برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1543 100 1
شبکه مترجمین ایران

شر

/Sarr/

مترادف شر: بدی، تباهی، فساد، آشوب، شورش، غائله، فتنه

متضاد شر: خیر

برابر پارسی: بد، بدنهادی، آزاررسانی، بدی

معنی شر در لغت نامه دهخدا

شر. [ ش ُرر ] (ع اِ) شَرّ. (منتهی الارب ). رجوع به شر شود.

شر. [ ش َرر ] (ع اِ) نقیض خیر. اسمی است جامع رذایل و خطاها. ج ، شرور. بدی و فساد و ظلم. (از اقرب الموارد). بدی. مقابل خیر. (از منتهی الارب ). || بدی. زیان. ضرر. گزند. مضرت. فساد. تباهی : و نبلوکم بالشر و الخیر فتنة و الینا ترجعون. (قرآن 35/21).
ز دلها مردمان را خیر باشد
مرا باری ز دل باشد همه شر.
فرخی.
کلکش چو مرغکیست دو دیده پر آب مشک
وز بهر خیر وشر زبانش دو شاخ تر.
عسجدی.
همو عزوجل فرمود که ما شما را در خیر و شر می آزمائیم. (تاریخ بیهقی ص 309 چ ادیب ).
مگر خیر بی شر یا نفع بی ضر.
ناصرخسرو.
کار یزدان صلح و نیکویی و خیر
کار دیوان جنگ و زشتی و شرست.
ناصرخسرو.
بلکه گفته اند شری که بماند بهتر از خیری که نماند. (کیمیای سعادت ). تعبد و تعفف در دفع شر جوشنی عظیم است. (کلیله و دمنه ). حیوانی که در او... خیر وشر باشد چگونه بی انتفاع شاید گذاشت. (کلیله و دمنه ). اگر در کاری خوض کند... شر و مضرت... آن به ملک او بازگردد. (کلیله و دمنه ).
ای زال مستحاضه که آبستنی به شر
زان خوش عذار غنچه ٔ عذرا چه خواستی.
خاقانی.
شروان به همت تو خیروان شد اما
من خیروان ندیدم الا شری ندارم.
خاقانی.
این نامه هفت عضو مرا هفت هیکل است
کایمن کند ز هول سباع و شر هوام.
خاقانی.
- به شر شب گرفتار شدن ؛ شب هنگام در تاریکی دراز گرفتار آمدن.
- خیر و شر کردن ؛ نوعی فال گیری است که خطی چند بی توجه به شمردن آن کشند و سپس عدد اول آن را خیر و دومی را شر نامند اگر عدد به شر ختم شود فال بد و اگر به خیر منتهی گردد فال نیک است. (یادداشت مؤلف ).
- شر شب ؛ دراز کشیدن شب بر کاروان و مسافر. سرگردان شدن مسافر.
- شر شب شکستن ؛ در اصطلاح مکاریان ، صبح نزدیک شدن. یعنی زمانی از شب رسیدن که عادتاً دزدان در آن وقت ناگزیر از خفتن شده باشند. (یادداشت مؤلف ).
- || توسعاً پاسی از شب گذ ...

معنی شر به فارسی

شر
بدشدن، بدی کردن، بدی، فساد، فاسدشدن، شرور، بدکار، بدکارتر، بدکردارتر، بسیارشریر، اشرار
( صفت ) ۱ - بد کارتر بد کردار تر . ۲ - بسیار شریر جمع : شرار .
نامی است از جمله نامهای آفتاب عالمتاب .
[ گویش مازنی ] /shar/ شهر - شر فاسد – بدکردار ۳مکانی مشخص ۴شرح و تفصیل & شعر - شیر – سلطان جنگل ۳شیر آب و غیره
۱- بدترین شهرها ۲- لقبی است که خاقانی بشهر خود - شروان داده : یا رب ازین حبسگاه بازرهانش که هست شروان شرالبلاد خصمان شرالدواب ٠ ( خاقانی )
مقابل خیر اندیش بد سگال بد اندیش
عمل شر اندیش بد اندیشی
فتنه بر پا کردن فساد بر انگیختن
غوغائ مفتن فتنه انگیز و مفسد و مفتن .
فتنه انگیزی فساد .
عمل شر انگیز
( صفت ) برنگ شیر سفید .
[ گویش مازنی ] /shar bet/ شربت - نوعی علف هرز
[ گویش مازنی ] /sher paleng kaa/ از انواع بازی های گروهی ویژه ی نوجوانان و جوانان
[ گویش مازنی ] /shar talok/ اهل دعوا آشوب طلب کسی که به دنبال شر می گردد
مدعایی را پیش از اثبات در محکمه ای با دادن وجهی قبول کردن و سود و زیان آن را بخود اختصاص دادن .
...

معنی شر در فرهنگ معین

شر
(شَ رّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بدی . ۲ - بدذاتی . ۳ - فساد.

معنی شر در فرهنگ فارسی عمید

شر
۱. [مقابلِ خیر، جمع: شرور] بدی، فساد.
۲. ضرر، زیان.

شر در دانشنامه اسلامی

شر
معنی شَرَّ: شرّ - بدي - بدتر - بدترين
معنی خَبَالاًَ: شر وفساد
معنی شَّيْطَانُ: موجودي سراپا شر
معنی نَّجْدَيْنِ: دو سر بالایی (کلمه نجد به معناي راهي است به سوي بلندي ، و مراد از نجدين راه خير و راه شر است و اگر راه خير و شر را نجد خوانده ، براي اين بوده که هر دو مستلزم رنج و مشقت است )
معنی سَيَکْفِيکَهُمُ: به زودي دربرابر آنان تو را کفايت مي کند (از شر آنها تورا حفظ مي کند)
معنی جُنَّةً: سپر-پرده و پوششي است که با آن خود را از شر حفظ ميکنند
معنی يَعِدُکُمْ: به شما وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی يَعِدُهُمْ: به آنان وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی سَّلَامُ: سلامت و عافيت -عاري از آفات ظاهري و باطني - کسي که با سلام و عافيت برخورد کند ، نه با جنگ و ستيز ، و يا شر و ضرر .
معنی شِقْوَتُنَا: بدبختي (شقاوت و شقاء ضد سعادت است ، و سعادت هر چيزي خيري است که مختص به او است و شقاوتش نداشتن آن خير است و به عبارت ديگر : شقاوت به معناي شر مختص به هر چيزي است )
معنی وَعِيدِ: وعده شرّ - وعده عذاب (کلمه "وعد" بدون همراهي با کلمه وعيد هم معناي وعده خير مي دهد و هم به معناي وعده شر . ولي اگر هر دو با هم در کلامي بيايند ، وعد به معناي وعده خير ، و وعيد به معناي وعده شر خواهد بود.لذا خلف وعده مقبوح و زشت است ولي خلف وعيد نشانه...
معنی يُصِيبُ: اصابت مي کند - مي رسد(کلمه مصيبت به معناي واقعه و حادثهاي است که به انسان يا هر چيز اصابت کند ، و اسم فاعل از مصدر اصابت است ، و از اصابه تير به هدف منشا گرفته ،هم شامل اصابه حوادث خير ميشود و هم اصابه حوادث شر ، و لي استعمال آن در شر غلبه دارد ، در ...
ریشه کلمه:
شرر (۳۱ بار)

بد و ضرر راغب گفته: شر آن است که همه از آن اعراض می‏کنند چنانکه خیر آن است که همه به آن مایل می‏شوند طبرسی فرموده خیر نفع خوب و شرّ ضرر قبیح است . در آیات گاهی معنی ضرر مناسب است مثل آیه فوق و گاهی معنای قبیح و بد نحو . در اقرب الموارد گوید: شرّ اسمی است جامع تمام رذ ...


شر در دانشنامه ویکی پدیا

شر
شر در برابر خیر، مفهومی نزدیک به بی اخلاقی است در فلسفه اخلاق خیر به وجود، وجود مطلوب و لذت؛ و شر به عدم، فقدان کمال و درد و رنج تعریف شده است. این سؤال که آیا شر نسبی، مطلق یا موهوم است به چهار دیدگاه متقابل منجر می شود: مطلق گرایی اخلاقی، نسبی گرایی اخلاقی، اخلاق ستیزی و جهانی گرایی اخلاقی.
شر اخلاقی یا خطا
شر طبیعی یا فیزیکی: رنج هایی که بر موجود عاقل و حساس وارد می شوند.
شر فلسفی یا متافیزیکی: تمام موجودات به جز خدا مصداق این نوع شر هستند، زیرا دارای نقص وجودی می باشند.
در یک تقسیم بندی متداول، شر را از جهت مصداق به دو دسته تقسیم می کنند:شر اخلاقی و شر طبیعی. شر اخلاقی، شری است که مستقیماً در نتیجه عمل ناپسند انسانی به وجود می آید؛ مانند قتل، دزدی، غارت و تجاوز. همچنین زلزله، آتشفشان، سیل، طوفان و امراض لاعلاج نیز نمونه هایی از شرور طبیعی هستند.
لایبنیتس شرور را سه دسته می داند:
در تقسیم بندی دیگری، می توان شرور را در چهار گروه جای داد:
شر به معنی فقدان کمال و درد و رنج است.
شِر (خواننده)
شِر (فرانسه)، از شهرستان های فرانسه
شر همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شر (به انگلیسی: Cher) (زاده ۲۰ مه ۱۹۴۶ با نام شرلین سرکیسیان) خواننده و بازیگر آمریکایی است. وی یکی از چهره های معروف خواننده و بازیگر در دنیا می باشد و در دهه ۱۹۶۰ هنگامی که آلبوم همراه با سانی را خواند به شهرت رسید.
سونی بونو
پدر شر از تبار آمریکایی ارمنی و مادر او آمریکایی دو رگه است. وی تنها هنرمندی است که همه جوایز اسکار و گولدن گلوب و گرمی و ایمی و جشنواره کن را با هم برده است.
شغل:ترانه سرا و تهیه کننده ازدواج:۱۹۷۴---- طلاق: ۱۹۷۵.
شغل:خواننده ازدواج: ۱۹۷۵ - طلاق: ۱۹۷۹.
شر رودی است به لوار می ر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شر در دانشنامه آزاد پارسی

شَرّ
(در لغت به معنی بدی در مقابل خوبی یا خیر) در سه جایگاه استعمال شده است. ۱. شرّ طبیعی، همچون بیماری ها و حوادث مضر طبیعی چون زلزله ۲. شرّ اخلاقی، همچون صفات رذیلۀ نفس و اعمال ناپسند چون دروغ و دزدی. ۳. شرّ فلسفی، به معنی فقدان کمال در موضوعی که می تواند کمال مند باشد. فلاسفه با تحلیل خیر و شرّ، خیرها را امور وجودی می دانند و شرّها را امور عدمی و چون علت العلل را دارای حکمت و عدل کامل می دانند، وجود موجودی را که شرّش غالب یا با خیرش مساوی باشد، محال می دانند و نتیجه می گیرند که هر آنچه در عالَم موجود است خیر است. بنابراین شرور طبیعی فی نفسه خیرند و شرّ آن ها اضافی است؛ شرور اخلاقی نیز شرور مقایسه ای است و منشأ آن ها فقدان کمال است، پس موضوع آن ها فی نفسه خیر است. نیز ← خیر

شر در جدول کلمات

شر
بدی
شر و بدی
فساد
شر و ضد نیک
بد
مثل پیش بینی شر کردن
نفوس بد زدن

شر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دانیال
دست پاچه شدن . حول کردن .
دانیال
دسپاچه شدن . حول شدن . شر ور =... ور در گذشته انجام کاری سخت جهت راستی ازمایی بوده در دین زرتشت .از جمله این کار ها ذغال سرخ در دست گرفتن و امثالهم ... شر و ور یعنی حول کردن و ترسیدن از انجام ور . که میشود شر ور .الان به غلط شرو ور را سخن بیهوده معنی میکنند .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شر خواننده   • شر خواننده آهنگها   • شر چیست   • شر خواننده آلبومها   • شر believe   • شر if i could turn back time   • شر خواننده فیلمها و نمایشهای تلویزیونی   • شر closer to the truth   • معنی شر   • مفهوم شر   • تعریف شر   • معرفی شر   • شر یعنی چی   • شر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شر

کلمه : شر
اشتباه تایپی : av
آوا : Sarr
نقش : صفت
عکس شر : در گوگل

آیا معنی شر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )