برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1463 100 1

شهرت

/Sohrat/

مترادف شهرت: آوازه، اشتهار، تخلص، شایعه، صیت، عنوان، محبوبیت، معروفیت، نام، ناموری

متضاد شهرت: بی نشانی، خمول، گمنامی

برابر پارسی: ناموری، آوازه، نامداری

معنی شهرت در لغت نامه دهخدا

شهرت. [ ش ُ رَ ] (از ع ، اِمص ، اِ) آوازه. صیت. اشتهار. نامبرداری. بلندآوازگی. معروفیت. نام آوری. (یادداشت مؤلف ). اشتهار. (از ناظم الاطباء) : شهرت آفت است و همه آن خواهند و خمول راحت است و همه از آن گریزند. (کیمیای سعادت ). رجوع به شهرة شود.
- شهرت افکندن ؛ آوازه دردادن. معروف کردن.
- شهرت بی اصل ؛ معروفیت بی اساس.
- شهرت پرست ؛ شهرت پرستنده. آنکه خواهان شهرت و معروفیت است.
- شهرت پرستی ؛آوازه پرستی.
- شهرت پیدا کردن ؛ مشهور شدن. معروفیت یافتن.
- شهرت جو؛ جوینده ٔ شهرت.
- شهرت جویی ؛ شهرت طلبی. جستن معروفیت. در پی ناموری وآوازه شدن بودن.
- شهرت دادن ؛ اشاعه دادن. انتشار دادن. شایع کردن.
- شهرت داشتن ؛ داشتن معروفیت. نامبردار بودن. ناموری. معروف بودن : در صناعت علم طب شهرتی داشت. (کلیله و دمنه ).
- شهرت طلب ؛ آوازه جو. شهرت جو.
- شهرت طلبی ؛ شهرت جویی.
- شهرت کردن ؛ شایع شدن و مشهور گردیدن. (ناظم الاطباء).
- || نیکنام گشتن و یا بدنام و رسوا شدن. (ناظم الاطباء).
- شهرت گزین ؛ که آوازه شدن گزیند. تلاش کننده ٔ نیکنامی. (ناظم الاطباء).
- شهرت یافتن ؛ نیکنام شدن. (ناظم الاطباء).
|| افتخار. نازش : مگر شهرت است که... (در تداول عامه ). (یادداشت مؤلف ).
- امثال :
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد.
؟
|| خبر فاحش و شایع. || هر چیزی از خوبی و یا بدی که همه کس آنرا دانسته باشد. نیکنامی یا بدنامی. (ناظم الاطباء). || آشکارا شدن. آشکار کردن ، و با لفظ شدن و کردن مستعمل است. (آنندراج ).

شهرة. [ ش ُرَ ] (ع مص ) شَهْر. || آشکارا شدن چیزی بزشتی و رسوایی ، یا عام است. (منتهی الارب ). آشکارا شدن. (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به شَهر (ع مص ) شود.

معنی شهرت به فارسی

شهرت
آشکارشدن، ظاهرشدن، فاش گشتن امری، مشهورشدن
( مصدر ) ۱ - آشکار شدن فاش گردیدن امری ظاهر شدن . ۲ - نامبردار شدن معروف گردیدن . ۳ - ( اسم ) نامبرداری معروفیت ٠
( صفت ) آنکه خواهان شهرت و معروفیت است
حالت و کیفیت شهرت پرست ٠
جامه یا لباس وسیله کاری قرار دادن

معنی شهرت در فرهنگ معین

شهرت
(شُ رَ) [ ع . شهرة ] ۱ - (مص ل .)آشکار شدن . ۲ - معروف گردیدن . ۳ - (اِمص .) معروفیت .

معنی شهرت در فرهنگ فارسی عمید

شهرت
۱. مشهور شدن به بدی و رسوایی یا به نیکی و نیک نامی.
۲. (اسم) [عامیانه] نام خانوادگی.
۳. [قدیمی] فاش گشتن امری، آشکار شدن، ظاهر شدن.

شهرت در دانشنامه اسلامی

شهرت
ــ شهرت به شیوع نقل روایت و یا استناد حکم به روایت یا فتوا یی گفته می شود. ــ شهرت، فراوانی راوایان یک حدیث، یا اشتهار یک فتوا یا رواج یک عمل است.
شهرت، در لغت به معنای شایع بودن، رواج داشتن و وضوح می آید و در اصطلاح علمای اصول، گاهی مراد از آن، فراوانی تعداد راویان یک حدیث است به اندازه ای که به حد تواتر نرسد، و گاهی مراد از آن، رواج و اشتهار یک فتوا میان فقها است، در صورتی که به حد اجماع نرسد.
محل بحث از شهرت
از شهرت در اصول فقه، مبحث حجت سخن رفته است.
اقسام شهرت
این نوع شهرت سه گونه است:
← شهرت روایی
...
شهرت یکی از موضوعاتی است که در مبحث امارات و حجج شرعیه مورد بحث فقها قرار می گیرد. در لغت عرب، شهرت به معنای باز شدن، شایع شدن، پخش شدن، ظاهر شدن، بالا رفتن بکار رفته است. مثلا وقتی که کسی شمشیر خود را از غلاف بیرون می کشد، عرب می گوید : شهر سیفه یعنی شمشیرش را ظاهر کرد یا بالا برد
محدثین، حدیثی را که راویان زیادی آن را نقل کرده اند ولی تعداد آنان به حدی نیست که حدیث متواتر باشد، می گویند حدیث مشهور، این نوع شهرت در فقه به شهرت روائی معروف است.
فقها به آن دسته از فتواهایی که مورد موافقت عده زیادی است ولی به حد اجماع نرسیده باشد، می گویند فتوای مشهور، از این نوع شهرت در اصطلاح فقه به شهرت فتوائی تعبیر می شود. گاهی نیز اتفاق می افتد که مشهور فقها به روایتی عمل می کنند که آن را شهرت عملی می نامند.
الف - شهرت روائی که در آن فقط کثرت ناقلین و روات مطرح است، اعم از اینکه فقهاء در مقام افتاء، به آن حدیث استناد کرده و مطابق آن فتوا داده باشند یا خیر. ب - شهرت فتوائی که در آن کثرت فتوا دهندگان مطمح نظر است، و مستند فتوا مشخص نمی باشد. اعم از اینکه حدیثی مطابق مدلول فتوا موجود باشد ولی استناد مشخص نباشد، و یا آن که به طور کلی حدیث و روایتی منطبق با مضمون فتوای مشهور یافت نگردد ج - شهرت عملی که در آن عمل مشهور فقها و استناد آنان به حدیث مورد نظر، مطرح است، اعم از اینکه ناقلین حدیث مذکور کثیر باشند یا قلیل.
در مورد شهرت روائی، چنانچه در مبحث تعارض ...


شهرت در دانشنامه ویکی پدیا

شهرت
شهرت فیلمی ساخته وودی آلن - ۱۹۹۸ میلادی
شهرت فیلمی ساخته ایرج قادری - ۱۳۷۹
شهرت آلبومی از لیدی گاگا - ۲۰۰۸ میلادی
شهرت (به انگلیسی: The Fame) این آلبوم در استودیو برای اولین بار توسط خواننده پاپ آمریکایی لیدی گاگا است، بود که در تاریخ ۱۹ اوت ۲۰۰۸ توسط ثبت استریم در کانادا منتشر شد. موضوع اصلی این آلبوم و آهنگ است در مورد اینکه چگونه هر کسی می تواند احساس معروف بودن مشهور.
لیدی گاگا
ترانه شناسی لیدی گاگا
این آلبوم نقدهای مثبتی را دریافت کرد و در کشورهایی مثل ایالات متحده، انگلستان، کانادا، استرالیا، آلمان، سوئیس و ایرلند اول شد و در بیلبورد 200تایی آمریکا دوم شد. آلبوم شهرت توانست در سطح جهان حدود 12 میلیون نسخه فروش کند. 2 آهنگِ اول این آلبوم یعنی فقط برقص و چهره بی حالت هر دو به آهنگ هایی موفقی در سطح جهان تبدیل شدند. ترانه فقط برقص در چارت 6 کشور از جمله ایالت متحده و در بیلبورد هات 100 آمریکا صدرنشین شد. آهنگ چهره بی حالت نیز در اکثر چارت های جهان اول شد و موفقیت های جهانی را نصیب گاگا کرد.
در اواخر سال ۲۰۰۹، شهرت برای شش جایزه گرمی نامزد دریافت جایزه بود و برای بهترین ضبط برای رقص "چهره پوکر" به دست آورد. همچنین کسب جایزه بهترین آلبوم الکترونیک / رقص در نسخه ۲۰۱۰. در تاریخ ۱۶ فوریه ۲۰۱۰، موفق به کسب جایزه بریت مراسم اعطای جوایز در سال ۲۰۱۰ برای بهترین آلبوم بین المللی.
شهرت فیلمی به کارگردانی ایرج قادری، نویسندگی محمدهادی کریمی و تهیه کنندگی نورالدین حجازی ساخته سال ۱۳۷۹ است.
«شهرت" ایرج قادری پس از ۱۲ سال در شبکه نمایش خانگی». وبگاه سی نت. دریافت شده در ۹ ژوئن ۲۰۱۳.
شهرت (انگلیسی: Fame) یک فیلم در سبک موزیکال به کارگردانی آلن پارکر است که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد.
۱۲ مه ۱۹۸۰ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شهرت در دانشنامه آزاد پارسی

شهرت (فقه)
اصطلاحی در اصول فقه، که بر سه قسم است: ۱. شهرت روایی؛ محدّثان روایتی را که راویان آن زیاد باشند، امّا به حدّ تواتر نرسند، روایت مشهور یا مستفیض گویند. شهرت روایی، حجّت است. ۲. شهرت عملی؛ وقتی فقها به یک روایت در موارد متعدد، استناد جویند و بدان عمل کنند، گویند این روایت، شهرت عملی دارد. در حجیت شهرت عملی اختلافی نیست. ۳. شهرت فتوایی؛ آن دسته از فتواهایی را که بسیاری از فقها آن را صادر کرده اند، فتوای مشهور گویند؛ مشروط به این که تعداد فقها به حدّ اجماع نرسد. بسیاری از علما، شهرت فتوایی را حجّت نمی دانند.

نقل قول های شهرت

گفتاوردها دربارهٔ شهرت (آوازه، آبرو و شأن) و مشاهیر.
• «زندگی در اوج شهرت به جهنم می ماند. یاد گرفته ام که در زندگی چگونه با شهرت کنار بیایم. پیش آمده که سال ها به یک خواربار فروشی نرفته ام یا در پیاده رو قدم نزده ام. برای فرزندانم سخت است که با من به اماکن عمومی بروند. شهرت الان با شهرت در ۲۰ سال پیش خیلی تفاوت کرده است. نمی دانم که چرا شهرت امروزه تا این اندازه به زندگی در جهنم تبدیل شده است! اگر در زندگی ام لحظه نادری پیش بیاید که بتوانم بدون آنکه کسی من را بشناسد به جایی بروم در واقع آن لحظه لوکس ترین لحظه زندگی ام خواهد بود.» -> آل پاچینو
• «زندگی زمانی که بر اساس شهرتتان کار می کنید واقعی نیست.» -> الن مک آرتور

ارتباط محتوایی با شهرت

شهرت در جدول کلمات

شهرت
داله
شهرت | نامداری
اشتهار
شهرت ا قبال
لاهوری
شهرت شاعر
تخلص
شهرت شاعرانه
تخلص
شهرت طلب
پاتوق
شهرت و معروف بودن
ناموری
شهرت یافته
مشتهر
شهرت | نام آوری
اوازه
اسمی که به آن شهرت پیدا کنند
لقب

معنی شهرت به انگلیسی

stand (اسم)
وضع ، سه پایه ، شهرت ، ایست ، پایه ، مقام ، توقف ، بساط ، دکه ، موضع ، ایستگاه ، توقفگاه ، میز کوچک ، دکه دکان ، جایگاه گواه در دادگاه ، سکوب تماشاچیان مسابقات
attribute (اسم)
صفت ، نشان ، جنبه ، افتخار ، شهرت
report (اسم)
گزارش ، خبر ، شهرت ، صدا ، انتشار ، اشعار
reputation (اسم)
اوازه ، سابقه ، شهرت ، اعتبار ، خوشنامی ، اب رو ، اشتهار ، نیکنامی
fame (اسم)
اوازه ، سابقه ، نام ، شهرت ، سر بلندی ، معروفیت
popularity (اسم)
محبوبیت ، شهرت ، عمومیت ، معروفیت ، جلب محبوبیت عامه ، صیت
odor (اسم)
عطر ، رایحه ، بو ، شهرت ، طعم ، عطر و بوی
glory (اسم)
عظمت ، افتخار ، شهرت ، مباهات ، سر بلندی ، شکوه ، عزت ، جلال ، فخر ، اشتهار ، نور
celebrity (اسم)
شهرت ، شخص نامدار ، عضو صنوف ممتازه اجتماع ، سر بلندی ، ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
renown (اسم)
اوازه ، نام ، شهرت ، اشتهار ، صیت
grapevine (اسم)
شهرت ، مو ، شایعه ، تاک ، درخت انگور
esteem (اسم)
نظر ، شهرت ، اعتبار ، قدر ، عزت ، قرب ، رعایت ارزش
notability (اسم)
شهرت ، برجستگی ، اهمیت

معنی کلمه شهرت به عربی

شهرت
احترام , تخمين , خاصية , رائحة , شجرة العنب , شمعة , شهرة , صية , مشهور
خلد
حصة
شمعة
اسس
مجهول

شهرت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sandy
در پی شهرت = نامجو
شهریار آریابد
در اوستا " گئوشا "
AMIRABBAS
reputation
فردی دانا
معروفیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهرت چیست   • اهنگ شهرت   • معنی شهرت   • نشریه شهرت   • شهرت طلبی   • فیلم شهرت   • تعریف شهرت   • شهرت در جدول   • مفهوم شهرت   • معرفی شهرت   • شهرت یعنی چی   • شهرت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شهرت
کلمه : شهرت
اشتباه تایپی : aivj
آوا : Sohrat
نقش : اسم
عکس شهرت : در گوگل

آیا معنی شهرت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران