برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

شغل

/Soql/

مترادف شغل: پیشه، حرفه، سمت، کار، کسب، مقام، منصب، مشغله، اشتغال، خدمت، عمل، فعل، وظیفه

برابر پارسی: کار، پیشه

معنی شغل در لغت نامه دهخدا

شغل. [ ش َ ] (ع اِ) ج ِ شَغْلة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شغلة شود.

شغل. [ ش َ / ش ُ ] (ع مص ) در کار داشتن کسی را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشغول کردن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). || به کار واداشته شدن ، شُغِل َ به (مجهولاً). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشغول شدن. (المصادر زوزنی ). مشغول کردن و به سرگرمی واداشتن ، شغل عنه. (از اقرب الموارد).
- امثال :
شغلتنا را شدرستنا کردن ؛ در قرآن کریم آیه ای هست «شغلتنا اموالنا و أهلونا...» (11/48)، یک تن عامی چون به این کلمه رسید «شغلتنا» را تراشیده و بجای آن «شدرستنا» نوشت تا «غلط» در قرآن نباشد، و این را در موردی گویند که کسی صحیحی را به قصد تصحیح غلط کند. (یادداشت مؤلف ).

شغل. [ ش ُ / ش َ / ش َ غ َ / ش ُ غ ُ ] (ع اِ) کار. (ناظم الاطباء). کار و بی فرصتی. (غیاث اللغات ). کار. ج ، اشغال. (مهذب الاسماء). ضد فراغ. ج ، اشغال ، شغول. (از اقرب الموارد). و رجوع به شُغْل در همه ٔ معانی شود.
- شغل القرآن ؛ عمل به موجبات قرآن واجتناب از مناهی آن. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).
|| ناپروایی. ج ، اَشغال و شُغول. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شغل شاغل ، در مبالغه گویند. (از منتهی الارب ). || نقیض خلأ، گویند: مکان خالی ؛ یعنی چیزی در آن نیست ، و عکس آن مشغول است. (از اقرب الموارد).

شغل. [ ش َ غ ِ ] (اِ) مهر خرمن. از کلمه ٔ سجیل . (یادداشت مؤلف ).

شغل.[ ش َ غ ِ ] (ع ص ) باکار و کاردار و مشغول. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). مرد باکار. (منتهی الارب ).

شغل. [ ش ُ ] (ع اِ) کار. ضد فراغ. سرگرمی. (یادداشت مؤلف ). آنچه مایه ٔ مشغولیت باشد. کارهای نامنظم روزانه ٔ مربوط به نیازمندیهای زندگی :
همی بایَدْت رفت و راه دور است
بسنده داریکسر شغلها را.
رودکی.
کار من در هجر تو دایم نفیر است و فغان
شغل من در عشق تو دایم غریو است و غرنگ.
منجیک.
تو مرا یافته ای بی همه شغل
نیست اندر کلهت پشم مگر.
فرخی.
گفت ای خداوند نیم ...

معنی شغل به فارسی

شغل
کار، پیشه، اشغال جمع
( اسم ) کار پیشه جمع : اشغال . یا شغل آزاد . پیشه ای جز شغل دولتی . یا شغل دولتی . کارمند یکی از ادارات دولتی بودن .
با کار و کاردار و مشغول مرد با کار
[ گویش مازنی ] /shaghel saghel/ آشوب – هرکه هرکه – خر تو خر
در باره کسی گویند که عزم کاری کند ولی باتمام نرساند .
همکار هم حرفه

معنی شغل در فرهنگ معین

شغل
(شُ) [ ع . ] (اِ.) کار، پیشه .

معنی شغل در فرهنگ فارسی عمید

شغل
کار، پیشه.

شغل در دانشنامه اسلامی

شغل
معنی شُغُلٍ: کاري که آدمي را به خود مشغول سازد و از کارهاي ديگر باز بدارد
ریشه کلمه:
شغل‌ (۲ بار)

«شُغُل» (بر وزن شتر) و «شُغْل» (بر وزن قفل) هر دو به معنای حادثه و حالتی است که برای انسان روی می دهد و او را به خود مشغول می دارد، خواه مسرت بخش باشد و یا غم انگیز!
کار و اشتغال زنان از ابعاد مختلفی مورد توجه اسلام بوده است که در این مقاله به برخی از این موارد اشاره می شود.
در نظام حیات اسلامی بار تامین معاش و زندگی بر دوش مردان است و زنان در این زمینه مسؤولیتی ندارند. این بخاطر رافت اسلامی است که زن بتناسب جنبه های روانی و عاطفی در کاری انجام وظیفه کند که امکان آن برایش موجود باشد.اسلام در رعایت حال زنان حتی فرمود که پدر می تواند پسر خود را جبراً به کاری درآمد زا مشغول نماید تا او تهیه معیشت کند ولی چنین جبری درباره دختران روا نیست. او دارای طبعی ظریف و روحی حساس است و عادلانه نیست کارهای مردانه که سفت و سخت و خشن اند بر آن ها بار شود.زن نه در خانه پدر و نه در خانه شوهر ناگزیر به کار و تلاش برای تامین معیشت نیست، اجباری ندارد که در محیط خشن و توام با سر و صدای کارخانه ها و یا در عمق معادن و زیر زمین ها به تحمل صدمات و مشقات بپردازد. و نان برای اعضاء خانه فراهم کند. این امر بویژه در ایام عادت ماهانه و در دوران حمل و شیر دهی ستم عظیمی برای زن به حساب می آید. پس چه بهتر که او به کار لطیف و ظریف خود بپردازد و شوهر او به تامین معیشت و تحمل بار نفقه اش اقدام کند.
وظیفه اساسی زن
آن چه اسلام خواستار آن است این که زن زندگی ساز و هنرمند باشد. هم عامل آرامش و سکون باشد و هم بهشت را زیر قدم خود داشته باشد. اولی را در سایه خوب شوهرداری و دومی را در سایه تربیت نسل و مادری.مرد در میدان مبارزه زندگی خسته و کوفته می شود، ناگزیر باید به گوشه ای از میدان پناه برد و در آن جا به استراحت بپردازد. آن گوشه میدان خانه است که محل سکون و آرامش اوست، یعنی همان جائی که تمرین جهاد زن آغاز می گردد. (جهاد المرأة حسن التبعل).خانه فاطمه (علیه السّلام) آن چنان پناهگاهی بود که علی ( ...

شغل در دانشنامه ویکی پدیا

شغل
شُغل یا پیشه فعالیتی منظم است که در ازای دریافت پول انجام می شود. یک فَرد عموماً یک شغل را با کارمندی، داوطلبی، یا شروع کسب وکار آغاز می کند. مدت زمان یک شغل می تواند از یک ساعت (درمورد کارهای خاص) تا تمام طول عمر (مثلاً در مورد برخی قاضی ها) به درازا بکشد. اگر یک فرد برای نوع مشخصی از شغل تربیت شده باشد، بدان حرفه یا پیشه می گویند. مجموعهٔ شغل های یک فرد در طول زندگی، سوابق شغلیِ آن فرد را تشکیل می دهد.
مدیریت منابع انسانی
کارآموزی
شکاف مهارتی
با پیشرفت فناوری شغل های زیادی به زودی از بین خواهند رفت (لیست این مشاغل).
شغل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شغل (فیلم)
شغل (فیلم ۲۰۰۳)
شغل (فیلم ۲۰۰۹)
شغل (انگلیسی: Work) فیلمی به کارگردانی چارلی چاپلین است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به چارلی چاپلین، ادنا پرویانس و لئو وایت اشاره کرد.
شغل (ایتالیایی: Il Posto) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی ارمانو اولمی است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد.
لئوناردو دتو به عنوان آنتیتیتا ماستی
تلیو کزیچ به عنوان روانشناس
یک فارغ التحصیل جوان کالج اقدام برای بدست آوردن پستی در یکی از بزرگترین شرکت های کشور می کند و…
«شغل» (انگلیسی: The Job (2003 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به داریل هاناه، برد رنفرو، دامینیک سوین، اریک میبیس، و آلکس روکو اشاره کرد.
شغل (فیلم ۲۰۰۹) ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شغل در جدول کلمات

شغل
کار
شغل تجاری
کسب
شغل حداد
اهنگری
شغل شوفر
رانندگی
شغل مستوفی
استیفا
شغل ها
شهرت
شــغل و پیشــه ای ندارد
بیکار
شغل و حرفه
کار
شغل و مقام وزیر
وزارت
شغل و کار
پیشه

معنی شغل به انگلیسی

post (اسم)
پست ، تعجیل ، مسئولیت ، منصب ، سمت ، موقعیت ، مسند ، مقام ، شغل ، چاپار ، صندوق پست ، بسته پستی ، پستخانه ، ارسال سریع ، سیستم پستی ، تیر تلفن و غیره ، پست نظامی ، مجموعه پستی ، تیردگل کشتی و امثال آن
office (اسم)
مسئولیت ، کار ، منصب ، وظیفه ، خدمت ، دفتر ، اداره ، اشتغال ، مقام ، شغل ، دفتر کار ، محل کار ، احراز مقام
profession (اسم)
اقرار ، اعتراف ، حرفه ، پیشه ، شغل ، سوگند ملایم ، حرفهیی
work (اسم)
فعل ، کار ، عملیات ، چیز ، وظیفه ، سعی ، ساخت ، استحکامات ، زحمت ، شغل ، زیست ، کارخانه ، نوشتجات ، موثر واقع شدن ، اثار ادبی یا هنری
job (اسم)
کار ، امر ، ساخت ، شغل ، ایوب
situation (اسم)
جا ، وضع ، حالت ، موقعیت ، وضعیت ، حال ، شغل ، موقع
position (اسم)
وضع ، موقعیت ، مسند ، مقام ، وضعیت ، مرتبه ، مکان ، شغل ، جایگاه ، محل ، موضع ، نهش
employ (اسم)
شغل
vocation (اسم)
کار ، میل ، حرفه ، کسب ، صدا ، احضار ، پیشه ، شغل ، حرفهای ، هنرستانی
occupation (اسم)
سرگرمی ، حرفه ، اشتغال ، اشغال ، پیشه ، تصرف ، شغل
trade (اسم)
سرگرمی ، ازار ، حرفه ، کسب ، داد و ستد ، سودا ، تجارت ، کاسبی ، سوداگری ، پیشه ، بازرگانی ، شغل ، مبادله کالا ، امد و رفت
metier (اسم)
سرگرمی ، حرفه ، کسب ، رویه ، شغل

معنی کلمه شغل به عربی

شغل
استخدام , بريد , تجارة , شغل , عمل , مهنة
اجازة

شغل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ثمین
حرفه ی هر فرد که بالاخره به آن میرسد
پریا حیدری
راه کسب درآمد در آینده
علی باقری
شغل( OCCUPATION ) :[اصطلاح جامعه شناسی] هرگونه اشتغال مزدبگیری که در آن فرد به طور منظم کار می کند.
منبع https://rasekhoon.net
محمودابراهیمی میمند
شغل با کسره حرف ش و حرف غ به معنای سنگریزه است
امیر محمد دانشور
سرگرمی، حرفه، اشتغال، اشغال، پیشه، تصرف، شغل
امیر محمد دانشور
شغل( OCCUPATION ) :[اصطلاح جامعه شناسی] هرگونه اشتغال مزدبگیری که در آن فرد به طور منظم کار می کند.
امیر محمد دانشور
راه کسب درآمد در آینده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معرفی شغل آزاد   • شغل ازاد   • شغل مناسب با سرمایه کم   • شغل مناسب من   • انتخاب شغل مناسب   • انواع شغل   • شغل چیست   • تعریف شغل   • معنی شغل   • مفهوم شغل   • شغل یعنی چی   • شغل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شغل

کلمه : شغل
اشتباه تایپی : ayg
آوا : Soql
نقش : اسم
عکس شغل : در گوگل

آیا معنی شغل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )