برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1476 100 1

شن

/Sen/

مترادف شن: رمل، سنگریزه، ماسه

معنی شن در لغت نامه دهخدا

شن. [ ش َ ] (اِ) ناز و کرشمه را گویند. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) :
چه جان گر نیستی و چشم پرشن
جهان بر من نبودی چشم سوزن.
عطار.
|| نام گیاهی است که از پوست آن ریسمان بتابند. (برهان ) (آنندراج ). گیاه کنو که از پوست آن ریسمان تابند. (از ناظم الاطباء). || شونگ و سفیدال. یک نوع درختی است در لرستان. نامی است که در نور و کجور و زیارت گرگان به شونگ دهند. (یادداشت مؤلف ). نام درخت پلاخور است و آن درختچه ای است از جنس لنی سرا که در جنگلهای کرانه ٔ دریای مازندران و ارسباران و بجنورد یافت میشود و شش گونه ٔ آن را نام برده اند و این درختچه جزء درختهای زینتی و دارای گلهای خوشبو و روشنایی پسند است و در هر خاکی میروید و برگهای آن را دام دوست میدارد. میوه ٔ آن سمی است و برای کودکان مخصوصاً خطرناک است. این درخت بوسیله ٔ قلمه و خوابانیدن زیاد میشود. (جنگل شناسی ج 2 ص 265). رجوع به شونگ شود.

شن. [ َ-ِش ْ ] (پسوند) پسوند اسم مصدر در پهلوی که در چند کلمه ٔ فارسی عیناً باقی مانده و در موارد دیگر تنها «ش » آن بجای مانده است و آن به دوم شخص امر حاضرمی پیوندد: کُنِشْن ، رَوِشْن ، بوِشْن ، دَهِشْن ، گوارِشْن. کلمه ٔ پاداشن از همین قبیل است با تصرف جزئی. (از فرهنگ فارسی معین ).

شن. [ ش َ ] (پسوند) در برخی از کلمات مثل این است که معنی جای میدهد: گلشن ، جوشن ،«گوشن »، روشن ، اشن ، پشن ، اوشن ، آبشن ، دوشن ، در گلشن و تبشن (به معنی آب گرم معدنی ). (یادداشت مؤلف ).

شن. [ ش َن ن ] (ع اِ) مشک کهنه ٔ دریده. ج ، شِنان. (منتهی الارب ). مشک کهنه ٔ کوچک که آب در آن سردتر باشد از دیگر مشکها. (از اقرب الموارد). مشک کهن. (مهذب الاسماء). خیک کهنه. (برهان ). مشکیزه ٔ کهنه. (یادداشت مؤلف ).

شن. [ ش َن ن ] (ع مص ) پاشیدن آب بر شراب و پراکنده کردن. (از منتهی الارب ). پاشیدن آب بر شراب بطور پراکنده. (از اقرب الموارد). ریختن بعنف. (تاج المصادر بیهقی ). || فروریختن اشک چشم. (از اقرب الموارد). || از هر طرف ریختن و غارت کردن و منه : شَن َّ الغارة علیهم ؛ یعنی پریشان و از هر طرف ریختن غارت ...

معنی شن به فارسی

شن
ریگ نرم، سنگریزه، رده سنگ، باندازه گندم
پسوند اسم مصدر در پهلوی که در چند کلمه فارسی باقی مانده و آن به دوم شخص امر حاضر یا ریشه فعل می پیوندد : بوشن دهشن گوارشن . توضیح پاداشن از همین قبیل است با تصرف جزیی .
از مقادیر و مقیاسهای طول در عهد قدیم ایران .
[granule] [زمین شناسی] ذرۀ رسوبی به قطر 2 تا 4 میلی متر
[gravel] [زمین شناسی] انباشته ای طبیعی و سست از آوارهای بزرگ تر از ماسه و کوچک تر از ریگ
[ گویش مازنی ] /shan/ & شن – شن ریزه - نوبت – وهله & پسوند فاعلی به معنی ریزنده - گیاهی صحرایی که از آن برای سوخت استفاده کنند
[sand mill] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] دستگاهی استوانه ای و قائم، حاوی شن، با میلۀ چرخان و دیسک (disc) که آس مایه در آن می گردد متـ . آسیای شنی
[sammosere] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] پیایندی که در رویشگاه شنی و دور از امواج دریا به وجود می آید
برنده شن حامل سنگ ریزه
بردارنده شن حمل کننده شن و ماسه
عمل شن بردار ماسه برداری
شنزار ریگزار
[ گویش مازنی ] /shan joosh/ موم حاصل از جداسازی عسل و شان
[hoggin] [حمل ونقل درون شهری ـ جاده ای، حمل ونقل ریلی] ترکیبی از شن و خاک رس که در ساخت زیراساس به کار می رود
[psammophyte] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] گیاهی که در شن یا خاک های شنی رشد می کند
شن شیل ...

معنی شن در فرهنگ معین

شن
(ش ) (اِ.) خرده سنگ هایی که از ریگ نرم ترند.
(ش ) (اِمر.) بیابان پر شن .

معنی شن در فرهنگ فارسی عمید

شن
ریگ نرم، سنگ ریزه، خرده سنگ به اندازۀ دانۀ گندم یا اندکی درشت تر.
زمینی که در آن شن بسیار باشد، ریگ زار.
وسیله ای دسته دار با دندانه های فلزی برای هموار ساختن زمین.

شن در دانشنامه اسلامی

تکرار در قرآن: ۳(بار)

شن در دانشنامه ویکی پدیا

شن
شن در زبان عامیانه به سنگ ریزه خردتر از ریگ و درشت تر از ماسه گفته می شود. شن معمولاً در ساحل دریا و رودخانه به راحتی یافت می شود. در مهندسی عمران بر اساس طبقه بندیِ ASTM به سنگدانه های کوچکتر از ۷۵ میلی متر و درشت تر از ۴٫۷۵ میلی متر شن می گویند. طبق استاندارد طبقه بندی متحد خاک شن به دو رده شن ریز و شن درشت تقسیم می شود. بطور مثال منظور از ۰۴ و ۰۶ این است که بزرگترین قطر سنگدانه به ترتیب از ۴ میلی متر و ۶ میلی متر بیشتر نباشد.
شن و ماسه بانک اطلاعات بتن ایران
عکس شن
شن نمایشی است به نویسندگی و کارگردانی کتایون حسین زاده سلماسی که در اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۰ در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفته است. الهام پاوه نژاد و پریزاد سیف بازیگران این نمایش بودند و طراحی صحنه آن بر عهده ناصح کامگاری بود.
نویسنده و کارگردان: کتایون حسین زاده
بازیگران: الهام پاوه نژاد و پریزاد سیف
طراح صحنه: ناصح کامگاری
آهنگساز: عماد توحیدی
طراح لباس: سمانه حسینی
دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر تولید: نورالدین حیدری ماهر
مدیر صحنه: مهدی بوسلیک
منشی صحنه: محمد گودرزیانی
دستیار صحنه: پدرام خیرابی، شهاب عباسیان
عکاس: آزیتا سمناک
طراح نور: امیر ترحمی
طراح چهره پردازی: ماریا حاجیها
طراحی پوستر و بروشور: قباد شیوا
در اتاقی پر از شن، دو زن نشسته اند و یکی مدام بافتنی می بافد و می شکافد، و دیگری گاه مشغول مراقبه است و همیشه منتظر زنگ تلفنی که هیچگاه زنگ نمی زند. آن ها دنیا را ترک کرده و در اتاق خود، کنج تنهایی گزیده اند. اتاق هر روز بیشتر در شن های ساحل دریا پایین می رود و هر روز دانه های شن بیشتری از درزها وارد اتاق شده و همه چیز را در خود مدفون می کند.
میان دو دیوار ایستاده ام
یک سو صخره های عظیم ناشناختهٔ جهان دیگرم و دیگر سو سد سخت گذشتهٔ این جهانم می خواهم زندگی کنم، اما نه به صخره نزدیکم و نه فراتر از سد را می بینم من در میانه مانده ام روحم تشنهٔ شادی است و تنم خستهٔ راه های رفته کاش بال هایی بود تا مرا به ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شن در دانشنامه آزاد پارسی

شِن (gravel)
رسوب درشت دانه ای متشکل از ریگ یا قطعات کوچک سنگ. منشأ آن بستر دریاچه ها و رودخانه ها یا سواحل دریاست. از شن برای راه سازی، شن ریزی خط آهن، و دانه بندیِ بتون استفاده می کنند. شن را از معادن سنگ، با نام شن چال، استخراج می کنند. در شن چال، معمولاً شن با ماسه یا رُس مخلوط است. بعضی از کانسارهای شن نیز حاوی ذخیره های آبرُفتیِ کانه های فلزداری، عمدتاً شامل قلع، یا فلزات آزادی از قبیل طلا و نقرهاند.

ارتباط محتوایی با شن

شن در جدول کلمات

شن نرم
ماسه
شن و ریگ نرم
رمل
از مصالح ساختمانی از ترکیب شن و ماسه و سیمان و آب
بتن
بخش عمده شن و ماسه
سیلیس
جاده شن ریزی شده
شوسه
جاده هموار و شن ریزی شده
شوسه
راه شن ریزی شده
شوسه
مخلوطی از قیر و شن که برای پوشش خیابان ها به کار می رود
اسفالت
نوعی سنگ نازک که با شن و ماسه و سنگهای رنگین و سیمان ساخته می شود
موزاییک

معنی شن به انگلیسی

sand (اسم)
ماسه ، شن ، ریگ ، شن کرانه دریا
gravel (اسم)
ماسه ، سنگ مثانه ، سنگ ریزه ، شن ، ریگ
grit (اسم)
استحکام ، ثبات ، سنگ ریزه ، شن ، ریگ ، ماسه سنگ

معنی کلمه شن به عربی

شن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
شَن-پسوند مکان و دارندگی فارسی میانه(پهلوی)
مانند: گُلشَن،آبشَن،روشَن و...
❤B T S❤
شن وماسه( sand)
فریدون ارجلو
وجه امری شنیدن وشناختن درزبان فارسی وتلخیص بشنو وبشناس است . بنظر می رسد ازنظر محتوایی شناختن وشنیدن با صافی واعتماد وخلوصی ارتباط داشته باشند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرق شن و ماسه   • شن بادامی   • انواع شن   • شن ساحل   • شن چیست   • فروش شن و ماسه   • شن دریا   • شن نخودی   • معنی شن   • مفهوم شن   • تعریف شن   • معرفی شن   • شن یعنی چی   • شن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شن
کلمه : شن
اشتباه تایپی : ak
آوا : Sen
نقش : اسم
عکس شن : در گوگل

آیا معنی شن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران