برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

شبکه

/Sabake/

مترادف شبکه: کانال، تور، گروه، پنجره مشبک

برابر پارسی: تار

معنی شبکه در لغت نامه دهخدا

شبکة. [ ش ُ ک َ ] (ع اِ) قرابت و خویشاوندی. (از اقرب الموارد). قرابت : بینهما شبکة؛ میان آن دو قرابت و نسبت است.(از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء).

شبکة. [ ش َ ب َ ک َ ] (ع اِ) دام شکارچی در آب یا در خشکی. (از اقرب الموارد). فخ. کمین. دام. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هرچه مثل دام و تور و سوراخ سوراخ باشد. (فرهنگ نظام ). ج ، شبک و شباک. (اقرب الموارد). || چاههای نزدیک به هم. (از منتهی الارب ): هجمنا علی شبکة؛ یعنی حمله بر چاههای نزدیک به هم بردیم. (از اقرب الموارد). چاههای نزدیک به هم که به یکدیگر راه داشته باشد. (از متن اللغة). || چاههای کم آب ظاهرو نمایان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || زمین بسیارچاه. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). در صحاح آمده است که شاید وجه تسمیه ٔ چاهها به شباک از روی زیادی و نزدیکی آنها با یکدیگر در روی زمین باشد. (از اقرب الموارد). || سوراخ کلاکموش. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || رأس. ج ، شَبَک. (از ذیل اقرب الموارد). || مجمع لغوی مصر آن را بر تور سر زنان که جهت حفظ آشفتگی موی به سر بندند اطلاق کرده است. (از متن اللغة) . || رشته ٔ لوله های آب شهر را نیز شبکه خوانند. (از متن اللغة).

شبکة. [ ش َ ب َ ک َ ] (اِخ ) آبی است در أجاء. (منتهی الارب ).

شبکة. [ ش َ ب َ ک َ ] (اِخ ) آبی است در خاور سمیراء ازآن ِ قبیله ٔ اسد. (از منتهی الارب ).

شبکة. [ ش َ ب َک َ ] (اِخ ) آبی است مر بنی قشیر را. (منتهی الارب ).

شبکة. [ ش َب َ ک َ ] (اِخ ) نام سه آب دیگر است مر بنی نمیر را. ونام چاه و آبهای دیگر نیز باشد. (از منتهی الارب ).

شبکه. [ ش َ ب َ ک َ / ک ِ ] (ع اِ) شبکة. این اصطلاح برای خطوط متعدد و کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لوله های آب که در ناحیتی محدود یا وسیع نصب شده باشد (برحسب مورد) به کار رود.

معنی شبکه به فارسی

شبکه
هرچیزسوراخ سوراخ، تورماهیگیری، دام صیاد
( اسم ) ۱ - هر چیز سوراخ سوراخ . ۲ - پنجره و روزنه سوراخ سوراخ . ۳ - تور ماهیگیری . جمع : شباک شبکات . یا شبکه جاسوسی . دسته های جاسوسان با تشکیلات خاص که در کشوری به جاسوسی اشتغال ورزند .
[grid] [فیزیک] الکترودی در لامپ های خلأ که عبور الکترون ها را از کاتد به آند تنظیم می کند
[lattice] [ریاضی] یک مجموعۀ جزئاً مرتب (partially ordered set) که هر زیرمجموعۀ دوعضوی آن زبرینه و زیرینه داشته باشد
[network] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی، مهندسی مخابرات] مجموعه ای از گره های ارتباطی که ازطریق مجراهایی به هم متصل اند
[network] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← شبکۀ رایانه ای
[rose] [موسیقی] روزن های صوتی، معمولاً به شکل گُل، که بر روی صفحۀ سازهای زهی، به ویژه خانوادۀ بربط ها، ایجاد میشود تا بین هوای داخل جعبۀ صوتی و هوای خارج ساز ارتباط برقرار شود متـ . گُل 2
[grilling] [علوم و فنّاوری غذا] پختن غذا بر روی توری کباب پز با استفاده از حرارت تابشی
[grid layout, grid method, box system, grid planning, grid system] [باستان شناسی] تقسیم یک محوطۀ باستانی به شبکه ای از مربعات برای ثبت آسان تر پدیدارها و اشیا در هنگام کاوش متـ . شبکه بندی محوطه site grid
[site grid] [باستان شناسی] ← شبکه بندی
[map grid] [مهندسی نقشه برداری] شبکه ای که برای فراهم کردن یک دستگاه مختصات مناسب بر روی نقشه افکنده میشود
( صفت ) هر چیزی که دارای شبکه باشد آنچه که روزنه های شبکه مانند داشته باشد.
[network former, glass forming oxides, glass former] [سرام ...

معنی شبکه در فرهنگ معین

شبکه
(شَ بَ کَ یا کِ) [ ع . شبکة ] (اِ.) ۱ - هر چیز سوراخ سوراخ . ۲ - تور ماهی گیری . ۳ - در فارسی چند مؤسسه یا دستگاه وابسته به هم را گویند که در یک رشته کار کنند. ، ~بانکی مجموعة سازمانی به هم پیوسته با هدف اجرای عملیات بانکی . ، ~ کامپیوتری تعدادی کامپ

معنی شبکه در فرهنگ فارسی عمید

شبکه
۱. [جمع: شِباک و شَبَکات] هر چیز سوراخ سوراخ.
۲. [قدیمی] تور ماهیگیری، دام صیاد.
۳. چند مؤسسه یا دستگاه وابسته به هم که در یک رشته کار می کنند.

شبکه در دانشنامه ویکی پدیا

شبکه
شبکه عبارتست از مجموعه یا سیستم درون پیوندی (interconnected) انسانی یا فیزیکی که دسترسی به قابلیت یا توانایی خاصی را در محدوده ای از مکان و زمان فراهم می کند و در حالت مطلوب محدودیت مکانی و زمانی ندارد.
شبکه رایانه ای← مورد استفاده " ارتباط بین کامپیوتر ها "
موارد زیر نمونه های انواع شبکه می باشند: شبکه های کامپیوتری:
شبکه های فناوری:
شبکه های رسانه ای:
شبکه مجموعه یا سیستم درون پیوندیِ انسانی یا فیزیکی است که دسترسی به قابلیت یا توانایی خاصی را در محدوده ای از مکان و زمان فراهم می کند.
شبکه های زیستی
شبکه اجتماعی
شبکه ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
فیلم سینمایی شبکه با نام های قبلی فلش یا مصادره آخرین فیلم به کارگردانی ایرج قادری است که در سال ۱۳۸۹ ساخته شد. این فیلم درباره انتشار فیلم های خصوصی افراد است و اتفاقاتی پیرامون این موضوع را به تصویر می کشد. نیما شاهرخ شاهی، ماه چهره خلیلی، امیرعلی رنجبر، افسانه پاکرو، اکبر عبدی، ایرج قادری، سیروس گرجستانی، مجید مشیری، الیزابت امینی، میرطاهر مظلومی، مریم امیرجلالی و عباس امیری بازیگران "شبکه" هستند.
خبرگزاری پانا
پایگاه خبری تحلیلی سینمای ایران و جهان
شبکه (به انگلیسی: Network) فیلمی کمدی-درام به نویسندگی پدی چایفسکی و کارگردانی سیدنی لومت محصول سال ۱۹۷۶ است. فیلم نامزد ۱۰ جایزهٔ اسکار بود که ۴ جایزهٔ را در بخش های بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، و بهترین نویسندگی را ازآن خود کرد. بیاتریس استرایت برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن در این فیلم، تنها ۵ دقیقه و دو ثانیه در فیلم حضور داشت که تا کنون(سال ۲۰۱۴) کوتاه ترین نقش برنده اسکار ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شبکه در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:تور (اخترشناسی)

شبکه در جدول کلمات

شبکه ا ینترنت
وب
شبکه اطلاع رسانی ساختمان ایران
شاسا
شبکه انیمیشن صدا و سیما
پویا
شبکه بندی
کانالیزه
شبکه تفریح و سرگرمی تلویزیون
نسیم
کانال
شبکه تلویزیونی پر مخاطب فرانسه
فرانس بیست وچهار
شبکه خنده و سرگرمی تلویزیون
نسیم
وب
شبکه طنز و سرگرمی صدا و سیما
نسیم

معنی شبکه به انگلیسی

grating (اسم)
ساینده ، پنجره ، شبکه ، چارچوب اهنی ، گوشت ریز
net (اسم)
دام ، عمده ، تار عنکبوت ، تور ، شبکه ، توری ، تور ماهی گیری و امثال ان
grate (اسم)
زندان ، رنده ، میله های اهنی ، شبکه ، بخاری پنجرهای ، بخاری تو دیواری ، قفس اهنی ، صدای تصادم
trellis (اسم)
چفت ، چفته ، شبکه ، داربست ، داربست بستن
netting (اسم)
توری دوزی ، شبکه ، شبکه بندی ، تور سازی
mesh (اسم)
سوراخ ، چشمه ، شبکه ، بافته ، سوراخ تور پشه بند
network (اسم)
شبکه ، شبکه ارتباطی ، شبکه توری
lattice (اسم)
شبکه ، شبکه بندی ، توری منظم ، کار مشبک ، شبکه کاری
plexus (اسم)
پیچیدگی ، شبکه ، چیزهای درهم پیچیده
grille (اسم)
شبکه ، پنجره مشبک ، پنجره کوچک بلیط فروشها
meshwork (اسم)
شبکه ، شبکه کاری ، توری بافی ، کارهای مشبک
rete (اسم)
شبکه ، صفحه اسطرلاب
reticule (اسم)
شبکه ، شبکه شطرنجی و امثال آن
reticulum (اسم)
شبکه ، نگاری ، بافت همبند و مشبک ، شیردان جانور نشخوار کننده ، ساختمان شبکهای ، بافت نگاهدارنده اعصاب
treillage (اسم)
شبکه ، داربست ، چفته مو
trelliswork (اسم)
شبکه ، داربستبندی ، چیز شبکه مانند ، شبکه داربست

معنی کلمه شبکه به عربی

شبکه
شبکة , مشبک
مبشارة
مشبک
شبکة
مشبک

شبکه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ناصر قاطمه باف
نت
بهرام س
کارگروه، تاروار
شهریار آریابد
در پارسی همان " کاریز " است که هم به معنای کانال و هم به معنای شبکه می باشد و در زبان تازی به آن قنات گویند .
کاریز برون مرزی = کانال یا شبکه خارجی
کاریز ویچار= شبکه خبر
کاریز آبرسانی = کانل یا شبکه آبرسانی
اشکان
واژه شبکه مانند واژه های ایرانی است و چه بسا که ایرانی هم باشد .
واژه طبقه واژه ای که صد در صد ایرانی است و در اصل تبکه است که می بینیم همانند واژه شبکه است
علی باقری
شبکه: : [اصطلاح شرکت برق ] یک "شبکه" عبارتست از یک سری پست ها، خطوط، کابل‌ها و سایر تجهیزات الکتریکی که به منظور انتقال انرژی از نیروگاه‌ها به مصرف کننده نهایـــی متصل شده اند. دامنه شبکه ممکن است، به عواملی غیر از گروه بندی الکتریکی اتصالات یا تجهیزات محدود شود، به عنوان مثال، ممکن است محدودیتی بر یک ناحیه جغرافیایی خاص، یک ولتاژ، یک نوع جریان، یک مالکیت مطرح باشد یا ممکن است که آن تابعی از مرز بین نیروگاه‌ها و مصرف کننده‌های انرژی الکتریکی باشد.
محمدحسین بهاری
کاریز
بهترین پیشنهاد است. و پاس می‌داریم سخن مهربان اشکان گرامی را، که پذیرفتنی است شبکه واژه‌ای پارسی باشد.
انوش کازمی
تارینه - تورینه
اُمید خوزستان
می شود گفت تور، برای نمونه. البته زدودن زبان از همه ی وام واژگان عربی هم پسندیده و کارآمد نیست، اما بسیار مهم است تا جایی که می توانیم از واژگان هم چم فارسی هم بهره ببریم. افزون بر آن در بسیاری باره ها نمی توان بدرستی بازدانست که بن واژه عربی بوده یا فارسی، بدلیل داد و ستد بسیار دیرین میان زبان های ایرانی و سامی که مردم می پندارند تنها پس از پیدایش اسلام انجام گرفت، اما این روند از زمان هخامنشیان آغاز شد و نخست بیشتر اعراب بودند که از ایران وام می گرفتند. خلاصه باید از همه ی توانایی های زبان سود برد اما نباید تندروی کرد و به هر نرخی عربی را از فارسی زدود. اگر گزینواژه ی برازنده ای نباشد، بهتر است از اصطلاحات رایج عربی استفاده کرد و از خودمان واژه های من درآوردی نسازیم. واژه سازی کار زبانشناسان است، نه هر کس. می توانیم پیشنهادهای خودمان را برای فرهنگستان زبان بفرستیم. ضمناً نمی شود واژه ای را از پهلوی برداشت و به همان شکل در فارسی آورد، باید واژه را کمی دگرگون ساخت تا از نظر آوایی به فارسی امروزی همخوانی داشته باشد. برای نمونه نمی توان واژه ی "هْوزواریشن" را به همین شکل وارد زبان امروزی کرد، باید آن را به "هْوزوارِش" دگرگون کرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پخش زنده فوتبال شبکه 3   • پخش زنده شبکه 2   • شبكه ورزش   • پخش زنده شبکه های سیما   • پخش زنده شبکه 1   • پخش زنده شبکه نسیم   • جدول پخش شبکه 3   • پخش زنده شبکه نمایش   • معنی شبکه   • مفهوم شبکه   • تعریف شبکه   • معرفی شبکه   • شبکه چیست   • شبکه یعنی چی   • شبکه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شبکه

کلمه : شبکه
اشتباه تایپی : af;i
آوا : Sabake
نقش : اسم
عکس شبکه : در گوگل

آیا معنی شبکه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )