برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1353 100 1

شش پهلو

معنی شش پهلو در لغت نامه دهخدا

شش پهلو. [ ش َ / ش ِ پ َ ] (ص مرکب ) هر چیز که دارای شش جهت و یا طرف باشد. شش بر. شش سو :
ازین سرو شش پهلوی هفت شاخ
که بالاش تنگ است و پهلو فراخ.
نظامی.
اژدها را درید کام و گلو
ناچخ هشت مشت شش پهلو.
نظامی.
درختی است شش پهلو و چاربیخ
تنی چند را بسته بر چارمیخ.
نظامی.
|| (اِ مرکب ) (اصطلاح هندسه )کثیرالاضلاعی که دارای شش ضلع یا پهلو باشد. سطحی که به شش خط مستقیم مسدود باشد. خط شکسته ٔ مسدود که از 6 خط راست تشکیل شود. رجوع به شش ضلعی شود.
- شش پهلوی غیرمنتظم ؛ کثیرالاضلاعی شش ضلعی که اضلاع آن باهم برابر نباشند.
- شش پهلوی منتظم ؛ کثیرالاضلاع شش ضلعی است که هر شش ضلع آن با هم برابر باشند.
|| مکعب. (یادداشت مؤلف ). || سخنان زننده و شامل کنایات بد. سخنان آبدار و کنایه آمیز و نیشدار: سخن شش پهلو می زنند. (یادداشت مؤلف ).

معنی شش پهلو به فارسی

شش پهلو
هر چز که دارای شش جهت و یا طرف باشد شش بر .

معنی شش پهلو به انگلیسی

hexagon (اسم)
شش گوش ، شش گوشه ، شش پهلو

معنی کلمه شش پهلو به عربی

شش پهلو
سداسي

شش پهلو را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گسترده منشور شش پهلو   • منشور چهار پهلو   • گسترده منشور پنج پهلو   • گسترده منشور چهار پهلو   • گسترده منشور سه پهلو   • آموزش ساخت منشور   • گسترده ی منشور شش پهلو   • ساخت منشور پنج ضلعی   • معنی شش پهلو   • مفهوم شش پهلو   • تعریف شش پهلو   • معرفی شش پهلو   • شش پهلو چیست   • شش پهلو یعنی چی   • شش پهلو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شش پهلو
کلمه : شش پهلو
اشتباه تایپی : aa ~ig,
عکس شش پهلو : در گوگل

آیا معنی شش پهلو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )