار بود و شاه را از ناشایست ها بازمی داشت. مَجمَلُ التَواریخ نام او را اَروَنداسف آورده است.

ارتباط محتوایی با شیدسپ

شیدسپ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
دارنده اسب فروغمند ، دارنده اسب خورشیدی
شیداسپ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شیدسپ   • مفهوم شیدسپ   • تعریف شیدسپ   • معرفی شیدسپ   • شیدسپ چیست   • شیدسپ یعنی چی   • شیدسپ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شیدسپ
کلمه : شیدسپ
اشتباه تایپی : adns~
عکس شیدسپ : در گوگل

آیا معنی شیدسپ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )