برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1603 100 1
شبکه مترجمین ایران

شور افکندن

معنی شور افکندن در لغت نامه دهخدا

شور افکندن. [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شور فکندن. آشوفتن. ولوله انداختن. آشوب و فتنه برپا کردن. || هیجان و نشاط ایجاد کردن :
ملک را گوی در چوگان فکندند
شگرفان شور در میدان فکندند.
نظامی.
ترش بنشین و تندی کن که ما را تلخ ننماید
چه میگویی چنین شیرین که شوری در من افکندی.
سعدی.
|| غوغا برپا کردن. آشفتگی پیدا آوردن. ولوله انداختن :
سیاوش همیدون به نخجیر گور
همی تاخت و افکند بر دشت شور.
فردوسی.
درمیانشان فتنه و شور افکنم
کاهنان خیره شوند اندر فنم.
مولوی.
تا به گفتار درآمد دهن شیرینت
بیم آن است که شوری به جهان درفکنم.
سعدی.
آستین بر روی و نقشی در میان افکنده ای
خویشتن پنهان و شوری در جهان افکنده ای.
سعدی.

معنی شور افکندن به فارسی

شور افکندن
آشفتن و ولوله انداختن .

شور افکندن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شور و شادمانی در جدول   • معنی شور وشادمانی   • معنی تیپ   • خیرگی   • معنی شور و شادمانی   • کودکی و خردی   • متضاد کلمه شور   • مترادف شور و شادمانی   • معنی شور افکندن   • مفهوم شور افکندن   • تعریف شور افکندن   • معرفی شور افکندن   • شور افکندن چیست   • شور افکندن یعنی چی   • شور افکندن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شور افکندن

کلمه : شور افکندن
اشتباه تایپی : a,v ht;knk
عکس شور افکندن : در گوگل

آیا معنی شور افکندن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )