شاگرد واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �ašakart� در فارسی میانه و به معنای کارآموز و از پی رفتن می باشد .
این واژه با ریخت �haša - karta� در اوستایی و به معنای پیرو و دنبال کننده آمده است .
این واژه با ریخت �əşkart� وارد زبان سغدی شده است .
شاگرد ؛
شخصی که شِگِرد کارها را گردآوری می کند و دارای گُرده می شود.
گرایش به گردآوری شِگِرد کارها.
اصطلاح دل و گُرده ی کار را داشتن از جهت خِبره بودن شخص و چَم و خَم کار را بلد بودن در انجام کارهای فنی دارای معنا و مفهوم می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
شِگِرد ؛ شیوه و روش و فَن و قِلِق و چَم و خَم انجام کارها که توسط شاگرد آموخته می شود برای گردآوری فنون.
کلمه ی خَم در اصطلاح چَم و خَم برای کارهای فنی به خمیدگی و پیچیدگی کارهای فنی اشاره دارد که باید دقت و رعایت شود.
کلمه ی چَم در اصطلاح چَم و خَم تغییر ریخت یافته کلمه ی شَم با اصطلاح شَم فنی داشتن می باشد.
اصطلاح شم فنی داشتن یعنی شخص به لحاظ خِبره بودن و خبر داشتن از روش های انجام کارها یا فنی، شامل فنون علمی در ذهن خودش است.
شم فنی داشتن یعنی شامل فنون علمی بودن.
تعاریفی مثل کارآموز و کارورز و فن آموز و فراگیر و کسب کننده ی علوم و غیره تعاریف موازی و غیرانطباقی برای کلمه ی شاگرد می باشد.
حکمت استفاده از افزونه حرف ش با طراحی سه نقطه بر روی آن در ابتدای ساختمان کلمه ی شاگرد در قانون افزونه ها اشاره به کثرت یک جریانی از مفاهیم و فنون در علوم مختلف را برای فراگیری ایجاد می کند.
نوآموز.
واژه شاگرد
معادل ابجد 525
تعداد حروف 5
تلفظ šāgerd
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [پهلوی: ašāgart]
مختصات ( گِ ) ( اِ. )
آواشناسی SAgerd
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مترادف و متضاد
منبع عکس. فرهنگ فارسی یا فرهنگ عمید
میلاو
جناب آزاد گرامی واژه اوست/ به معنی ، بالا ، بلند ، اوج
یک - ترکی نیست اذری هست و یک واژه ایرانی باستان است .
اولین متنی که واژه اوست را می توانی بیابی کتاب مقدس ایرانیان باستان اوستا می باشد که آورده شده /اوستان ذستانه/ یعنی دستهای بلندشده ( به آسمان )
... [مشاهده متن کامل]
هشتاد درضد واژگان رایج در ترکی که شما فکر می کنی ترکی هستند از زبان ایرانی وام واژه هستند
3 - من هم به عنوان یک آذربایجانی شاید نه همانند تو که فکر می کنی دنیا که هیچ حضرت آدم هم ترک بوده. من نیز فکر می کردم هر واژه ای که ما آذری ها در زبان آذری امروزی مان به کار می بریم اگر فارسی نیست پس ترکی هست؛اما این پیش ذهن روش برداشت غلطی هست که بهش می گویند عامیانه نگری به مقولات زبانشناسی و اتیمولوژی عامیانه
زبان را درک کردن، تخصص می خواهد و مطالعه، گرامی با خیالبافی نمی توان واژه ها را به یاردانقلی ها چسباند. ممنونم که نوشته ام خواندی و عاقلانه به اندیشه فرو رفتی . یاشا مین یاشد دوستوم
شاگرد و استاد هردوش فارسی هست شما هم با ریشه تراشی به جایی نمیرسی و زبان ترکی رو باید از یشه اون یعنی مغولی و اویغوری پیدا کنی نه فارسی
کسی که از کس دیگری چیزی یاد میگیرد ، دست آموز
زبان دری فارسی و ن پارسی که وجود ندارد
استاد عربی هست
افسوس افسوس چه بسیار فراوانند ملی گرایان تندرویی که همه واژگان زیبای پارسی به نام ترکی ثبت می کنند. جناب ازاد، شمایی که مردم را می فریبی و می کوشی که این زبان زیبا را تهی از واژه کنی، باید بدانی که استاد
... [مشاهده متن کامل] و شاگرد هر دو پارسی هستند و از زبان پهلوی گرفته شده اند. استاد در زبان پهلوی "استات" ostat بوده و شاگرد "اشاکرد" asahkart بوده است.
نوچه . . . . پادو . . . . وردست . . . . .
کلمه استاد و شاگرد ریشه ترکی دارند. استاد متشکل از دو جز ( اوست=والا=بالا ) و ( آد=نام ) به معنای والانام است که نشان از برتری جایگاه نسبت به شاگرد دارد و شاگرد نسب به استاد "در جایگاه پایین است".
ترجمه عبارت" در جایگاه پایین است " به زبان ترکی میشود :آشاقی یِردَ =آشاقییرد و به مرور زمان حرف الف از ابتدای ان حذف شده و حرف ق نیز گ تلفظ شده و تبدیل به شاگیرد شده است. ترک زبانان این کلمه را شاگیرد تلفظ میکنند.
... [مشاهده متن کامل]
آشاقی=پایین ، یِر= جایگاه، دَ= است
وردست
برگفته از کلمه شگرد، کسی که نزد استاد شگردها را می اموزد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)