برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

شایع

/SAye'/

مترادف شایع: رایج، ساری، متداول، پراکنده، جاری، گسترده، منتشر، آشکار، فاش

متضاد شایع: نامتداول

برابر پارسی: فاش، پراکنده، همه گیر

معنی شایع در لغت نامه دهخدا

شایع. [ ی ِ ] (ع ص ) مأخوذ از شائع تازی. بمعنی بهره ٔ بخش ناکرده. (ناظم الاطباء). بهره ای که جدا نشده است از حصه ٔ دیگران. مشاع. (یادداشت مؤلف ). || ظاهر و فاش و آشکارا. منتشر و معروف. چیزی که همه کس آن را داند و بر وی مطلع باشد. (ناظم الاطباء) : و حال علو همت و کمال بسطت ملک او از آن شایعتر است که در شرح آن به اشباع حاجت افتد. (کلیله و دمنه ). و ذکر این معنی از این شایعترست. (کلیله و دمنه ). و اجتهاد او در عالم شایع باشد. (کلیله و دمنه ).... صیت سایر و ذکر شایع یابد. (سندبادنامه ص 8). انعام او درباره ٔ اهل علوم و اصحاب هنر شایع و مستفیض. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 206). رجوع به شائع شود.
- خبر شایع ؛ پراکنده و فاش. خبری مستفیض.
|| عام و شامل عموم شونده. (تتبعات مینوی بر کلیله ص 145) : سوم آنکه مالش اصحاب مکر و فجور و قطع اسباب ایشان راحتی شامل و منفعتی شایع را متضمن است. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 145). || مورد قبول همگی. (تتبعات مینوی بر کلیله ص 386) : آنکه اصلی کریم و ذات شریف دارد و جمالی رایق و عفافی شایع. (کلیله چ مینوی ص 386).

معنی شایع به فارسی

شایع
فاش، پراکنده، آشکارا، خبرپراکنده ومنتشرشده
( اسم ) ۱ - فاش آشکار آشکارا . ۲ - پراکنده رایج .
( مصدر ) منتشر گشتن فاش گردیدن .
( مصدر ) منتشر کردن فاش کردن .

معنی شایع در فرهنگ معین

شایع
(یِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - فاش ، آشکار. ۲ - پراکنده ، رایج .

معنی شایع در فرهنگ فارسی عمید

شایع
۱. ویژگی آنچه در افواه مردم پراکنده و منتشر شود.
۲. گسترش یافته، پراکنده، منتشرشونده: بیماری شایع.
۳. مورد قبول همه، رایج.
۴. [قدیمی] ویژگی آنچه همه را دربر گیرد، فراگیر.
۵. [قدیمی] مشهور.

شایع در جدول کلمات

شایع
رواج
شایع ترین بیماری مفصلی
ارتروز
شایع ترین بیماری••••••
افسردگی
بزرگ شدن قلب که شایع ترین دلیل آن نارسایی قلب است و بیشتر بیماران در گروه سنی 50 تا 80 سال قرار دارند
کاردیو مگالی
ویروس خطرناکی که به تازگی شایع شده است
ابولا
ویروس کشنده جدیدی که در برخی کشورهای آفریقایی و عربی شایع شده است
ابولا
یکی از شایع ترین شکایت های بیماریها است
سردرد
از شایع ترین شکایت های بیماریها
سردرد

معنی شایع به انگلیسی

incident (صفت)
تابع ، شایع
current (صفت)
رایج ، روان ، متداول ، معاصر ، جاری ، باقی ، شایع ، تزند ، سیال
rife (صفت)
معمولی ، پر ، متداول ، عمومی ، عادی ، زیاد ، شایع ، مملو
prevalent (صفت)
برتر ، رایج ، متداول ، مرسوم ، شایع ، فائق
rampant (صفت)
شایع ، حکمفرما
widespread (صفت)
متداول ، شایع ، گسترده ، همه جا منتشر
publicized (صفت)
شایع
regnant (صفت)
حاکم ، شایع ، مسلط ، حکمفرما ، سلطنتی ، سلطنت کننده

معنی کلمه شایع به عربی

شایع
حادثة
استفاض

شایع را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شایع رفیق فابریک   • شایع عکس   • شایع ویکی پدیا   • شایع کرم   • شایع فول البوم   • عکس های شایع   • بیوگرافی شایع   • محمدرضا شایع ویکی پدیا   • معنی شایع   • مفهوم شایع   • تعریف شایع   • معرفی شایع   • شایع چیست   • شایع یعنی چی   • شایع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شایع

کلمه : شایع
اشتباه تایپی : ahdu
آوا : SAye'
نقش : صفت
عکس شایع : در گوگل

آیا معنی شایع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )