برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1398 100 1

شرطه

/Sorte/

مترادف شرطه: بادموافق، شرط، پیمان، پاسبان، پلیس، شحنه، چاوش، طلایه دار، کوتوال

برابر پارسی: پاسبان

معنی شرطه در لغت نامه دهخدا

شرطة. [ ش ُ طَ ] (ع مص ) معلق کردن چیزی را بچیزی. یقال : خذ شرطتک. (از منتهی الارب ).

شرطة. [ ش ُ طَ ](ع اِ) یا شرطه. یکی شُرَط لغت نادری است بمعنی گروو گروگان و مورد شرط. (از اقرب الموارد). || شرط و پیمان. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || اعوان و انصار و اولیای مرد. و منه : یا شرطة اﷲ؛ ای انصار اﷲ. (از منتهی الارب ). گروهی از یاران حکام. (از تاج العروس ). یکی شُرَطو شرط برگزیدگان لشکر باشند. (از یادداشت مؤلف ). || علامت. ج ، شُرَط. نشانی و علامت. (غیاث اللغات ) (از لسان العرب ). علامت. (مفاتیح ) (تفلیسی ) (مهذب الاسماء). || شغلی جز حسبه است. (یادداشت مؤلف ). قال : [ طغتکین اتابک سلطان دمشق ] انی ولیتک امر الحسبة... و ضممت الیک النظر فی امور الشرطة.(معالم القربة ص 13). || چاوش شحنه و سرهنگ آن ، شرط کصرد جمع و هم اول کتیبة تشهد الحرب و تتهیاء للموت. اول گروهی از لشکریان که در جنگ حاضر شده و آماده ٔ مرگ باشند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شرطی. سرهنگ. شحنه. چاوش. (صراح اللغة). در لغت نامه ٔ اسدی مینویسد: جلویز مفسد است و در نسخه ٔ دیگر از اسدی می نویسد جلویز شرطه بود. در نسخه ٔ دیگر اسدی مینویسد جلویز شرطه بود؛ یعنی غماز. (یادداشت مؤلف ). پلیس. (تاریخچه ٔ تمدن جرجی زیدان ج 1 ص 191). || پیاده ٔ کوتوال شرطی کترکی و شرطی کجهنی سموا بذلک لانهم اعلموا انفسهم بعلامات یعرفون بها، نامیده شده اندبدان زیرا در خود نشانهایی قرار دارند که بدان نشانها شناخته می شوند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
- شرطة الخمیس ؛ نامی که امیرالمؤمنین علی (ع ) به یکی از چهار طبقه ٔ شیعه ٔ خویش داد و آنان را شرطة الخمیس از آن گویند که آنحضرت فرمود: چنانکه پیامبری از پیامبران به اصحاب خود گفت : پیمان کنید و من با شما نکنم جز بر بهشت من نیز با زر و سیم با شما پیمان نبندم بلکه پیمان ما بر سر بهشت باشد. (ابن الندیم ص 249).
|| باد موافق. باد مراد و بعضی بادی را گویند که مزیل طوفان باشد:
با طبع ملولت چکند دل که نسازد
شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی.
سعدی.
بخت بلند باید و پس کتف زورمند
بی شرطه خاک بر سر فلاح و بادبان.
سعدی.
- باد شرطه ؛ باد موافق. (از غیاث اللغات ). با ...

معنی شرطه به فارسی

شرطه
آنچه که شر شود، شرط وپیمان، نگهبان برگزیده، نگهبان وپاسبان شهر، افسرشهربانی
( اسم ) باد موافق .

معنی شرطه در فرهنگ معین

شرطه
(شَ یا شُ طِ) [ هند ] (اِ.) باد موافق .
(دِ شُ طِ) (اِمر.) باد مساعد برای کشتیرانی .

معنی شرطه در فرهنگ فارسی عمید

شرطه
بادی که برای کشتی رانی مساعد باشد و کشتی را به مقصد برساند، باد موافق.
۱. نگهبان و پاسبان شهر، افسر شهربانی.
۲. [قدیمی] نگهبان برگزیدۀ حاکم.

شرطه در دانشنامه ویکی پدیا

شرطه
شرطه نهادی برقرار کرده نظم و امنیت شهری در دوران خلافت است که تأسیس آن به زمان خلافت راشدین می رسد. این نهاد به دیگر نهادهای حکومتی نظیر قضات نیز یاری می کرد و نقش پلیس را ایفا می نمود. در دوران خلافت علی بن ابی طالب، نیروی شرطه تحت عنوان شرطة الخمیس فعالیت می کرد. در دوران عباسیان نیز شرطه بغداد ایجاد شد. این نهاد در آن دوره در حدی قدرت داشت که منصور دوانیقی آن را یکی از چهار نهاد اصلی حکومت می دانست. از زمان منصور تا خلافت مأمون همه فرماندهان شرطه از عرب بودند. در زمان خلافت مأمون ، طاهر بن حسین به فرماندهی شرطه بغداد منصوب و این سمت به طور موروثی برای حدود چند دهه تا خلافت معتضد، جز مدت کوتاهی، در خاندان طاهری باقی ماند. پس از آن فرماندهی شرطه بغداد در اختیار ترکان قرار گرفت.
جایگاه و توانمندیهای سیاسی نهاد شرطه بغداد (از تاسیس تا اوایل عصر بویهی)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شرطه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
شُرطه: عربی-نگهبان،پاسبان،جانپاس!
معادل عربی پُلیس (واژه ای فرانسوی) است!
که فرق می کند با نَظمیّه: شهربانی،نیرویِ انتظامی

شُرطه: شارتا(شَرتا)،واژه ای سانسکریت(سَنسکریت)-
باد مؤافق و همراه،باد هم مسیر و هم جهت
سارا
شرطه به معنای باد موافق است
و این کلمه عربی نیست در اصل لغت سانسکریت و هندی است.
اصل املای آن شرتا بوده است در کتاب عجائب الهندبره و بحره تالیف بزرگ بن شهریار الناخده الرام هرمزی که در حدود سنه ۳۴۲ تالیف شده که این کتاب در کتابخانه ملی پاریس است به شرتا اشاره شده و همچنین در کتاب احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• باد شرطه یعنی چه؟دهخدا   • شرطه به چه معناست   • معنی باد شرطه   • بادشرطه یعنی چه   • باد شرطه دهخدا   • معنی شرطه   • مفهوم شرطه   • تعریف شرطه   • معرفی شرطه   • شرطه چیست   • شرطه یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی شرطه
کلمه : شرطه
اشتباه تایپی : avxi
آوا : Sorte
نقش : اسم
عکس شرطه : در گوگل

آیا معنی شرطه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )