برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

سیستم

/sistem/

مترادف سیستم: جهاز، دستگاه، نظام، سامانه، روش، قاعده، اسلوب

برابر پارسی: سامانه

معنی سیستم به فارسی

سیستم
اسلوب، قاعده، ترتیب، طریقه، نوع، سبک، شیوه، روش
( اسم ) ۱ - روش طریقه ترتیب قاعده . ۲ - دستگاه متری .

معنی سیستم در فرهنگ معین

سیستم
(تِ) [ فر. ] (اِ.) ۱ - روش ، طریقه . ۲ - دستگاه ، نظام . ۳ - مدل .

معنی سیستم در فرهنگ فارسی عمید

سیستم
۱. مجموعه ای متشکل از عناصر مرتبط با یکدیگر که مسئول انجام کار خاصی هستند، دستگاه: سیستم گوارشی، سیستم بانکی.
۲. آنچه شکل، ساختار، و یا تجهیزات متفاوت یک وسیله را تعیین می کند: سیستم کامپیوتر.
۳. مجموعه ای از قواعد و اصول تثبیت شده: سیستم متری.
۴. قاعده، شیوه.

سیستم

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> سیستم
هر چیز الکترونیکی که به هر وسیله ای سوار می شود

سیستم در جدول کلمات

سیستم
سامانه
سیستم روغن های موتوری
دیزل
سیستم عاملی در کامپیوتر
ویندوز
بارگذاری سیستم عامل در حافظ کامپیوتر که معمولا از دیسک سخت و گاهی از روی دیسک نرم انجام می شود
بوت
بخشی از سیستم ایمنی بدن به شمار می رود و در برابر بیماری های عفونی از بدن محافظت می کند
گلبولهای سفید
بخشی از سیستم فرمان که چرخها را به اکسل وصل می کند
سگ دست
بخشی از سیستم گوارش نشخوارکنندگان
نگاری
دارویی برای کاهش التهاب و تضعیف سیستم ایمنی
دگزامتازون
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین به منظور حفاظت از اکو سیستم ها زیستگاهها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا
در فرهنگ رایانه کسی که با یک سیستم تعامل دارد و از آن استفاده می کند
کاربر

معنی سیستم به انگلیسی

system (اسم)
دستگاه ، جهاز ، ترتیب ، نظم ، رشته ، سبک ، سلسله ، روش ، منظومه ، اسلوب ، نظام ، سیستم ، همست ، همستاد ، قاعده رویه

معنی کلمه سیستم به عربی

سیستم
نظام
نظامٌ اتحادي
بريد
حکم مطلق
صناعة

سیستم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمحمد
سیستم. مترادفِ واژهٌ سامانه. این واژه از زبان یونانی برخاسته، به صورت های Sustema و Sustematos، در زبان فرانسوی رسوخ نموده، بصورت "Système"، و بعداً وارد زبان انگلیسی شده است. در این زبان، این واژه بصورتِ System نوشته می شود. در خود انگلیسی هم این واژه بسته به موضوع معانی گوناگون دارد، مثلا" در علوم سیاسی "نظام" است
متین
سامانه
فرامرز فرشاد
کار آ یی
نیازعلی شمس
ساختار
پارساپارسیان
راژمان به پهلوی به معنای سیستم است و راژمند به معنای سیستماتیک است که از راژمان می آید
گویا این کلمه را دکتر محمود حسابی دوباره احیا کرد و پخش نمود
ایرزاد
سیستم
system : sy - st - em
sy = هَم
st = ایست از ایستادن
em = پسوند نام ساز هایرانوویچی مانند: تمام ( پارسی است : تَم همان هَم در همه است)
گرته برداری = هم ایست آم ، همیستام
دیگر پیش نمود ها :
همیستگان ، هَنداد ،رایمان ، راستمان، همسازگان ، همساختگان، همدازمان ، همدازگان ، همداختمان
( داز یدن و داختن به مینه ی کردن و کُنیدن است )
ب. الف. بزرگمهر
سامانه

واژه ی �سازند� را می توان همتراز �formation� گرفت. واژه ی �سامانه� را هم می توان از زاویه کارکردی آن بکار برد که همتراز �system� هست. واژه ی �نظام� هم از سویی واژه ای عمومی تر و در برآیند خود، گنگ تری است و هم از سوی دیگر، دربرگیرندگی هر دو واژه ی �سازند� یا �سامانه� را ندارد؛ گرچه آن را نیز تا اندازه ای می توان همتراز �سامانه� بشمار آورد. من در این مورد، واژه ای �سازند� را به آن های دیگر ترجیح می دهم.

برگرفته از نوشتار: �فرزند بیشتر، زندگی شادتر در سازند سرمایه داری ممکن نیست!�، ب. الف. بزرگمهر، دوم دی ماه ۱۳۹۲
http://www.behzadbozorgmehr.com/2013/12/blog-post_5659.html

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سیستم ماشین   • سیستم کیف پول دانشگاه صنعتی اصفهان   • ورود به سیستم گلستان پیام نور   • سیستم چیست   • سیستم جامع گلستان دانشگاه تهران   • تعریف سیستم   • سیستم تغذیه صنعتی اصفهان   • سیستم اتوماسیون تغذیه دانشگاه اصفهان   • معنی سیستم   • مفهوم سیستم   • معرفی سیستم   • سیستم یعنی چی   • سیستم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سیستم
کلمه : سیستم
اشتباه تایپی : sdsjl
آوا : sistem
نقش : اسم
عکس سیستم : در گوگل

آیا معنی سیستم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )