برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1351 100 1

شش پستان

معنی شش پستان در لغت نامه دهخدا

شش پستان. [ ش َ / ش ِ پ ِ ] (اِ مرکب ) ماده سگ. (ناظم الاطباء). سگ که به تازی کلب خوانند. (از برهان ). || دشنامی است که به زنان دهند چه ایشان را تشبیه به ماده سگ کرده اند. (ناظم الاطباء) (از برهان ).

شش پستان. [ ش ُ پ ِ ] (ص مرکب ) زنی که پستانهای وی نرم و بزرگ و افتاده باشد. (از برهان ) (ناظم الاطباء). کنایه از زن پیر که مانند شش پستانی نرم و سست داشته باشد. (آنندراج ). نرم پستان و افتاده پستان. (غیاث اللغات ) :
خیک است شش پستان زنی رومی دلی زنگی تنی
مریم صفت آبستنی عیسی دهقان بین در او.
خاقانی.
|| زن پیر. (ناظم الاطباء). کنایه از زن پیر است. (از برهان ).

معنی شش پستان به فارسی

شش پستان
زنی که پستانهایش نرم و بزرگ باشد .
ماده سگ سگ که به تازی کلب خوانند یا دشنامی است که به زنان دهند چه ایشان را تشبیه به ماده سگ کرده اند .

معنی شش پستان در فرهنگ فارسی عمید

شش پستان
۱. زنی که پستان هایش نرم و بزرگ باشد.
۲. [مجاز] زن پیر.
۳. [مجاز] سگ ماده.
۴. دشنامی مخصوص زنان.

شش پستان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شش پستان   • مفهوم شش پستان   • تعریف شش پستان   • معرفی شش پستان   • شش پستان چیست   • شش پستان یعنی چی   • شش پستان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شش پستان
کلمه : شش پستان
اشتباه تایپی : aa ~sjhk
عکس شش پستان : در گوگل

آیا معنی شش پستان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )