برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

سیلاب

/seylAb/

مترادف سیلاب: سیل، لور | هجا، بخش

برابر پارسی: لاخیز، آواج

معنی سیلاب در لغت نامه دهخدا

سیلاب. [ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) سیل. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). توجبه. لاخیز. جریان روانی تند و سریع آب. (ناظم الاطباء) :
رهایی خواهی از سیلاب انبوه
قدم بر جای باید بود چون کوه.
(ویس و رامین ).
از زبر سیل بزیر آمد و سیلاب شما
گرچه زیر است رهش سوی زبر بگشائید.
خاقانی.
کنیزک خواست که آتش فتنه را بالا دهد و سیلاب آفت را در تموج آرد. (سندبادنامه ص 77).
آن دل که بود ز عشق خالی
سیلاب غمش بزاد حالی.
نظامی.
سلطان چون ایشان را از دور بدید دانست که سیلابی عظیم است. (جهانگشای جوینی ).
گرچه کوه است مرد را از پای
هم به سیلاب غم توان انداخت.
سیف اسفرنگ.
هر کجا باشند جوق مرغ کور
برتو جمع آیند ای سیلاب شور.
مولوی.
ببند ای پسر دجله چون آب کاست
که سودی ندارد چو سیلاب خاست.
سعدی.
دور از رخ تو دمبدم از گوشه ٔ چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت.
حافظ.
از حادثه لرزند بخود کاخ نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم.
صائب.
- سیلاب از سر گذشتن ؛ از چاره گذشتن کاری. تمام شدن و خاتمه پیدا کردن :
کنون کوش کآب از کمر درگذشت
نه وقتی که سیلاب از سر گذشت.
سعدی.
سیلاب ز سر گذشت یارا
ز اندازه بدرمبر جفا را.
سعدی.

سیلاب. (اِخ ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان. دارای 175 تن سکنه است. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات ، برنج ، پشم و لبنیات می باشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنین از طایفه ٔ طیبی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

سیلاب. [ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کره سنی بخش سلماس شهرستان خوی. دارای 520 تن سکنه. آب آن از دره ٔ دیرعلی و چشمه و محصول آنجا غلات ، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سیلاب. [ س ِ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان شیرامین بخش دهخوارقان شهرستان تبریز. دارای 464 تن سکنه. آب آن از چشمه. ...

معنی سیلاب به فارسی

سیلاب
سیل . یا سیلاب آب . سیل آب . یا سیلاب ارغوانی . ۱ - خون روان . ۲ - لشگر غمزدگان . یا به سیلاب دادن . در سیل فرو بردن غرق کردن .
دهی است جزو دهستان شیر امین بخش دهخوارقان شهرستان تبریز .
[storm water, storm water run-off] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آب سطحی که در نتیجۀ بارندگی شدید به مجاری آب وارد می شود
رسیدن سیلاب و فرا گرفتن ناحیه ای را : دور از رخ او دمبدم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت . ( حافظ ۵۷ )
سیلاب خیزنده . که سیلاب از آن برخیزد .
[flood plain/ floodplain/ flood-plain, floodland] [زمین شناسی] خشکی همواری در کنار رود که در هنگام طغیان از آب پوشیده می شود متـ . دشت سیلابی
[erosional flood plain] [زمین شناسی] سیلاب دشتی که درنتیجۀ فرسایش جانبی و فرسایش تدریجی دیواره های درّه تشکیل می شود
مجازا کرم کردن و بسیار بخشیدن
[storm sewer] [مهندسی محیط زیست و انرژی] مجرای ویژۀ جمع آوری رواناب شامل آب های سطحی و سیلاب

معنی سیلاب در فرهنگ معین

سیلاب
( ~ .) [ ع - فا. ] (اِمر.) نک سیل .

معنی سیلاب در فرهنگ فارسی عمید

سیلاب
آب فراوان که بر روی زمین جاری شود، جریان سریع آب، سیل: ببند ای پسر دجله در آب کاست / که سودی ندارد چو سیلاب خاست (سعدی۱: ۹۸).
زمین گود و پست که سیلاب در آن جمع شود، سیل گیر: ما از شراب لعل به همت گذشته ایم / سیلاب گیر نیست زمین بلند ما (صائب: لغت نامه: سیلاب گیر).
کنده ها و رخنه ها و شکاف هایی که در اثر سیل در روی زمین پیدا شود.

سیلاب در دانشنامه اسلامی

سیلاب
جریان سیلاب در دره ها و پیدایش کف، مثالی برای ماندگاری حق و ناپایداری باطل است.
انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا... کذلک یضرب الله الحق و الباطل. از آسمان آب فرستاد و هر رودخانه به اندازه خویش جاری شد، و آب روان کف بر سر آورد... خدا برای حق و باطل چنین مثَل زند.
نافرمانی قوم سبا
فاعرضوا فارسلنا علیهم سیل العرم... اعراض کردند. ما نیز سیل ویرانگر را بر آنها فرستادیم.

سیلاب در دانشنامه ویکی پدیا

سیلاب
سَیلاب به معنی سیل ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
سیلاب (بویراحمد)
سیلاب (سلماس)
سیلاب (قروه)
سیلاب دیگر نامواژه برای هجا
سیلاب یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان شیرامین بخش حومه واقع شده است. این روستا مابین شهرهای آذرشهر و عجب شیر واقع شده است. عمده فعالیت مردم این روستا کشاورزی و دامداری می باشد. به زبان ترکی آذری صحبت می کنند.
انگور باکیفیت این روستا معروف است. این روستا از اطراف با روستاهای الوانق و دهستان شیرامین و خانقاه و چوپان کره هم مرز است. از دیگر مشاغل مهم در این روستا کامیون داری و رانندگی ماشینهای باری سنگین و نیمه سنگین است. در سالیان اخیر تحصیل کرده های این روستا زیاد بوده و در مشاغل پزشکی و مهندسی واستادی دانشگاهی و معلمی و … افرادی را به جامعه تحویل داده است که در شهرهای مختلف کشور مشغول به کار می باشند.
روستای سیلاب با دریاچه ارومیه حدود ۵ کیلومتر فاصله دارد. این روستا در دامنه کوه قدم (قدم داغی) واقع شده که از طرف شرق و غرب در حال گسترش است.
هر قسمت از مناطق روستا اسم خاصی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد: کوشن - نارای - شورجا - نارای دره سی- کوللار - خره چی - کومه - بورون قاباغی - سیل باسان - گوی بل - و…
سیلاب به معنی سیل است.
سیلاب (سلماس) نام روستایی در نزدیکی سلماس
سیلاب (محله) نام یکی از محله های قدیمی شهر تبریز
سیلاب (آذرشهر) نام یکی از روستاهای آذرشهر
سیلاب (بویراحمد)
سیلاب (قروه)
هجا یا سیلاب، واحد صدایی در گفتار است.
سیلاب ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
سیلاب (بویراحمد)، روستایی از توابع بخش مارگون شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سیلاب در جدول کلمات

معنی سیلاب به انگلیسی

spate (اسم)
رگبار ، سیل ، سیلاب ، طغیان رود ، تعداد خیلی زیاد ، هجوم بیمقدمه
floodwater (اسم)
سیلاب
freshet (اسم)
سیلاب ، شرشر ، جوی اب شیرین
flowage (اسم)
مد ، سیلاب

سیلاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشاد عزیزی
هجا
آذریان عباسعلی
سیلاب تند آب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سیلاب   • تعریف سیلاب   • سیلاب چیست   • سیلاب کلمات   • سیلاب در زبان فارسی   • سیلاب در زبان انگلیسی   • مقاله سیلاب   • سیلاب سلماس   • مفهوم سیلاب   • معرفی سیلاب   • سیلاب یعنی چی   • سیلاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سیلاب

کلمه : سیلاب
اشتباه تایپی : sdghf
آوا : seylAb
نقش : اسم
عکس سیلاب : در گوگل

آیا معنی سیلاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )