برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

شاخسار

/SAxsAr/

معنی اسم شاخسار

اسم: شاخسار
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: محل انبوهی شاخه های درخت

معنی شاخسار در لغت نامه دهخدا

شاخسار. (اِ مرکب ) جای انبوهی درختان بسیار شاخ. (فرهنگ جهانگیری ). جایی از درخت که شاخهای بسیار رسته باشد. (فرهنگ رشیدی ). شاخ سر. (شعوری ) :
بر سر هر شاخساری مرغکی
بر زبان هر یکی بسم اللهی.
منوچهری.
شما با یار خود بر شاخسارید
نه چون من مستمند و دلفکارید.
(ویس ورامین ).
راویان را در شمار شاعران مشمر که هست
جای عیسی آسمان و جای طوطی شاخسار.
سنائی (از انجمن آرا).
شاخ شکوفه دار امیدم شکسته شد
چون از شکوفه قبه ٔ نوبست شاخسار.
خاقانی.
دست صبا بر فروخت مشعله ٔ نو بهار
مشعله داری گرفت کوکبه ٔ شاخسار.
خاقانی.
خامه ٔ مانی است طبع، چهره گشای جهان
نایب عیسی است ماه ، رنگرز شاخسار.
خاقانی.
بهشتی رسته در هر میوه داری
بشکل طوطیی هر شاخساری.
نظامی (ابیات الحاقی ).
دل ارشمیدس در آمد بکار
چو مرغان پرنده برشاخسار.
نظامی.
سایه و نور از علم شاخسار
رقص کنان بر طرف جویبار.
نظامی.
درخت آنگه برون آرد بهاری
که بشکافد سر هر شاخساری.
نظامی.
عشق در عالم نبودی گر نبودی روی زیبا
و رنه گل بودی نبودی بلبلی بر شاخساری.
سعدی (خواتیم ).
|| شفشاهنج. شفشاهنگ. حدیده. آهنی که آن را پهن ساخته در او سوراخهای بزرگ و کوچک کرده باشند و سیمکشان سیم را از میان آن بکشند. (فرهنگ جهانگیری ). افزاری است زرکشان و سیمکشان را و آن آهنی باشد پهن که سوراخهای بزرگ و کوچک در آن کنند و مفتول طلا و نقره را از آن کشند تا باریک و هموار برآید. (برهان قاطع). و آن را شفشاهنج وشفشاهنگ گویند و در اصل شفشاهنگ شوشه کش بوده چه فاءبدل واو است. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ).

معنی شاخسار به فارسی

شاخسار
قسمت بالای درخت که پرشاخ وبال باشد، شاخساره
۱ - قسمت اعلای درخت که پر شاخه باشد ۲ - جای انبوهی از درختان بسیار شاخ . ۳ - شاخه درخت . ۴ - ابزاری که از آن زرکشان و سیمکسان و آن قطعه آهنی است پهن و سوراخ سوراخ ( با سوراخهای کوچک و بزرگ ) که مفتول طلا و نقره را از آن گذرانند تا باریک و هموار گردد .

معنی شاخسار در فرهنگ معین

شاخسار
(اِمر.) ۱ - قسمت بالای درخت که پُر شاخه باشد. ۲ - جای انبوهی از درختان بسیار شاخ . ۳ - شاخة درخت .

معنی شاخسار در فرهنگ فارسی عمید

شاخسار
۱. قسمت بالای درخت که پرشاخ وبال باشد.
۲. شاخۀ درخت: عشق در عالم نبودی گر نبودی روی زیبا / گر نه گل بودی نخواندی بلبلی بر شاخساری. (سعدی۲: ۵۷۴).
۳. قطعۀ آهن یا فولاد سوراخ سوراخ که زرگر مفتول طلا یا نقره را از سوراخ آن می گذراند و می کشد تا باریک و هموار شود، شفشاهنگ، شفشاهنج.

شاخسار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساینا
محل انبوهی شاخه های درخت
نیلیا
شاخه درختی پر از شاخه
پارسا
محل زیاد شاخه
پارمیس مقیمی💖
شاخه ی بالای درخت که پر از شاخه است
....
قسمت بالا ی درخت که پر از شاخه باشد
نهال
قسمتي از درخت كهشاخه هاي زيادي دارد شخسار مي گوييم
مهرسا
قسمت بالای درخت که پر از شاخه است
علی
جایی که شاخه ها از شدت گستردگی درهم فرو رفته باشند
Vanda
جایی از درخت که پر از شاخه است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لواشک شاخسار   • معنی دمی   • معنی نغمه خوان   • معنی آشیان   • معنی کلمه نغمه خوان   • شباهت بهار و زمستان چیست   • معنی کلمه کهن   • به نام خداوند خورشید وماه   • معنی شاخسار   • مفهوم شاخسار   • تعریف شاخسار   • معرفی شاخسار   • شاخسار چیست   • شاخسار یعنی چی   • شاخسار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شاخسار

کلمه : شاخسار
اشتباه تایپی : ahoshv
آوا : SAxsAr
نقش : اسم
عکس شاخسار : در گوگل

آیا معنی شاخسار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )