برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1460 100 1

شهرستان

/SahrestAn/

مترادف شهرستان: بلد، شهر، کوره، مدینه، ولایت

متضاد شهرستان: دهستان

معنی شهرستان در لغت نامه دهخدا

شهرستان. [ ش َ س ِ ] (نف مرکب ) ستاننده ٔ شهر. مظفر و فاتح شهرها و از القاب پادشاهان است. (ناظم الاطباء). شهرگشا. فاتح :
خدایگان جهان بادو پادشاه زمین
بعون ایزد کشورگشا و شهرستان.
فرخی.
بمجلس ملک جنگجوی رزم آرای
بمجلس ملک شیرگیر شهرستان.
فرخی.
عقل که اقطاع اوست شهرستان وجود
شهره تر از تیغ تو شهرستان دیده نیست.
خاقانی.

شهرستان. [ ش َ رِ ] (اِ مرکب ) شارستان. مرکب از شهر به اضافه ٔ «ستان » پسوند مکان بمعنی کرسی ولایت. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کرسی ولایت. (ایران در زمان ساسانیان ص 307، 979 و 78). || حصاری که بر دور شهر بزرگ بکشند. (برهان ) (انجمن آرا) (جهانگیری ) : هری ، شهری بزرگ است و شهرستان وی سخت استوار است و او را قهندز است و ربض است. (حدود العالم ). || مدینه. (دستور اللغة). قسمت درونی شهر که آن را شارستان و شارسان هم گویند. آن قسمت از یک شهر که در درون حصار باشد و بیرون حصار را ربض خوانند : قتیبه... نامه نوشت از سلیمان بخویشتن که بنزدیک من درست شد که امیری از امیران امیه که خلیفه ٔ پیغمبر (ص )باشد بر دست وی شهرستان قسطنطینه گشاده شود. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). نوکث ، قصبه ٔ ایلاق است و او را شهرستانی است و قهندز است و ربض. (حدود العالم ). بم ، شهری است [ بناحیت کرمان ] با هوای تندرست و اندر شهرستان وی حصاریست محکم و از جیرفت مهمتر است و اندر وی سه مزگت جامع است یکی خوارج را و یکی مسلمانان را و یکی اندر حصار. (حدود العالم ). و او را [ بلخ را ] شهرستانیست با باره ٔ محکم و اندر ربض او بازارهای بسیاراست. (حدود العالم ). آمل ، شهری است عظیم و قصبه ٔ طبرستان است ، او را شهرستانیست با خندق بی باره و از گرد وی ربض است. (حدود العالم ). او را [ نشابور را ] قهندز است و ربض است و شهرستان است. (حدود العالم ).
ز سوی هند گشادی هزار شهرستان
ز سوی سندگرفتی هزار انباخون.
بهرامی (از فرهنگ اسدی ).
بُوَد جلاد شهرستان جسمت جاذبه هموار
چو یخ انداز باشد ماسکه اندر غمش شادان.
ناصرخسرو.
شاد باش ای حکیم اکنون مراد خویش بخواه ، دختر گفت ...

معنی شهرستان به فارسی

شهرستان
شهری در خراساندر نزدیکی نسا شارستان.
شهربزرگ باتوابع آن، شارستان وشارسان هم میگویند
( اسم ) ۱ - شهر بزرگ با توابع آن که داخل حصاری قرار دارد . ۲ - هر یک از تقسیمات اداری استان که خود به چندین بخش تقسیم میشود و تحت نظر فرماندار اداره می گردد ٠
[ گویش مازنی ] /shahrestaan/ از توابع سه هزارمنطقه ی تنکابن - از توابع بیرون بشم نوشهر ۳منطقه ای در گرگان قدیم
در اصفهان این نام بمناسبت قریه ایست که در مجاورت آن قرار دارد
یکی از شهرستانهای آذربایجان غربی که از شمال محدود است به شهرستان تبریز و از جنوب به شهرستان سقز و از مشرق به شهرستان میانه و از مغرب بدریاچهرضائیه و شهرستان مهاباد. هوای این شهرستان نسبت به پستی و بلندی متغیراست بدینمعنی که هوای قسمت های جلگه و کنار دریاچه گرمسیر و قسمت های کوهستانی معتدل است . آب این شهرستان بوسیله رودخانه ها و قنوات و چشمه سارها تامین میشود. برخی از رودخانه های این شهرستان عبارتند از: رودخانه صوفی چای رودخانه زرینه رود سیمینه رودرودخانه لیلان و غیره . دین ساکنان این شهرستان اسلام ( شیعه و اهل تسنن و در برخیاز قرائ علی اللهی ) میباشند.صنایع دستی اهالی این شهرستان فرش و جاجیم و گلیم و جوراب بافی است راه آهن آذربایجان از منطقه این شهرستان عبور میکند . شهرهای تابع این شهرستان عبارتند از : شهر مراغهشهر بناب شهر عجب شیرشهر ملک کندی در شش کیلومتری شهر مراغه در قریه امیر بیگ معدن ذغال سنگ وجود دارد که استخراج میشود ودر برخی از قرائ این شهرستان مراغه بموجب سرشماری آبان ماه ۱۳۵۵ شمسی بالغ بر ۳٠۹/۷۲۹ نفر است که از این تعداد ۱۶۵۲۱۶ نفر مرد و ۱۴۴۵۱۳ نفر زن میباشد .
یکی از شهرهای آذربایجان شرقی است که در تقسیمات فعلی کشوری از دو شهر ( مرند گرگر ) و پنج دهستان ( حومه رودقات علمدار هرزندات یکانات ) تشکیل شده است . جمعیت این شهرستان بموجب سرشماری آبان ماه ۱۵۳۱۹۵ ۱۳۴۵ تن است که ۸٠۲۸۲ نفر از این جمعیت را مردان و بقیه را که ...

معنی شهرستان در فرهنگ معین

شهرستان
(شَ رِ) [ په . ] (اِمر.) ۱ - شهر بزرگ با توابع آن . ۲ - هر یک از تقسیمات اداری استان که خود به چند بخش تقسیم می شود و زیر نظر فرماندار اداره می شود.

معنی شهرستان در فرهنگ فارسی عمید

شهرستان
۱. بخشی از یک استان، شامل شهر و توابع آن.
۲. ‹شارستان، شارسان› [قدیمی] = شارستان

شهرستان در دانشنامه ویکی پدیا

شهرستان
شهرستان یکی از یکاهای بخش بندی های کشوری در ایران و بسیاری از کشورهای جهان است. شهرستان برابر کانتی (County) در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا و برابر ولسوالی در افغانستان و ناحیه در تاجیکستان است.
فهرست شهرستان های ایران
فهرست بخش های ایران
فهرست دهستان های ایران
فهرست روستاهای ایران
در بخش بندی های کشوری ایران، شهرستان یکایی کوچک تر از استان و بزرگ تر از بخش است. هر استان به چندین شهرستان و هر شهرستان به چندین بخش بخش بندی می شود.
عکس شهرستان
مختصات: ۳۶°۰۱′۳۵″شمالی ۵۰°۰۸′۱۰″شرقی / ۳۶٫۰۲۶۳۳۰۵۵۵۵۵۵۶°شمالی ۵۰٫۱۳۶۱۳۰۵۵۵۵۵۵۶°شرقی / 36.0263305555556; 50.1361305555556
فهرست روستاهای استان قزوین
شهرستان یکی از روستاهای استان قزوین شهرستان آبیک واقع در بخش بشاریات دهستان بشاریات غربی است. شغل اصلی اهالی شهرستان کشاورزی و دامپروری است. بین روستای شهرآباد و روستای یزبر قرار گرفته است. بیشتر مردم آن کشاورز و بعضی دامپرور هستند.
شهرستان از واحدهای تقسیمات کشوری ایران است.
شهرستان (آبیک)
شهرستان (چالوس)
شهرستان (خشکبیجار)
شهرستان (خنج) از روستاهای بخش مرکزی شهرستان خنج در استان فارس ایران
شهرستان (سنگر)
شهرستان (فسا)
شهرستان (جماعت)
ناحیه شهرستان از ناحیه های تاجیکستان
شهرستان (منطقه تاریخی)
شهرستان همچنین می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شهرستان (به فارسی تاجیکی: Шаҳристон) جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ شهرستان ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۶٬۲۹۵ نفر است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شهرستان در جدول کلمات

شهرستان
ولایت
از نقاط دیدنی و تفریحی استان اردبیل که در 30 کیلومتری شهرستان سرعین قرار دارد
پیست اسکی الوارس
از نقاط دیدنی | زیبا و تاریخی شهرستان سر پل ذهاب استان کرمانشاه
قلعه یزدگرد
این شهرستان در جهانگردی استان تهران دارای نقش و اهمیت است
دماوند
بخش مرکزی شهرستان ایرانشهر
ساردان
بزرگترین شهرستان استان گیان از نظر وسعت
طوالش
بنای زیارتی که در 45 کیلومتری شهرستان لردگان در روستای شهسوار واقع است
امامزاده محمد
بندری در شهرستان بندرعباس
خمیر
پلی بزرگ در شهرستان سوادکوه
ورسک
دریاچه ای در شهرستان دورود
گهر

معنی شهرستان به انگلیسی

parish (اسم)
قصبه ، بخش ، شهر ، شهرستان ، محله ، اهل محله ، بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
county (اسم)
بخش ، شهرستان
township (اسم)
شهرستان ، ساکنین قصبه یاشهرستان
eparchy (اسم)
شهرستان ، استان

معنی کلمه شهرستان به عربی

شهرستان
ابرشية , قسم اداري , مقاطعة

شهرستان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ghazal
شهر میشه town
اسمی نیست
Province معنای دقیق تری برای شهرستان هست
مصیب مهرآشیان مسکنی
شهری است که در استان خودش مشهور است و از شهر بزرگ تر است شهرستان دارای فرمانداری و بخشداری است ولی شهر چه بسا بخشدار هم نداشته باشد و لی اکنون اکثر شهر ها بخش هم می باشد و مسئول کل امور ان بخشداری است البته شهرهایی زیاد است که شهردار دارد ولی هنوز بخشدار ندارد چون در تقسیمات کشوری هنوز بخش نمی باشد
مهدی شعبانی
varamin is on of the counties of tehran Province

you can give more examples by yourself I'm you can do it

Province استان
county استان

enjoy
حمیدرضا دادگر_فریمان
بلد، شهر، کوره، مدینه، ولایت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شهرستان   • لیست کامل شهرهای ایران   • تعداد شهرستان های ایران   • لیست شهرهای ایران به تفکیک استان   • مساحت شهرستان های ایران   • تعداد شهرهای ایران در سال 1394   • تعداد استان ایران   • تعداد روستاهای ایران   • مفهوم شهرستان   • تعریف شهرستان   • معرفی شهرستان   • شهرستان چیست   • شهرستان یعنی چی   • شهرستان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شهرستان
کلمه : شهرستان
اشتباه تایپی : aivsjhk
آوا : SahrestAn
نقش : اسم
عکس شهرستان : در گوگل

آیا معنی شهرستان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران