برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1432 100 1

سپندان


مترادف سپندان: خردل، اسفند، سپند، سپندین، دانه اسفند

معنی اسم سپندان

اسم: سپندان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: خردل

معنی سپندان در لغت نامه دهخدا

سپندان. [ س ِ / س َ پ َ ] (اِ) خردل و آن تخمی است دوایی. (از غیاث ) (آنندراج ) (برهان ) (صحاح الفرس ): خرفق ؛ خردل فارسی بلغت اهل شام و بمصر به حشیشة السلطان شهرت دارد و آن نوعی از سپندان است که برگش عریض باشد. (منتهی الارب ) : مریخ دلالت کند بر سپندان و گندنا... و سپند و ترب. (التفهیم ).
کیکیز و گندنا و سپندان و کاسنی
این هر چهار گونه که دادی همه دژن.
؟ (از فرهنگ اسدی چ اقبال ص 402).
نگاه کن که بقا را چگونه میکوشد
به خردگی منگر دانه ٔ سپندان را.
ناصرخسرو.
پیش من سرکه منه تا نکنی در دل
که بخرّی بدل سرکه سپندانم.
ناصرخسرو (دیوان چ تقی زاده ص 283).
و اگر آن چیز بمقدار سپندان دانه باشد. (تفسیر ابوالفتوح ).
همه به پله ٔ نیکی ز یک سپندان کم
به پله ٔ بدی اندر هزار سندانم
چه مایه بنده ٔ سندان دلم ترا ملکا
که در ترازوی نیکی کم از سپندانم.
سوزنی.
پس روزی قرصی چند ساخت و پلپل وسپندان در آن قرصها تعبیه کرد. (سندبادنامه ص 192).
پس آنگه فقیری سپندان خرد
بپاداش کنجد بقاصد سپرد.
نظامی.
نبیند چشم بد تا چند سوزی هر زمان خود را
که اندر چشم عزرائیل کم از یک سپندانی.
عطار.
- تخم سپندان ؛ حرف است. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) : تخم سپندان چند نوع است ، بعضی خرد است آن را حرف گویند واندر خوردنیهای گرم بکار دارند و بعضی سپید است و گرد آن را خردل گویند و اندر طلی ها بکار دارند و بعضی دراز است و آن را حب الرشاد گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
برِ گرز سندان شکافش عجب نی
که البرز تخم سپندان نماید.
خاقانی.
- سپندان سپید ؛ حرف بابلی. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- سپندان گرد ؛ تخم آن خردل است. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
|| (اِ مرکب ) مجمر. و این مخفف سپنددان است. (غیاث ) :
در سپندان بر سپندانی بود پیکان تو
دوخت تاند یک سپندان بر سپندان دگر.
سوزنی.
|| (اِ) تخم تره تیزک و بعربی حب الرشاد خوانند. (برهان ). تخم تره تیزک. ...

معنی سپندان به فارسی

سپندان
خردل
( اسم ) ۱ - گیاهی است از تیره صلیبیان که به طور خودرو در مناطق مرطوب و کنار جویها در اکثر نقاط ایران میروید . گلهایش کوچک و زرد رنگ و میوه اش خورجینک است و محتوی یک یا دو دانه است خدل فارسی حرف السطوح خردل صحرایی . ۲ - تخم اسفند . یا سپندان خرد . تخم خردل . یا سپندان سرخ . تخم تره تیزک .
تخم اسفند
نام موبدی وزیر شاپور دوم و شارح اوستا
موبد موبدان عهد شاپور ذوالاکتاف وی قسمتی از اوستا را گرد آورد . گفته اند برای جلب اعتماد مردم حاضر شد که نه من روی گداخته برسینه وی ریزند چنین کردند و بدو رنجی نرسید . کلمات قصار و پند هایی بزبان پهلوی بدو منسوب است بنام [ اندرز آتورپات سپندان ] یا [ اندرز آتورپات امهرسپنت ] که جزو متون پهلوی در بمبئی بطبع رسیده و آن نیز به نظم و نثر توسط ملک و شعرائ بهار ترجمه شده است .
موبد موبدان عهد شاپور ذوالاکتاف وی قسمتی از اوستا را گرد آورد . گفته اند برای جلب اعتماد مردم حاضر شد که نه من روی گداخته برسینه وی ریزند چنین کردند و بدو رنجی نرسید . کلمات قصار و پند هایی بزبان پهلوی بدو منسوب است بنام [ اندرز آتورپات سپندان ] یا [ اندرز آتورپات امهرسپنت ] که جزو متون پهلوی در بمبئی بطبع رسیده و آن نیز به نظم و نثر توسط ملک و شعرائ بهار ترجمه شده است .
موبد موبدان عهد شاپور ذوالاکتاف وی قسمتی از اوستا را گرد آورد . گفته اند برای جلب اعتماد مردم حاضر شد که نه من روی گداخته برسینه وی ریزند چنین کردند و بدو رنجی نرسید . کلمات قصار و پند هایی بزبان پهلوی بدو منسوب است بنام [ اندرز آتورپات سپندان ] یا [ اندرز آتورپات امهرسپنت ] که جزو متون پهلوی در بمبئی بطبع رسیده و آن نیز به نظم و نثر توسط ملک و شع ...

معنی سپندان در فرهنگ معین

سپندان
( ~ .) (اِ.) خردَل که طبیعت آن گرم است .

معنی سپندان در فرهنگ فارسی عمید

سپندان
= خردل

سپندان در دانشنامه ویکی پدیا

سپندان
سپندان معناهای مختلف دارد:
دانه خردل
دانه شاهی (سبزی)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سپندان

سپندان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سپندان   • مفهوم سپندان   • تعریف سپندان   • معرفی سپندان   • سپندان چیست   • سپندان یعنی چی   • سپندان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سپندان
کلمه : سپندان
اشتباه تایپی : s~knhk
عکس سپندان : در گوگل

آیا معنی سپندان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )